ترجمههای بردیا تیموری (٢٠٠)
آنها میخواستند بی درنگ ازدواج کنند ولی بردبار بودند و برآن شدند بشکیبند.
او تنها کامروا ترین مردم را به مهمانی هایش فرا میخواند.
من به ژرفی در باره ی موضوع اندیشیده ام ولی هنوز پاسخی ندارم.
او صدای ژرفی دارد و در گروه موسیقی کُر بم می خواند.
هنگامی که مادرش مرد، غم و اندوه ژرفی بر او چیره شد.
می توانستم بسی کم به گفتمان روشن فکرانه و ژرف آنها بیفزایم.
شما می توانید چیز های بسیاری را در این گنجه های ژرف بنبارید.
اقیانوس ها به همان اندازه که ژرف اند، گسترده نیز هستند.
بجا است که هرکس جامه ای درخورانه تن کنند.
پیدا کردن یک جامه بجا برای من سخت است.
یک چهره چرک آلود برای عکس مدرسه بجا نیست.
پوشاک ورزشی برای یک عروسی رسمی بجا نیستند.
مدیریت نیازمند روش های بهبود ارمندی دفتر است.
این ساختمان نیازمند روشنایی و ارمندی بهتری است.
او کاملا نمی توانست نامیدی ژرفی که احساس می کرد را بنهنبد.
او باید هویت اش را می نهفت تا از دست پلیس بگریزد.
اگر توانگر باشیم بسندگی می کند که ثروت مان را بنهنبیم ولی اگر بی نوا باشیم، چندان آسان نیست که تنگدستی مان را بنهنبیم. ما بایستی پنهان کردن هزار سکه ...
کنت دراکولا مردار ها را در دژ اش نهفت.
از اینکه زودتر به شما پاسخ ندادیم پوزش میخواهیم.
من باید برای توانمند نبودنم در ملاقات کردن شما پوزش بخواهم.
از واداری احساس گناه، جان پوزشی نوشت
برای دیر رسیدن قطار پوزش می خواهیم.
از برای دیری در پاسخگویی به نامه تان پوزش می خواهیم.
گفتم دیگر برای پوزش خواستن خیلی دیر است، خیلی.
آنها حتی نزاکت هم نداشتند که پوزش بخواهند
دولت در کوششی دست به کار هایی برای کاهش درگیری ها زده است.
سراسر این فرآمد کوششی ناهنجار برای به دست آوردن زبانزدی بود
این سخنرانی کوششی سنجیده برای شرمساری دولت بود
آنها در کوششی افسانه هایی برای بی ارزش سازی کارهایش پیرامون او پراکندند
این واپسین کوشش در رهایی از بن بست در روند صلح است
امروز، گذشته ات را ببخشای، خود را ببخشای و از نو آغاز کن.
من کوشیده ام اورا از برای چیزی که گفت ببخشایم.
او هیچگاه پدرمادرش را از بهر کاری که با او انجام دادند نخواهد بخشود.
خستو می شوم که گاهی سالگردمان را از یاد می برم ولی هیچگاه زادروزت را فراموش نکردم.