ترجمههای بردیا تیموری (١٠٧)
بخت اغلب کسانی که برایش بردباری دارند را با دلبستگی پاداش می دهد.
شکیبایی، زمان و پول بر همه چیز برتری می یابند.
کیفیت کار بیشتر برپایه شکیبایی ماست.
او به پرسنده خشمگین بین حضار پاسخی شکیبانه داد.
رایزن بودن نیازمند شکیبانه گوش دادن است.
رئیس شکیبا بود و به همه ایرادات طرح های پیشنهادی اش با دقت گوش داد.
اگر باهایش بیشتر شکیبا می بودید، او از شما اینقدر نمی ترسید.
آنها میخواستند بی درنگ ازدواج کنند ولی بردبار بودند و برآن شدند بشکیبند.
او تنها کامروا ترین مردم را به مهمانی هایش فرا میخواند.
من به ژرفی در باره ی موضوع اندیشیده ام ولی هنوز پاسخی ندارم.
او صدای ژرفی دارد و در گروه موسیقی کُر بم می خواند.
هنگامی که مادرش مرد، غم و اندوه ژرفی بر او چیره شد.
می توانستم بسی کم به گفتمان روشن فکرانه و ژرف آنها بیفزایم.
شما می توانید چیز های بسیاری را در این گنجه های ژرف بنبارید.
اقیانوس ها به همان اندازه که ژرف اند، گسترده نیز هستند.
بجا است که هرکس جامه ای درخورانه تن کنند.
پیدا کردن یک جامه بجا برای من سخت است.
یک چهره چرک آلود برای عکس مدرسه بجا نیست.
پوشاک ورزشی برای یک عروسی رسمی بجا نیستند.
مدیریت نیازمند روش های بهبود ارمندی دفتر است.
این ساختمان نیازمند روشنایی و ارمندی بهتری است.
او کاملا نمی توانست نامیدی ژرفی که احساس می کرد را بنهنبد.
او باید هویت اش را می نهفت تا از دست پلیس بگریزد.
اگر توانگر باشیم بسندگی می کند که ثروت مان را بنهنبیم ولی اگر بی نوا باشیم، چندان آسان نیست که تنگدستی مان را بنهنبیم. ما بایستی پنهان کردن هزار سکه ...
کنت دراکولا مردار ها را در دژ اش نهفت.
از اینکه زودتر به شما پاسخ ندادیم پوزش میخواهیم.
من باید برای توانمند نبودنم در ملاقات کردن شما پوزش بخواهم.
از واداری احساس گناه، جان پوزشی نوشت
برای دیر رسیدن قطار پوزش می خواهیم.
از برای دیری در پاسخگویی به نامه تان پوزش می خواهیم.
گفتم دیگر برای پوزش خواستن خیلی دیر است، خیلی.
آنها حتی نزاکت هم نداشتند که پوزش بخواهند
دولت در کوششی دست به کار هایی برای کاهش درگیری ها زده است.
سراسر این فرآمد کوششی ناهنجار برای به دست آوردن زبانزدی بود
این سخنرانی کوششی سنجیده برای شرمساری دولت بود
آنها در کوششی افسانه هایی برای بی ارزش سازی کارهایش پیرامون او پراکندند