ترجمههای بردیا تیموری (٢٠٠)
او به دوست هایش گستاخی می کند و گزافانه رشکبر است.
عشق شکیبا و مهربان است، عشق رشکبر یا نازَنده نیست، خودبین یا گستاخ نیست.
او را نادیده بگیریم؟ او تنها می کوشد شما را رشکبر بسازد.
هنگامی که مادرَش کودکِ نوزاد را می بوسد و در آغوش می گیرد، او رشکین می شود.
ساز و برگ بسیاری نیست. می باید خودآی بسازیم.
خود را با ساز و برگ نو آشنا کنید پیش از اینکه پیِ به کار بردنشان باشید .
یکی از کارخانه جنگ افزار و یکی از ارتش
او چوب گلف و دیگر ساز و برگ های ورزشی اش را در این کمد نگه می دارد.
شما نیازمند داشتن ساز و برگی ویژه برای کوهنوردی هستید.
او همواره به بردارش برای توانایی اش در خنداندن مردم رشک می برد.
من به پولش بُژهان می بَرَم ولی به ناموَری او بژهان نمی برم.
او همیشه آرزو می کرد که بازیگر شود و به کامیابی های دوستش بژهان می برد.
داشتن موتور سیکلت در شانزده سالگی، مایه رشک همه دوستانش به او شد.
رشک او به خواهرش تهدید به نابودی رابطه آنان کرد.
او با رشک به استخر نویِ همسایه اش نگاه کرد.
من در یکی از رویداد ها بالاترین امتیاز را اندوختم ولی خواهرم برنده رویهمرفته مسابقه بود.
اگرچه کم شمار خرده گیری های مثبتی بودند، نظرات رویهمرفته خرده گیران این بود که نمایش خَمود بود.
مسافت رویهمرفته عرض استرالیا پیرامون چهار هزار کیلومتر است.
رویهمرفته می توانم بگویم ارائه ما بسیار خوب پیش رفت.
رشک او نسبت به دوستی های همسرش فشاری بر ازدواج آنها وارد کرد.
نمی توانست رشک خود را هنگامی که همکارش پاداش یافت بنهنبد.
آنها برای کوشش های خود برای درست کردن یک باشگاه با هم همدست شدند.
چکیده وار، این یک عملکرد ناامید کننده بود.
آانچه در ادامه می آید چکیده ای کوتاه از فرآیند است.
می توانید چکیده ای از آنچه اکنون می انجامید به ما بدهید؟
او چکیده ای از چیز هایی که انجام داده شده است درست کرد.
اکنون به چکیده ای از اخبار بزرگ امشب می پردازیم.
چکیده ای شسته رفته از وضع دارایی داد.
زمان نداشتم سراسر نوشتمان بخوانم پس تنها چکیده اش را خواندم.
نوشتار با چکیده ای کوتاه نویس از همه مقصود های نویسنده پایان یافت.
او همچنان می کوشید در آغاز نمایش جملاتش را به یاد بیاورد.
او آغاز به سخن راندن کرد ولی فراموش کرد آنچه را که برنامه می داشت بگوید.
لشکر کارزار خود را در بهار آغاز کرد.
هنگامی که نام او یاد شد، چشمانش زد بیرون.
الفبای انگلیسی با حرف A آغاز می شود.
دانش آموزان در کافه تریا انجمن شدند و شکیبیدند ( شکیبا شدند ) تا برنامه کلاسی را بگیرند.
پیرامون ساعت شش برای شوم دور میز انجمن شدیم.
مدیر دفتر کارکنان را برای نشست هفتگی انجمن کرد.
شما باید پیش از رویداد بزرگ فردا کمی آسایش برگزینی.
آدمی خردمند هرگز تنها تر از هنگامی که او تنها است نیست.
خردورزانه نیست هنگامی که بیمار هستی، گشت و گذار کنی.
آزمایش ها نمود که مَرد از برای زهرآلودگی مُرده بود.
او به من نمود که چگونه از چاپگر نو بهره ببرم.
نمی توانم برتابم او اینگونه با شما رفتار کند و من کاری در این باره خواهم کرد.
خواهشمندم حقیقت را به من بگوی؛ نمی توانم برتابم هنگامی که چیزی از من می نهنبید.
نمی توانستم زمزه کردن و با خود سخن گفتن او را برتابم پس به اتاق دیگری رفتم.
او دیگر تاب کار کردن برای برادرش را ندارد.
او نمی تواند تنها بودن در تاریکی را برتابد.
من نمی دونم چگونه چنین رفتار ستمگرانه را برمی تابد.
