پیشنهادهای بهاره راد (٧٨)
مظهر چیزی بودن
آدم کاری یا چیزی بودن
خارج از شناخت و درک کسی بودن
تند تند سوال کردن از کسی برای توبیخ کردنش
چیزی که برای کسی بسیار خوشایند و جذاب است
باریکلا گفتن بزنی پشت یک نفر و تشویقش کنی و تبریک بگی
زُهد زاهدانهزندگی کردن
وقتی بچه ها زمین میخورن گفته میشه تا تشویقشون کنن بلند شن
اجاق شکم دار
نابود کردن چیزی به طوری که کاملا خورد بشه
یه وقتایی هم نمیشه دیگه
یخمک میوه ای
یه محصول شیرینی پزی که روی کیک میریزن میشه معنی کرده شیره لیمو
تافی کره ای
گره اول قلاب بافی
کسی رو تو شرایط بد و خطرناکی بذاری ، مخصوصا وقتی که بخای خودتو نجات بدی
در تمام زمین صحنه روزگار
رها کردن کسی که یا در خطره یا نیازمنده ، مثل یک همکار یا شخص وابسته
بدون دلیل موجه ، کاربردی و قابل قبول
نقشه کشیدن
آماده برای هر اتفاقی
ریزه میزه
به طور ناخوشایندی سر و کله یکی پیدا شدن
تحت فشار گذاشتن, گیره پایین ( مثل گاز گرفتن نوزاد )
نامرتب ، به هم ریخته
قارچ پوستی
راحت بردن
یه چیزی رو از نزدیک به مدت طولانی نگاه کردن ، مثل تلویزیون
با انتخاب ساده ترین و نه شرافتمندانه ترین راه، خود را از یک موقعیت دشوار رها کردن
راحتترین راه را برای انجام کاری انتخاب کنی ، نه بهترین کار
شرایطی که سیاست ناعادلانه ای داره و تمایل به انتقام رو زیاد میکنه
اصلا اهمیت ندادن
تیپ هنری
در جریان گذاشتن، مطلع کردن، روشن کردن
تجربه نزدیک به مرگ ، وقتی روح از بدن جدا میشه
متوجه نشدن سر در نیاوردن از یه مسئله سخت
نتونی اون احساس بدی که به چیزی داری رو فراموش کنی عذاب وجدان داشته باشی
داروی ( غیر قانونی ) بیش از حد مصرف مردن
فقط یه شوخیه امکان نداره واقعی باشه احمقانه است
لای دندانهات رو تمیز کن
خدا به دور خوشحالی که در شرایط بد یک نفر دیگه نیستی
معمولا بعد از talk the talk میاد ( حرف تو خالی زدن ، بی خود فقط حرف زدن )
مرد جوان بااستعداد
فلفل نبین چه ریزه . .
سرزنش کردن کسی یا یه چیزی رو هی بهش بگی انجام بده
تعداد زیادی مردن ، یا تعداد زیادی خراب شدن
در آینده ناراحت و نا امید خواهی شد ( بابت کاری که الان انجام ندی )
پول تنخواه
اگر این کار رو انجام بدم ، کارم رو از دست میدم خارج از اختیارات من
مسابقات اسب سواری ( عامیانه )
کاملا متفاوت
خیلی زیاد ( عامیانه )
جای کسی بودن
چیزی که شبیه اصلی هست ولی به خوبی و کیفیت اون نیست
جوش صورت
ضد حمله
چهارپایه یا کوسن محکم بزرگی که جلوی مبل برای گذاشتن پا قرار دارد پاف
از روی زمین ناپدید شدن
راز خانوادگی که باعث شرمساری یا بی حرمتی است
در این مورد از این بابت از این حیث
جرات انجام کاری را نداشتن دلشو نداشتن برای انجام کار ناخوشایندی
وقتی با کسی مبارزه میکنی و میفهمی به اندازه قدرت تو و نمی تونی شکستش بدی مبارزه ناموفق داشتن با کسی
دام پهن کردن کسی رو گول زدن برای انجام کاری
مثل هم فکر کردن
موقعیتی که مردم با هم خوب کار می کنند و هماهنگ هستند
کاری را بر اساس احساس انجام دادن ، نه عقل و منطق احساسی عمل کردن
به دل گرفتن
دل انجام کاری را نداشتن
دل کسی را شکستن
خلاص شدن از دست کسی خوشحال باشن که دیگه با کسی کاری ندارن
دسته ای از درختان
هر چیز قاتی پاتی
خاطره گویی
کفر گویی، بی حرمتی بمقدسات
هر چیزی هر موضوعی ( وقتی جزئیات مسئله مهم نیست استفاده میشه )
متفق القول
فرد جوانی که در کارش خیلی موفق است
معرکه گرفتن، مرکز توجه شدن