نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put up: 1. ساختن؛ بالا آوردن؛ برافراشتن ( خ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly in the ointment: موی دماغ
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distraction: اسباب حواس پرتی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
puncture: از اعتبار انداختن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with wild abandon: با سرخوشی با بی خیالی با بی قیدی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep under the rug: لاپوشانی کردن سرپوش گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pick up: 1. گرفتن و بلند کردن یا حرکت دادن چ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at face value: بی چون وچرا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doctoral dissertation: پایان نامه/رساله دکترا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relieved: نفس راحتی کشید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lend one's name to something: از چیزی حمایت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
figure in: گنجیدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well versed: کارکشته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wax philosophical: به شیوۀ فیلسوفانه سخن گفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
six figure: ( حقوق، دستمزد، غرامت ) نجومی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a career: کار و زندگی کسی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
code: شناسه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simmer: به اوج نزدیک شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go for: صادق بودن This issue goes for Iran ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a frenzy of activity: انبوهی از فعالیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
influential: اثرگذار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cannot help but: چاره ای جز . . . . نداشتن مثلا I ca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strain credulity: باورنکردنی به نظر رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
document: گاهی ممکن است در معنای استناد کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whistle another tune: نظر خود را تغییر دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
that will be the day: چشمم آب نمی خورد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a life of one's own: ماهیت مستقل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nip something in the bud: چیزی را در نطفه خفه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
deflate: باد کسی را خالی کردن غرور کسی را فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
devastating: ( پاسخ ) کوبنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backward looking: واپس گرایانه گذشته نگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
propaganda: جوسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a blinkered view: کوته نظرانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sending off: اخراج از بازی فوتبال کارت قرمز دریا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mismeasure: برآورد غلط غلط برآورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tax somebody's patience: کاسه ی صبر کسی را لبریز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
abandon oneself to: خود را به دستِ . . . سپردن تسلیمِ . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abandon oneself to: خود را به دستِ . . . سپردن تسلیمِ . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with wild abandon: با سرخوشی با بی خیالی با بی قیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with gay abandon: با سرخوشی با بی خیالی با بی قیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make allowances for: در نظر گرفتن منظور کردن جا را برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make allowances for: در نظر گرفتن منظور کردن جا را برای ...
٢ سال پیش
١