پس از گردباد، شمار کمی از خانه ها پابرجا ماندند.
او بسیار فِرز ایستاد و سپس احساس سرگیجگی کرد.
هنگامی که قاضی اندر دادگاه می شود همه می ایستند.
همسر و دو کودک درگذشته دارند می پیمایند بر زیستن.
آن ها روز هایی در یک غار گیر افتاده بودند و یک معجزه بود که بر زیستن پیمودند.
ما هر کاری برای نگه داشتن صلح و آرامش خواهیم کرد.
کوشش ها برای نگهداری آرامش شکست خوردند.
شیوه های موی کنونی در سنجش با شیوه های دهه های پیشین برش نایکنواخت تر ی به کار می بندند.
بسیاری از مردم پس از باران گذشته هنوز بدون برق هستند.
گرفتاری های تازه میان دو کشور روزنامه ها را در چند روز گذشته پر کرده است.
خانم "parish" به تازگی یک آگهی بازرگانی در روزنامه محلی گذاشته است.
آتشفشان خاموش به تازگی نشانه هایی از فوران نمایان کرده است.
این مدرسه ویژه کودکانی است که سواد آموزی آن ها به دست بیماری، درهم ریخته است.
دانشمندان در جستوجوی گواهی هایی از زندگی در سیارات دوردست هستند.
همه نیازمند عشق هستند به ویژه آنان که سزاوارش نیستند.
این بازی تاکنون سه بار پس افکنده شده است.
این مسابقه به دلیل آب و هوای بد به سپسین شنبه پس افکنده شد.
کتابخانه، ( به عنوان ) بهترین جای برای نشست فوری گماشته شد.
اگرچه آقای تامسون به یک جایگاه والا گماشته شد ولی دوستان دیرینش را فروگذاری نکرد.
او سرپرست اجرایی خواهد بود تا زمانی که یکی پایا بگمارند.
شاه یکی از آفریدگان خود را به این جایگاه گماشت.
یک رایزن حقوقی بگمارید تا از سمت شما فعالیت کند.
تصمیم برای گماشتن مَت کمابیش یک دل و یک زبان بود.
او یک سخنرانی، درخورِ رویداد کرد.
می دانم که این آدما رو دوست نداری، ولی خواهشمندم بکوش خوشرفتار باشی.
او کوشید تا به همه پرسش های آزمون پاسخ دهد ولی زمان کافی نداشت.
می کوشم تا امروز عصر خودرو را آماده کنم ولی تضمین نمی توانم کنم.
من او را از بهر دلیری و ازخودگذشتگی اش برای کمک به دیگران می ستایم.
آنچه بسته به او احساس می کند همانند پرستیدن است.
پرستش خدایان پیشین همچنان در منطقه های دورافتاده کشور ادامه دارد.
بیشتر رستوران ها ۱۰ درصد هزینه خدمات می افزایند.
رنگ نارنجی برای به دست آوردن یک چرده گرمتر بیفزایید.
میخواهد این تمبر را به کلکسیون خودش بیفزاید.
من خودم را با خواهش از او برای یک کار خوار نمی کنم.
با گفتن چنین دروغ های آشکاری خودت را خوار نکن.
با گفتن چنین دروغ های آشکاری خودت را خوار نکن.
شوخی های اون بسی روشن بود که خنده آور نباشد.
خواهی شناسایی کرد کتابخانه را هنگامی که ببینیش. کاملا پیداست هنگامی که از آن بلوک پایین بروید.
گمان می کردم پاسخ کاملا آشکار است ولی دانش آموزان هاژ و گیج ماندند.
از رفتارش آشکار بود که ناآسوده و دستپاچه است.
به تازگی به کارگیری چوب برای گرم کردن خانه افزایش یافته است.
او از دوستانش برای رسیدن به چیزی که می خواست بهره برد.
او واپسین دلار خود را برای خرید مقداری نان به کار برد.
خواهشمندم یک خودکار سیاه برای پر کردن فُرم به کار ببرید.
آنها یک رایانه برای اندوختن داده های خود از دهه 1980 به کار برده اند.
دارم می کوشم تا برآن شوم بین گرفتن یک ماشین نو یا دسته دوم.
آیا تاکنون برای جای ماه عسلتان برآن شدید ؟
گزینش آن کار از برخی جهات خوب بود، ولی من هنوز درباره آن برآن نشدم.
این واپسین جدل خشن با پدرش او را برآن کرد که خانه را برای همیشه واگذارد.
چی برآن کردت تا رشته ات را جا به جا کنی؟
پس از سگالش فراوان، او برآن شد که به نیروی دریایی بپیوندد.
