نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pigheaded: لجباز It was just sheer pigheadedne ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fizzy: کف کننده fizzy mineral water
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
canoe: قایق رانی he had once canoed down t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ragamuffin: بچه گدا با لباس کثیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ragamuffin: بچه گدا با لباس کثیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kowtow: چاپلوسی she didn't have to kowtow t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recumbent: دراز کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yokel: روستایی. دهاتی. نادان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strabismus: لوچی. دوبینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fumigate: ضدعفونی کردن با گازو مواد شیمیایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fumigate: ضدعفونی کردن با گازو مواد شیمیایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
racketeer: قاچاق چی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
racketeer: قاچاق چی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
groggy: گیج. درست نتواستن فکر کردن the slee ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
madcap: آدم عجیب. دیوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clairvoyant: سایکیک. دارای قدرت ماوراطبیعی. پیشگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
levelheaded: آرام و معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
expiate: توبه کردن. جبران کردن their sins mu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expiate: توبه کردن. جبران کردن their sins mu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
convalescence: نقاهت. پس از بیماری a period of con ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
convalescence: نقاهت. پس از بیماری a period of con ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grouch: بد اخلاق rock's foremost poet and i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
curmudgeon: کج خلق. بداخلاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
curmudgeon: کج خلق. بداخلاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gambol: ورجه ورجه. جست وخیز the mare gambol ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gambol: ورجه ورجه. جست وخیز the mare gambol ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
simper: پوزخند. خنده زورکی she simpered, lo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simper: پوزخند. خنده زورکی she simpered, lo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk over: پیروزی آسان they won in a 12–2 walk ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reiteration: تکرار کردن برای روشن شدن موضوع the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reiteration: تکرار کردن برای روشن شدن موضوع the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overweening: اعتماد به نفس زیاد. خودخواه overwee ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instigation: اغوا. تحریک he was deported in 1891 ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
purport: معنی. مقصود I do not understand the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comeuppance: مجازات he got his comeuppance
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raillery: شوخی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raillery: شوخی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
indecorous: بی ادب. نامناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indecorous: بی ادب. نامناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light years ago: چند سال پیش. مدت ها پیش It all seem ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light years ago: چند سال پیش. مدت ها پیش It all seem ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll with it: خود را با چیزی وفق دادن I had no i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of your league: بدون مهارت و کم تجربه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be out of your league: بدون مهارت و کم تجربه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in a different league: در کاری بهتر بودن از کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in a different league: در کاری بهتر بودن از کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in league with somebody: باهم شریک جرم بودن به صورت مرموز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in league with somebody: باهم شریک جرم بودن به صورت مرموز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn up the heat: جدی بودن در رابطه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up the heat: جدی بودن در رابطه
٢ سال پیش