عدالت مجاوری

عدالت مجاوری - مهندس کامپیوتر< br> < br> - مترجم دو کتاب در زمینه برنامه نویسی سی شارپ < br> ( کتابها بصورت آنلاین قابل دسترس هستند در کتابفروشی ها و کتابخانه مرکزی دانشگاه های صنعتی شریف و شهید بهشتی و . . . ) < br> < br> - عضو مترجمان کانون نشر علوم تهران< br> - مدرس زبان انگلیسی/آیلتس ( سطح Advanced ) < br> - مدیرعامل شرکت پارسه طراحان ایساتیس< br> - برنامه نویس و توسعه دهنده اپلیکیشن های موبایل< br> - برنامه نویس و توسعه دهنده وب< br> - طراح، برنامه نویس و عکاس تورهای مجازی گوگل ( دارای مجوز گوگل ) < br> www. miras360. ir< br> - عکاس استریت ویوی مورد تایید گوگل < br> - طراح و برنامه نویس پروژه های مالتی مدیا و . . . < br> < br> موبایل : 00989159079867< br> وب سایت : www. miras360. ir< br> لینکدین : www. linkedin. com/in/edalat - mojaveri - webdesign - virtualtour360 - googlephotographer - 232690b4< br> < br> Managing Director of my own company - Translator of two books about computer programming language - Web and App Developer - Google Virtual Tour 360 Provider - Graphic Designer - Multimedia Designer and . . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



the status quo١٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧شرایط کنونی = the present situationگزارش
7 | 0
subdue١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧to subdue sb/sth کسی یا چیزی را تحت کنترل درآوردن ( مثل ترس، نیروهای شورشی، آدم مست و . . . )گزارش
12 | 0
kept in subjection١٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧کسی یا چیزی تحت کنترل قرار گرفتن ( مثل کشور یا احساسات )گزارش
0 | 0
repress١٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧repress : سرکوب کردن ( معمولا احساسات ) در مقابل suppress : سرکوب کردن معمولا انسان ها ( مثل معترضین )گزارش
32 | 1
at the expense of١٣:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - at the expense of sth : به قیمت نابودی چیزی ( اموال، زندگی کسی، کشور و . . . ) 2 - at the expense of sb = at sb's expense : به قیمت ناراحت کردن ... گزارش
60 | 0
make out١٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - نوشتن و پرکردن make out a form/prescription/check/list 2 - دیدن make out a ship approaching 3 - فهمیدن و درک کردن I can't make out what do you ... گزارش
44 | 1
objective١٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧در جایگاه اسم 1 - my main objective : هدف/goal در جایگاه صفت 2 - objective reports : واقعی/عینیگزارش
57 | 1
pledge١٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧در جایگاه فعل 1 - Pledge to do : قول انجام کاری را دادن 2 - Pledge $ to : قول پرداخت پول به کسی یا جایی را دادن مثل خیریه 3 - Pledge his loyalty/alle ... گزارش
97 | 0
sap١٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - شیره درخت یا گیاه 2 - شیره درخت یا گیاه را کشیدن 3 - شیره کسی را کشیدن، از رمق انداختن، تضعیف کردن to sap his energy = to sap him of his energy گزارش
34 | 0
appreciate١٢:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - appreciate sb : قدر کسی رو دونستن 2 - appreciate sth : درک کردن ارزش یا اهمیت چیزی. مثل اهمیت درک تفاوت بین آدم ها - مثل ارزش سلامتیگزارش
87 | 1
in the wake of١٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧در نتیجه، بعد از = as a result of, afterگزارش
7 | 0
ghetto١٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧محله اقلیت های مذهبی یا نژادی ( معمولا فقیرنشین )گزارش
23 | 0
apparently١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧ظاهرا = seeminglyگزارش
41 | 1
brute١٢:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - انسان بی رحم 2 - I saw a wild "brute" in the forest : حیوان ( بویژه بزرگ ) 3 - He used "brute force" to lift the heavy stone : قدرت فیزیکی زیادگزارش
7 | 0
hold a hearing١٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧to hold a hearing : برگزار کردن جلسه رسیدگی ( جمع آوری fact ها در مورد یک موضوع یا یک مساله )گزارش
2 | 0
hold a hearing١٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧to hold a hearingt : برگزار کردن جلسه رسیدگی ( جمع آوری fact ها در مورد یک موضوع یا یک مساله )گزارش
2 | 1
take for granted١٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧1 - . . . Take it for granted that : فرضو بر این میگیریم که . . . 2 - Take "sb/sth" for granted : قدر کسی/چیزی را ندانستن. مثل پدر و مادر ، سلامتی ، ... گزارش
101 | 1
realization١٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧درک - تحقق - نقدسازیگزارش
14 | 0