آنها برآن شدند نخستین کسی را که مصاحبه کردند به کار گمارند.
او پرسش را فهمیده بود ولی بسی کمرو بود که پاسخ دهد.
چاره این دیوار های چرک آلود کهنه، یک لایه رنگ نو است.
پاسخ پرسشم را در دانشنامه پیدا کردم.
من دو بار از او پرسیدم با ما می آید ولی او پاسخی به من نداد.
ورزشکاران المپیک، رویهمرفته دیگر نیازمند ریژکار ماندن نیستند.
آموزگارش گمان می کند که او بسندگی میکند تا ویلن نواز زبردستی شود ولی او با ریژکار ( آماتور ) ماندن شاد است.
شکیبایی تلخ است ولی میوه اش شیرین. ارسطو.
شکیبایی و پشتکار ( ممارست ) مارا پیش خواهند برد.
کسی که می تواند بردباری داشته باشد، می تواند آنچه خواستار است را داشته باشد.
بخت اغلب کسانی که برایش بردباری دارند را با دلبستگی پاداش می دهد.
شکیبایی، زمان و پول بر همه چیز برتری می یابند.
کیفیت کار بیشتر برپایه شکیبایی ماست.
او به پرسنده خشمگین بین حضار پاسخی شکیبانه داد.
رایزن بودن نیازمند شکیبانه گوش دادن است.
رئیس شکیبا بود و به همه ایرادات طرح های پیشنهادی اش با دقت گوش داد.
اگر باهایش بیشتر شکیبا می بودید، او از شما اینقدر نمی ترسید.
آنها میخواستند بی درنگ ازدواج کنند ولی بردبار بودند و برآن شدند بشکیبند.
او تنها کامروا ترین مردم را به مهمانی هایش فرا میخواند.
من به ژرفی در باره ی موضوع اندیشیده ام ولی هنوز پاسخی ندارم.
او صدای ژرفی دارد و در گروه موسیقی کُر بم می خواند.
هنگامی که مادرش مرد، غم و اندوه ژرفی بر او چیره شد.
می توانستم بسی کم به گفتمان روشن فکرانه و ژرف آنها بیفزایم.
شما می توانید چیز های بسیاری را در این گنجه های ژرف بنبارید.
اقیانوس ها به همان اندازه که ژرف اند، گسترده نیز هستند.
بجا است که هرکس جامه ای درخورانه تن کنند.
پیدا کردن یک جامه بجا برای من سخت است.
یک چهره چرک آلود برای عکس مدرسه بجا نیست.
پوشاک ورزشی برای یک عروسی رسمی بجا نیستند.
مدیریت نیازمند روش های بهبود ارمندی دفتر است.
این ساختمان نیازمند روشنایی و ارمندی بهتری است.
او کاملا نمی توانست نامیدی ژرفی که احساس می کرد را بنهنبد.
او باید هویت اش را می نهفت تا از دست پلیس بگریزد.
اگر توانگر باشیم بسندگی می کند که ثروت مان را بنهنبیم ولی اگر بی نوا باشیم، چندان آسان نیست که تنگدستی مان را بنهنبیم. ما بایستی پنهان کردن هزار سکه ...
کنت دراکولا مردار ها را در دژ اش نهفت.
از اینکه زودتر به شما پاسخ ندادیم پوزش میخواهیم.
من باید برای توانمند نبودنم در ملاقات کردن شما پوزش بخواهم.
از واداری احساس گناه، جان پوزشی نوشت
برای دیر رسیدن قطار پوزش می خواهیم.
از برای دیری در پاسخگویی به نامه تان پوزش می خواهیم.
گفتم دیگر برای پوزش خواستن خیلی دیر است، خیلی.
آنها حتی نزاکت هم نداشتند که پوزش بخواهند
دولت در کوششی دست به کار هایی برای کاهش درگیری ها زده است.
سراسر این فرآمد کوششی ناهنجار برای به دست آوردن زبانزدی بود
این سخنرانی کوششی سنجیده برای شرمساری دولت بود
آنها در کوششی افسانه هایی برای بی ارزش سازی کارهایش پیرامون او پراکندند
این واپسین کوشش در رهایی از بن بست در روند صلح است
امروز، گذشته ات را ببخشای، خود را ببخشای و از نو آغاز کن.
من کوشیده ام اورا از برای چیزی که گفت ببخشایم.
او هیچگاه پدرمادرش را از بهر کاری که با او انجام دادند نخواهد بخشود.
خستو می شوم که گاهی سالگردمان را از یاد می برم ولی هیچگاه زادروزت را فراموش نکردم.