ترجمه‌های بردیا تیموری (٢٠٨)

بازدید
٢٨٥
تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He that can have patience, can have what he will.
دیدگاه
٠

کسی که می تواند بردباری داشته باشد، می تواند آنچه خواستار است را داشته باشد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Fortune often rewards with interest those that have patience to wait for her.
دیدگاه
٠

بخت اغلب کسانی که برایش بردباری دارند را با دلبستگی پاداش می دهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Patience, time, and money overcome everything.
دیدگاه
٠

شکیبایی، زمان و پول بر همه چیز برتری می یابند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The quality of the work is due largely to our patience.
دیدگاه
٠

کیفیت کار بیشتر برپایه شکیبایی ماست.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She gave a patient response to the irate questioner in the audience.
دیدگاه
٠

او به پرسنده خشمگین بین حضار پاسخی شکیبانه داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Being a counselor requires patient listening.
دیدگاه
٠

رایزن بودن نیازمند شکیبانه گوش دادن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The boss was patient and listened carefully to all the various objections to his proposal.
دیدگاه
٠

رئیس شکیبا بود و به همه ایرادات طرح های پیشنهادی اش با دقت گوش داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
If you would be more patient with her, she would not be so afraid of you.
دیدگاه
٠

اگر باهایش بیشتر شکیبا می بودید، او از شما اینقدر نمی ترسید.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
They wanted to marry right away, but they were patient and decided to wait.
دیدگاه
٠

آنها میخواستند بی درنگ ازدواج کنند ولی بردبار بودند و برآن شدند بشکیبند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Be patient. The bus will be here soon.
دیدگاه
٠

بشکیب، اتوبوس به زودی اینجا خواهد بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She only invites the most successful people to her parties.
دیدگاه
٠

او تنها کامروا ترین مردم را به مهمانی هایش فرا میخواند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
a successful fishing trip
دیدگاه
٠

یک سفر ماهیگیری کامیابی آمیز

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The ship sank deep into the ocean.
دیدگاه
٠

کشتی در ژرفا های اقیانوس غرق شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He looked deep into the past for the answer.
دیدگاه
٠

او برای پاسخ، ژرف به گذشته نگریست.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I've thought deep on the subject but still have no answers.
دیدگاه
٠

من به ژرفی در باره ی موضوع اندیشیده ام ولی هنوز پاسخی ندارم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I love the deep purple of those violets.
دیدگاه
٠

من دلباخته بنفش ژرف آن بنفشه ها هستم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He has a deep voice and sings bass in the choir.
دیدگاه
٠

او صدای ژرفی دارد و در گروه موسیقی کُر بم می خواند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She was overcome with deep sorrow when her mother died.
دیدگاه
٠

هنگامی که مادرش مرد، غم و اندوه ژرفی بر او چیره شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I could add very little to their deep, intellectual discussion.
دیدگاه
٠

می توانستم بسی کم به گفتمان روشن فکرانه و ژرف آنها بیفزایم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
His philosophical essays are quite deep.
دیدگاه
٠

جستار های فلسفی او بسیار ژرف اند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
You can store a lot of things in these deep cupboards.
دیدگاه
٠

شما می توانید چیز های بسیاری را در این گنجه های ژرف بنبارید.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The deep knife wound was bleeding profusely.
دیدگاه
٠

زخم ژرف کارد فراوان خونریزی می کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The oceans are deep as well as vast.
دیدگاه
٠

اقیانوس ها به همان اندازه که ژرف اند، گسترده نیز هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
What is the depth of this lake?
دیدگاه
٠

ژرفای این دریاچه چقدر است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
What's the depth of the water here?
دیدگاه
٠

ژرفای آب اینجا چقدر است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
It happened in the depth of winter.
دیدگاه
٠

در ژرفای زمستان رخ داد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
It is appropriate that everyone be suitably attired.
دیدگاه
٠

بجا است که هرکس جامه ای درخورانه تن کنند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
It is hard to find an appropriate dress for me.
دیدگاه
٠

پیدا کردن یک جامه بجا برای من سخت است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
A dirty face is not appropriate for the school photograph.
دیدگاه
٠

یک چهره چرک آلود برای عکس مدرسه بجا نیست.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Sports clothes are not appropriate for a formal wedding.
دیدگاه
١

پوشاک ورزشی برای یک عروسی رسمی بجا نیستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Management need to explore ways of improving office security.
دیدگاه
٠

مدیریت نیازمند روش های بهبود ارمندی دفتر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The building needs improved security and lighting.
دیدگاه
٠

این ساختمان نیازمند روشنایی و ارمندی بهتری است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
They have the security of a good home.
دیدگاه
٠

آنها ارمندی یک خانه خوب را دارند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She couldn't quite conceal the deep disappointment she felt.
دیدگاه
٠

او کاملا نمی توانست نامیدی ژرفی که احساس می کرد را بنهنبد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He had to conceal his identity to escape the police.
دیدگاه
٠

او باید هویت اش را می نهفت تا از دست پلیس بگریزد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
If rich, it is easy enough to conceal our wealth, but, if poor, it is not so easy to conceal our poverty. We shall find it less difficult to hide a thousand guineas, than one hole in our coat.
دیدگاه
٠

اگر توانگر باشیم بسندگی می کند که ثروت مان را بنهنبیم ولی اگر بی نوا باشیم، چندان آسان نیست که تنگدستی مان را بنهنبیم. ما بایستی پنهان کردن هزار سکه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The highest art is to conceal art.
دیدگاه
٠

والا ترین هنر، نهفتن هنر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Count Dracula concealed the corpse in his castle.
دیدگاه
٠

کنت دراکولا مردار ها را در دژ اش نهفت.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I'm so sorry, I do apologize.
دیدگاه
٠

بسیار دریغمندم، پوزش می آورم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I have come to apologize to you.
دیدگاه
٠

آمده ام تا از شما پوزش خواهم/کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
We apologize for not replying to u earlier.
دیدگاه
٠

از اینکه زودتر به شما پاسخ ندادیم پوزش میخواهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I must apologize for not being able to meet you.
دیدگاه
٠

من باید برای توانمند نبودنم در ملاقات کردن شما پوزش بخواهم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Impelled by feelings of guilt, John wrote to apologize.
دیدگاه
٠

از واداری احساس گناه، جان پوزشی نوشت

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
We apologize for the late arrival of the train.
دیدگاه
٠

برای دیر رسیدن قطار پوزش می خواهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
We apologize for the delay in answering your letter.
دیدگاه
٠

از برای دیری در پاسخگویی به نامه تان پوزش می خواهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I said it's too late to apologize, it's too late.
دیدگاه
٠

گفتم دیگر برای پوزش خواستن خیلی دیر است، خیلی.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
They didn't even have the courtesy to apologize.
دیدگاه
٠

آنها حتی نزاکت هم نداشتند که پوزش بخواهند

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The government has taken these measures in an attempt to de-escalate the conflict.
دیدگاه
٠

دولت در کوششی دست به کار هایی برای کاهش درگیری ها زده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The whole episode was a blatant attempt to gain publicity.
دیدگاه
٠

سراسر این فرآمد کوششی ناهنجار برای به دست آوردن زبانزدی بود

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The speech was a deliberate attempt to embarrass the government.
دیدگاه
٠

این سخنرانی کوششی سنجیده برای شرمساری دولت بود