پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
پس از حکم ناعادلانه، او احساس ظلم عمیقی کرد.
او توسط شرکای تجاری خود مورد ظلم قرار گرفت و پول زیادی را از دست داد.
برای بدست آوردن آنچه می خواهی به دیگران ظلم نکن.
اعمال خلاف مجرمان سابقه دار
پاسخ را اشتباه گرفتید.
اشتباه است که فردی را بر اساس ظاهر قضاوت کنیم.
افسر پلیس با آن مرد سیاهپوست بیچاره بد رفتار کرد. واژه wrong وقتیکه به عنوان فعل بیاید به معنای بدرفتاری کردن است.
این دیگه چه کلاهیه که پوشیدی؟ ( یعنی زشته یا مسخره ست )
سخنرانی او نزد مخاطبان بسیار محبوب شد.
آن آهنگ در سراسر جهان پرفروش شد.
گرمش کن بعد بخور
با هم نمیسازن جور نیستن آبشون تو یه جوب ( جوی ) نمیره مثل سگ و گربه ان باهم
میخای الان ب اتاق رقص بری ؟ hit=به جایی رفتن
زلزله کشمیر را لرزاند
میخوای یه پک بزنی؟
یک شخص یا چیزی که بسیار محبوب یا موفق باشد موفق یا معروف است
بعدش یهو دوزاریم افتاد.
بزنیم به جاده
[ریاضیات] نمره ی فرضی
{غیر رسمی}: من فکر می کنم که یک معذرت خواهی به شما بدهکارم.
مرد حدس زد که زن نزدیک 40 ساله بود.
[ریاضیات] میانگین فرضی
می توانید حدس بزنید که در جعبه چیست؟
حدس و گمان من درست بود.
نمی دونم با اون جمله منظورش چی بود؟
من دارم فقط حدس می زنم
نمیخوام دست به سر بشم با توجه به جمله و موقعیت، handled معنی دست به سر شدن هم میده
نمی دانم چطور با رئیس تان کنار می آیید.
او نمی تواند فشار این کار را تحمل کند.
او نمی تواند سر و صدای بلند را به خوبی تحمل کند.
یک اقدام مناسب در یک شرایط
او می داند چگونه به آرامی با موقعیت های دشوار برخورد کند.
تو از چیزی که فکر میکنی بیشتر "به درد میخوری"
کنار امدن با
حرفتو نمیفهمم
بسیار خب ، موهاش چه رنگیه
ازش میترسن
واقعا ترسیدم
چون تا به حال سوار ترن هوایی نشده بود، به محض شروع حرکت کاملاً وحشت زده شد.
وقتی نتایج امتحان نهایی اش را دید، وحشت کرد و فکر کرد که رد شده، اما در واقع قبول شده بود.
با اینکه بارها رانندگی را تمرین کرده بود، در امتحان رانندگی اش باز هم وحشت زده شد.
سعی کردم آرام بمانم، اما وقتی چراغ ها ناگهان خاموش شدند، برای لحظه ای وحشت کردم.
بعد از دیدن فیلم ترسناک، آن قدر وحشت کرد که تمام شب نتوانست بخوابد.
قصد نداشتم تو را بترسانم، اما یک عنکبوت بزرگ روی شانه ات است!
چون از ارتفاع می ترسید، وقتی به قله کوه رسیدیم کاملاً وحشت زده شد.
بعد از شنیدن یک صدای عجیب در نیمه شب، وحشت کرد و به پلیس زنگ زد.
وقتی متوجه شد که پاسپورتش را در فرودگاه گم کرده، کاملاً وحشت زده شد.
هول شدم فیوزم پرید
هول شدم فیوزم پرید
مردم وقتی خبر رو شنیدن، کلشون خراب شد