پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
من تا زمان بازگشت شما اینجا خواهم ماند.
لطفاً آرام بمانید.
تنها مگی و جاستین به این که بخواهد همچنان در ایتالیا بماند، شک داشتند.
فقط چند مورد از لیست خرید باقی مانده است.
همه خاموش ( ساکت ) موندن وقتی شنیدن اون چی گفت.
همه سر جای خود بمانند و سعی کنند آرام باشند.
[برق و الکترونیک] قطب های معروف و شناخته شده
شناخته شده مشهور/معروف
پر واضح است که. . .
شما قرار است هر زمان که روی تپه توقف می کنید، ترمز دستی را بکشید.
هیچ کس نمی دانست که قرار است چه کاری انجام دهد.
خودت خوب میدونی که قرار نیست بدون اینکه از من بپرسی بری اونجا!
قرار بود خواب باشی.
قرار نبود ( = اجازه نداشتید ) اینجا پارک کنید.
بچه ها قرار است تا ساعت 8 صبح در مدرسه باشند.
قرار بود اتفاق بیافته
ظاهر ظاهری خوب او در آن زمان افسانه ای بود.
تو نباید اینجا باشی.
افراد مسن کاملا محافظه کار هستند و نسبت به پیشرفت های احتمالی کمی مشکوک هستند.
مزیت های فرضی زندگی شهری برای او معنایی نداشت.
قرار بود خوش بگذره
یک به اصطلاح نابغه
هزینه های این برنامه بیشتر از مزایای تصور شده آن است.
اون قراره این لباس رو در مهمانی بپوشه
او با اطمینان حرف زد.
عقیده ی مذهبی
اعتقاد راسخ من بر این است که
محکومیت او برای قتل
اعتقادات و باورهای سیاسی او
سخنرانی ش مجاب سازی زیادی داشت تا جایی که من وادار شدم به موافقت با آن
یه جای کار میلنگه! کاسه ای زیر نیم کاسه است، قضیه بو داره
ترمز بگیر و سرعتت رو کاهش بده.
شرمنده ام، آه در بساط ندارم، بی پولم.
من درمونده بودم، کار ، مشکل گیر می اومد.
بعد از از دست دادن شغلش بی پول شد.
تا روز حقوق بی پولم.
امشب نمی تونم بیام بیرون — بی پولم.
بعد از پرداخت همه قبض ها، کاملاً بی پول شد.
be seduced be enticed
one who succumbs
شرمنده که تسلیمِ/قربانیِ وسوسه ام شدم و یه تیکه کیک پنیری خوردم
من اغلب تسلیم این وسوسه می شوم که. . .
تسلیم این وسوسه نشوید که کارتان را قبل از تمام شدن کنار بگذارید.
این کتاب یک سواری ترسناک است، که شخصیت هایش را به چالش می کشد تا در برابر تاریکی خود تسلیم نشوند.
بعد از چند ضربه در آنجا، جوجه تیغی تمام کرد ( مرد )
او پس از از دست دادن شغلش، تقریباً تسلیم ناامیدی شد.
دژ در برابر حمله دشمن تسلیم شد.
او پس از تمام شب کار کردن تسلیم خواب شد.
قربانی تصادف در اثر جراحاتش در بیمارستان درگذشت.
سربازان از تسلیم شدن در برابر ترس خودداری کردند.