پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
من واقعا جا خوردم و همون موقع دو زاریم افتاد
یهو رفت؟ این دیگه چی بود؟!
اینجا چه خبره آخه؟!
چه گوهی داری میخوری؟
عصر جلسه دارم ولی به ت*مم ( به جهنم، به درک ) ، میخوام با تو باشم
کدوم قبرستونی داری میری؟
باید از پس ( عهده ) کارت بر بیای.
مهم است که ما این پیام را به افراد جوان منتقل کنیم
نمی تونم بگذرم ( از چیزی ) یعنی نمی تونم صرف نظر کنم از لذت یک رویداد فرح بخش
نمی تونم بگذرم ( از کسی ) یعنی نمی تونم ببخشم کسی را
نمی تونم ( بی تفاوت ) بگذرم از اینکه چقدر خوش تیپی
ما مطمئن هستیم که او ( بسلامت ) از این بیماری عبور خواهد کرد
من دارم این بیماری را پشت سر می گذارم ( از این بیماری عبور می کنم )
سال ها طول کشید تا با غم ( شوک ) مرگ همسرش کنار بیاید
ازینکه تماس نگرفتی ناراحتن، اما ازین امر چشم پوشی خواهند کرد ( فراموش خواهند کرد - خواهند گذشت - جدی نخواهند گرفت - اما تحمل خواهند کرد )
من نمیتونم فراموش کنم چقدر اینجا لذت بردم.
زمانی که مایکل به این رابطه پایان داد، ماه ها طول کشید تا او را فراموش کند
تازه داشت آنفولانزا را شکست میداد ( در حال غلبه بر آنفولانزا بود که ) که کرم معده گرفت
نمیتونم قبول کنم که تو امروز مریضی.
نخست وزیر به کشاورزان یک برخورد عادلانه تر با آنها را قول داد
با زنان برخورد خشن می شود از طرف کارفرمایان.
مشتری ها متوجه می شوند که سخت است بهترین برخورد را با لیست گیج کننده ی گزینه ها داشته باشند.
برخورد بهتری داشتن
برخورد ناپخته داشتن
برخورد خشن داشتن
برخورد منصفانه داشتن
می رم سرکار، با وجود این که مجبور نیستم.
برای مقابله با یک وضعیت دشوار.
برخورد منصفانه داشتن
قرار کنسله
نمی دانم برنامه ات چیه
مقابله با استرس فایق آمدن بر استرس
من کلی چیز از او یاد گرفتم.
او شخصیت قابل احترام و بزرگی داره که میتونه الگو باشه برام
نمیتونم باهاش کنار بیام.
چگونه جامعه با رشد نامتوازن و افزایش مشکلات زیست محیطی برخورد خواهد کرد؟ deal=برخورد کردن، روبه رو شدن، واکنش نشان دادن، مقابله کردن، کنار آمدن، حل ...
از یک لحن یکنواخت و بی احساس استفاده کن وقتی داری ادب می کنی بچه هایت را Use a matter - of - fact tone when disciplining your children
جنت بطور تعجب آوری بی احساس بود درباره ی طلاقش Jan was surprisingly matter - of - fact about her divorce
دیر یا زود مجبور به کناره گیری می شه.
مردم از یک چنین شجاعتی در شگفت شده بودند.
او از بهت و شگفتی لال شده بود.
عجایب طبیعت
من در فکر بودم که چه چیزی در ذهن او بود.
من متحیر بودم که تو اینقدر صبور بودی.
باعث شد واسش جای سوال بشه. . .
به حق چیزای ندیده و نشنیده
من نمیدونم اسمش چیه معنیwonder دیگه ، l don't know هست.
زندگی کوتاهتر از آن است که به ای کاش ها فکر کنی. wonder=فکر کردن
نمی دانم بیست سال دیگه کجا خواهم بود
مونده ام اینا کی بودند