پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
پس از روزها بی خوابی، او از خستگی از پا درآمد.
او نتوانست مقاومت کند و تسلیم وسوسه شد.
بیمار پس از یک مبارزه طولانی در اثر سرطان درگذشت.
نهایتاً او تسلیم فشار شد و استعفا داد.
یعنی عالی بود، مثل طلا. می تواند یک جوک، آلبوم، آهنگ، حرف کسی، برنامه رقص، نقل قول و غیره باشد
- Literally translated, “mille grazie” means “a thousand thanks” while “grazie mille” means “thanks a thousand” or better “thanks a lot”.
بازار سهام بعد از آن اعلام دچار نوسان شد.
چرخ دوچرخه کمی می لرزید.
قبل از سخنرانی کمی دچار تردید و لرزش شد.
چرخ دوچرخه لق می زند.
قبل از قبول پیشنهاد کار، کمی دودل بود.
وقتی روی صندلی نشستم، لق زد.
میز وقتی که به آن تکیه می دهی لق می زند.
صدایش هنگام صحبت کردن لرزش داشت.
متوجه شدم دستگیره تو دستم وول/تاب میخوره ( لقی داره ) وقتی گرفتمش دستم
used to tell someone that you can do something or deal with a situation easily and without problems
صدایش در حین صحبت درباره تجربیاتش لغزید.
پروژه به دلیل کمبود بودجه ناتوان شد.
اشتیاق او زمانی که با انتقاد مواجه شد، کاهش یافت.
او برای لحظه ای قبل از پاسخ دادن به سوال تردید کرد.
میدونم چکار می کنی یا چه فکری می کنی . ( در یک زمینه خاص ) دستت برام رو شده دستت رو خوندم
چرا دنبال من میگردی؟
پلیس داره دنبال اون میگرده
داری بهم اتهام اخاذی میزنی؟
بالاخره ظهر از تخت خواب بلند شد.
شرکت ماه آینده از گوشی هوشمند جدیدش رونمایی خواهد کرد.
به روزرسانی نرم افزار به صورت تدریجی روی همه ی دستگاه ها عرضه خواهد شد.
دولت قصد دارد اصلاحات مالیاتی جدیدی را اجرا کند.
تله هامون هر بار ماهی کمتری گیر میندازن.
خودش رو کشید رو تخته سنگ ( رفت بالا روی تخته سنگ )
تمام صبح صرف کندن علف های هرز تو اون باغچه کردم
یه صندلی بیارید و به ما بپیوندید ( ملحق بشید )
اجازه بده رزروت رو بیارم بالا / چک کنم / بازش کنم تو سیستم
تو افتضاح بازی می کنی در بازیهای کامپیتری برای کُری خوندن می گن
در بازیهای کامپیتری برای کُری خوندن می گن تو افتضاح بازی می کنی
یک کتاب خیلی بد یا افتضاح
این شپش سپس با مکیدن خون ماهی تغذیه می کند.
هیچکس بازنده های بی جنبه و بی ظرفیت را دوست ندارد
موجی از احساسات او را فرا گرفت.
مچ پام بعد از افتادن شروع کرد به ورم کردن.
غرورش با دریافت جایزه بیشتر شد.
اون یه ایده ی خیلی باحاله!
قایق با موج های دریا تکان می خورد.
طغیان خشم
من خوبم ( اصطلاح )
A person, thing, or situation that is deeply unpleasant, distressing, or difficult to deal with; a horrifying experience or prospect.
بدو برو دست هاتو بشوی
برو قبل از اینکه قطارتو از دست بدی.
[معدن] بادبزن دمنده ( تهویه )
نقض امنیتی ناشی از تهدید داخلی بود.