پیشنهادهای دکتر محمد امین شیخ رشیدی (٤٦٤)
چیزی که فهمیده شده و نتیجه گیری شده
دچار سوءتفاهم شدن، برداشت نادرست کردن
دوزاری کسی افتادن: متوجه شدن ، فهمیدن
دور آگاهی، ارتباط ذهنی یا احساسی دو نفر از راه دور بدون هیچ وسیله ای
به همین خیال باش،
ذهن وقاد: ذهن تیز فهم
سؤ تدبیر: درست فکر نکردن و تصمیم گیری نادرست منبع : فرهنگ موضوعی فارسی تألیف استاد بهروز صفر زاده
اگر دویاچند شخص از یک کلمه یا از یک موضوع فهم یکسانی داشته نباشد بطوریکه برای هر یک مفهوم و معنی واحدی وجود نداشته باشند سوءتفاهم حاصل می شود
هرعمل نکوهیده را عدوان و هر عمل پسندیده را احسان می گویند
انجام عملی که بموجب قرارداد و یا عرف برای حفظ مال غیر لازم است
ترک عملی که بموجب قراداد ویا عرف برای حفظ مال غیر لازم است
دگرگون کردن ، عوض کردن
بر اثر: در پی ، در نتیجه
کشک خود را ساییدن: دنبال کار خودبودن و در کار دیگران دخالت و فضولی نکردن
ممنوع التصرف: صفت اشخاص یا اموال است ۱ - وصف اشخاصی است که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع می باشند مانند محجورین ، دیوانه نمی تواند در اموال ...
کنایه از ایجاد توطئه برای برکنار کسی از شغل یا کاری یا موقعیت شغلی کسی را به خطر انداختن
اکل مال غیر به باطل : هرنوع تصرف به ناحق در مال غیر
تصاحب کردن جهان ، تصاحب کردن منابع کشورهای دیگر
هرچیز خوب و مفید نعمت است
اجرای حکم: عمل کردن به مفاد حکم ، عملی کردن مدلول حکمی که از مرجع صالح صادر شده است
دردسترس: قابل استفاده
صبغه اخلاقی: رنگ و ویژگی اخلاقی ، جنبه اخلاقی
برهمکنش: تاثیر متقابل
کار انجام شده و آثار و نتایج آن
کهنه و مستعمل که فاقد اثر ، نفوذ و جاذبه است
استطراداً:در حاشیه وبه اقتضای موقعیت منبع : فرهنگ موضوعی فارسی تألیف استاد بهروز صفر زاده
الزام: تعهد است ، الزامات تعهداتی که از قانون یا قرارداد ناشی می شود بطوری کلی عمل حقوقی ، واقعه حقوقی و قانون منشأ الزامات و تعهدات خواهند بود
بروز عذر مانع اجرای تعهد
هنجار: رفتار مورد پذیرش افراد جامعه
طرح دعوی در مراجع صالح قضایی
تحت اختیار
تحت تصرف درآوردن
تحت تصرف و سلطه بودن
وضع چیزی که تحت سلطه و اختیار است
تحت سلطه و اختیار کسی قرار گرفتن
در اختیار گرفتن ، تحت سلطه و اختیار خود قرار دادن
اخذ مبلغ مازاد بر تعرفه را زیر میزی گویند
شیر کوهی
روح پرفتوح: روحی موجب خیر و برکت و فتح و گشایش در امور است
مدت زمانی است که شخص کاری ویا شغلی را برعهده داشته است
تصدق: عقدی است منجر که موجب تملیک عین یا منفعت بلاعوض به قصد تقرب به خدا صورت گیرد ، پس تملیک عین یا منفعت منجز و بلاعوض که به قصد قربت انجام می شود ...
روزمرگی: ویژگی زندگی روزانه تکراری فاقد تنوع و تغییر و پیشرفت
ترک انفاق: ندادن خرج زندگی کسی که برابر قانون باید خرج زندگی او پرداخت شود ، دهنده نفقه را مُنفِق گویند که ملزم به پرداخت نفقه است ، واجب النفقه: کسی ...
ترتب : یعنی اینکه چیزی در پی چیزی دیگر آید ، آمدن چیزی پشت سر چیز دیگر، پیاپی آمدن مثلاً نتیجه و اثر در پی عمل یا واقعه عادی یا حقوقی می آید، اثر حقو ...
تخطی: عمل ( فعل یا ترک فعل ) عمدی یا غیر عمدی که به حکم قانون بر حسب مورد مستلزم مسئولیت مدنی ، کیفری و یا انتظامی باشد
فراقانونی: خارج بودن از شمول قانون است ، هر آنچه که از چارچوب قانون خارج باشد
دانش اموزی، دانش اندوزی ، فراگیری علم ، کسب دانش ، درس خواندن ، طلب علم
تبرع : در علم حقوق وصف عمل است و دارای معانی ذیل است ۱ - عملی که مسبوق به درخواست و تقاضای کسی نباشد ۲ - عملی در عوض مال یا تعهدی نباشد ۳ - عملی ک ...