برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دانیال

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بمعنای قراردادن یا جای دادن نیز هست
sometimes it's really hard to shove a story in a four_minute song
گاهی اوقات قرار دادن یک داستان درون یک آ ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

2 تقلبی، فیک. ١٤٠٠/٠١/٢٢
|

3 معروف کردن، بت ساختن از چیزی یا کسی ١٣٩٩/١٢/٢٠
|

4 از قرقره جدا کردن ١٣٩٩/١٢/١٧
|

5 کمین کردن و حمله کردن ١٣٩٩/١٢/١٥
|

6 کم
پایین
حقیر
ارزان
١٣٩٩/١١/٠٢
|

7 به معنای جنب و جوش، به وجد آمدن و شادی کردن نیز هست(بیشتر در موسیقی راک).
همچنین گاهی معنای تکیه کردن هم میده.
١٣٩٩/١١/٠١
|

8 اخلالگر، آشوبگر، خرابکار ١٣٩٩/١٠/٢١
|

9 نژاد پرست ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

10 سرپرست ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

11 به جرایمی گفته میشد که حد اکثر محکومیت و مجازات را دارند. ١٣٩٩/١٠/١٨
|

12 نیم نگاهی ١٣٩٩/١٠/٠١
|

13 به معنای اعتراض کردن هم هست.
نشان دادن خشم و نا رضایتی نسبت به چیزی.
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

14 دخیل بودن ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

15 بدون ،دفاع ضعیف ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

16 به معنای نگهبان، سرباز، و نام دیگر شیطان نیز هست ، و در بعضی موارد بمعنای برادر شیطان است، یا دست راست شیطان. ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

17 به معنای جای زخم
across his chest is scabbards rest
روی سینه اش جای شمشیر
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

18 مبارزه کننده، مبارز ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

19 واژگون شده یا واژگون ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

20 حاظر و آماده، آماده شدن یا بودن ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

21 محو شدن ١٣٩٩/٠٧/١٤
|

22 فرا رسیدن، night comes down شب فرا میرسد ١٣٩٩/٠٧/١٤
|

23 محدوده ١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

24 خرده پا ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

25 ترجیح دادن ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

26 پخش کردن ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

27 مبتلا کردن ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

28 غیر عمدی، بطور غیر عمد ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

29 فهمیدن،گرفتن،اطلاع یافتن
he deduced their intent
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

30 تحت پوشش
they developed a bio-weapon program disguised as a bio-botany project
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

31 بطور مخفیانه ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

32 عضو یک دسته خلافکار ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

33 رفت و برگشتی ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

34 بار ها ١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

35 خلاص شدن
رهایی یافتن
به فکر خود بودن
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

36 علاقه داشتن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|