پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٨٦
پیشنهاد
١

پس از حکم ناعادلانه، او احساس ظلم عمیقی کرد.

پیشنهاد
١

او توسط شرکای تجاری خود مورد ظلم قرار گرفت و پول زیادی را از دست داد.

پیشنهاد
١

برای بدست آوردن آنچه می خواهی به دیگران ظلم نکن.

پیشنهاد
١

اعمال خلاف مجرمان سابقه دار

پیشنهاد
١

پاسخ را اشتباه گرفتید.

پیشنهاد
١

اشتباه است که فردی را بر اساس ظاهر قضاوت کنیم.

پیشنهاد
١

افسر پلیس با آن مرد سیاهپوست بیچاره بد رفتار کرد. واژه wrong وقتیکه به عنوان فعل بیاید به معنای بدرفتاری کردن است.

پیشنهاد
١

این دیگه چه کلاهیه که پوشیدی؟ ( یعنی زشته یا مسخره ست )

پیشنهاد
١

سخنرانی او نزد مخاطبان بسیار محبوب شد.

پیشنهاد
١

آن آهنگ در سراسر جهان پرفروش شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرمش کن بعد بخور

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با هم نمیسازن جور نیستن آبشون تو یه جوب ( جوی ) نمیره مثل سگ و گربه ان باهم

پیشنهاد
١

میخای الان ب اتاق رقص بری ؟ hit=به جایی رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زلزله کشمیر را لرزاند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میخوای یه پک بزنی؟

پیشنهاد
١

یک شخص یا چیزی که بسیار محبوب یا موفق باشد موفق یا معروف است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بعدش یهو دوزاریم افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بزنیم به جاده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] نمره ی فرضی

پیشنهاد
١

{غیر رسمی}: من فکر می کنم که یک معذرت خواهی به شما بدهکارم.

پیشنهاد
١

مرد حدس زد که زن نزدیک 40 ساله بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] میانگین فرضی

پیشنهاد
١

می توانید حدس بزنید که در جعبه چیست؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حدس و گمان من درست بود.

پیشنهاد
١

نمی دونم با اون جمله منظورش چی بود؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دارم فقط حدس می زنم

پیشنهاد
١

نمیخوام دست به سر بشم با توجه به جمله و موقعیت، handled معنی دست به سر شدن هم میده

پیشنهاد
١

نمی دانم چطور با رئیس تان کنار می آیید.

پیشنهاد
١

او نمی تواند فشار این کار را تحمل کند.

پیشنهاد
١

او نمی تواند سر و صدای بلند را به خوبی تحمل کند.

پیشنهاد
١

یک اقدام مناسب در یک شرایط

پیشنهاد
١

او می داند چگونه به آرامی با موقعیت های دشوار برخورد کند.

پیشنهاد
١

تو از چیزی که فکر میکنی بیشتر "به درد میخوری"

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنار امدن با

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حرفتو نمیفهمم

پیشنهاد
١

بسیار خب ، موهاش چه رنگیه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ازش میترسن

پیشنهاد
١

واقعا ترسیدم

پیشنهاد
١

چون تا به حال سوار ترن هوایی نشده بود، به محض شروع حرکت کاملاً وحشت زده شد.

پیشنهاد
١

وقتی نتایج امتحان نهایی اش را دید، وحشت کرد و فکر کرد که رد شده، اما در واقع قبول شده بود.

پیشنهاد
١

با اینکه بارها رانندگی را تمرین کرده بود، در امتحان رانندگی اش باز هم وحشت زده شد.

پیشنهاد
١

سعی کردم آرام بمانم، اما وقتی چراغ ها ناگهان خاموش شدند، برای لحظه ای وحشت کردم.

پیشنهاد
١

بعد از دیدن فیلم ترسناک، آن قدر وحشت کرد که تمام شب نتوانست بخوابد.

پیشنهاد
١

قصد نداشتم تو را بترسانم، اما یک عنکبوت بزرگ روی شانه ات است!

پیشنهاد
١

چون از ارتفاع می ترسید، وقتی به قله کوه رسیدیم کاملاً وحشت زده شد.

پیشنهاد
١

بعد از شنیدن یک صدای عجیب در نیمه شب، وحشت کرد و به پلیس زنگ زد.

پیشنهاد
١

وقتی متوجه شد که پاسپورتش را در فرودگاه گم کرده، کاملاً وحشت زده شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هول شدم فیوزم پرید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هول شدم فیوزم پرید

پیشنهاد
١

مردم وقتی خبر رو شنیدن، کلشون خراب شد