پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
نمیدانم چه اتفاقی رخ خواهد داد
میخواستم بدونم که امروز بالاخره موضوع آزمایشگاه با آقای رئیس درمیون گذاشتید یا نه؟
من اتفاقاً امروز خدمتشون بودم و صحبت هم کردیم. ایشونم کاملاً موافق ن، اما. . .
اجناس سودمند
مانده بودم که چرا. . .
در این فکر بودم که . . .
خودشم نمی دونست ( ولی واقعا میخواست بدونه ) که اون کی بود.
عجایب هفتگانه
از خود پرسیدن با خود گفتن
میخواستم بدونم که میتونی بیای با من پرش کنی/میخوام بدونم میتونی تشریف بیاری و این خلأ ( تنهایی ) رابا من پرش کنی
میخواستم بدونم چند دقیقه وقت داری حرف بزنیم؟
( داشتم فکر میکردم/ میخاستم بدونم ) که اگه بتونی صدای موسیقی رو کم کنی
میخواستم بدونم میشه ( میتونی و . . . ) درخواست
میخواستم بدونم میشه به گربم غذا بدی؟
میخواستم بدونم میشه گوشیتو بهم قرض بدی؟
میخواستم بدونم شما رستورانهای خوبی در این منطقه میشناسید؟
وای! چش شده دخمل من!؟
چته/چت شده/چه مرگته، رفیق/مرد/برادر/آقا/یارو/پسر!؟ آروم بگیر، مرد!
چه خبر/چه خبرها/چطور می گذره/چی می کنین/اوضاع چطوره/قضیه چیه/مشکل چیه/موضوع چیه/مسئله چیه/بالابالاها چه خبر، بچه ها/بروبچ/رفقا/آقایون/برادرها/لوتی ها ...
به به! چه خبر، داشی!؟ به به! کجایی تو، داداش!؟
در یک فصل رنگ مشکی مد هست. in به معنای مد هم معنی میده.
در تاریکی
بگذار کلید در قفل بماند.
آن را در آب سرد خیس دهید.
او قلم مویش را درون رنگ کرد.
کشوری در آفریقا
در خیابان
او روی تخت دراز کشیده بود.
نشستن روی مبل یکنفره
بنفش امسال بهار رنگ مد است.
من ( در ) سال 2007 کار کردن اینجا را شروع کردم.
من سالهاست او را ندیده ام.
ما ( در ) آوریل به ایتالیا می رویم.
شام تا ده دقیقه دیگر آماده می شود.
می توانید لباس ها را برایم به داخل بیاورید؟
وقتی ما وارد شدیم هیچکس در خانه نبود.
ده دقیقه دیگه میبینمت
سوارکارانی با/دارای/ملبس به ردای سرخ
معلومه داری نقش بازی می کنی.
در صورت نیاز از دیگران درخواست حمایت کنم
از او بخواه
اون تمام صبح و قهر بود.
قهر چیزی رو حل نمی کنه
هتل تا حدودی خوب بود—نه عالی، نه افتضاح.
غذای درست حسابی ( که آدم رو سیر کنه )
غذا تا حدودی خوب/قابل قبول بود.
عملکردش تا حدودی خوب بود، اما خارق العاده نبود.
او از نوع آدمهای محترم و آبرومند است.
زندگی شرافتمندانه/ آبرومندانه
صبحانه پر و پیمون