پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
ورق زدن
خاموش کردن تلویزیون
حالا نوبت توئه که امتحانش کنی
در حال حاضر، کم و بیش می تونم تحملش کنم.
نسبتاً زمان کافی برای رسیدن به اونجا داریم.
اون تقریباً می تونه هر کاری رو انجام بده.
کلم کیری شد ( خیلی ناراحت شدم ) از کوره در رفتن اعصاب تخمی شدن
داری تقلا می کنی که شنا رو درست بزنی؟
مصاحبه ی کاری رو قشنگ قاپید.
رقصش رو روی صحنه عالی اجرا کرد.
ضربه زدن به کسی یا چیزی با قدرت
ادعا می کنه بعد از مهمونی باهاش خوابیده.
گرفتار کردن ( گیر انداختن ) کسی در یک عمل نادرست یا غیر قانونی
اثبات کردن این که کسی در انجام کاری مقصر است
کارشو بسازیم ترتیب شو بدیم
بیا بریم به اون دختره سیخ بزنیم سیخ زدن ( گا*یدن )
انجام دادن کاری با موفقیت
من فقط شوخی می کنم
من فقط شوخی می کنم
مسئله شخصیه.
مگه بی صاحاب بود، فقط مال من بود.
اینجا سیگار نکش، کلاً هیچ جا سیگار نکش
تا آنجائیکه به آن مربوط می شود
انجام آن کار آسان است و به راحتی می توان آن را بدست آورد تنها توسط انجام آن.
او در نهایت محاکمه/اعدام خواهد شد این فقط مسئله روز ها است ( این فقط مسئله امروز فردا است )
در ظرف چند ساعت
در جمله ای که matter به عنوان فعل استفاده می شود به معنای این است که آن چیز مهم است و چیزی است که شما به آن اهمیت می دهید و یا شما را نگران می کند
همیشه باید سعی کنیم موضوعات مهم را مطرح کنیم
در ظرف چند روز
زندگی سیاه پوستان ارزش دارد ( جنبش ضد تبعیض نژادی )
وقتی رسیدی اون جا بهم زنگ بزن ، هر وقت که بود ، مهم نیست
یک خانه واقعاً جن زده یک خانه تسخیرشده راست راستکی
بالاخره حسابی نشونشون می داد.
اصلاً نمی تواند حرکت کند.
این واقعا یک تصمیم مشکل است.
من واقعا متاسفم.
واقعا چه فکری درباره آن می کنی؟
این فروشگاهی است که کیک های بسیار خوبی را به شما می فروشد.
باورم نمی شه واقعا قراره رئیس جمهور رو ملاقات کنم
بدنم درد میکنه یا بدن درد دارم
آخرش احساساتی شدم
من سردرد دارم.
ویدئو کجاست؟
من زندگی ندارم
میشه یک دقیقه وقتتو بگیرم؟ یک دقیقه وقت داری؟
چی دارین؟ - در رستوران به پیش خدمت
پولمو ازم بالا کشیدن.
ارائه رو حسابی خراب کردم.
بره به درک بره گمشه
گند زدم