نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run across something: به طور غیرمنتظره یا تصادفی با کسی ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sweater made of yarn wool: یک ژاکت بافته شده از نخ پشمی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pizza is round: پیتزا گرده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food got stuck in her throat: غذا در گلویش گیر کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my opinion on the matter is the complete opposite of yours: نظر من در مورد این موضوع کاملاً متض ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when the bank guard spied the sinister looking customer he draws his gun: وقتی نگهبان بانک متوجه مشتری به ظاه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am a fool so let you break down my wall: من یه احمق هستم که به تو اجازه دادم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gnaw away at sth: ( به تدریج ) تحلیل بردن/ تضعیف کردن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twisted dude: آدم شیطان صفت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run across somebody: به طور غیرمنتظره یا تصادفی با کسی ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the novel describes his run in with fate: رمان به **برخورد او با سرنوشت** اشا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hotel is open all year round: این هتل در تمام طول سال باز است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a dry throat from talking so much: به خاطر زیاد صحبت کردن، گلویش خشک ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i began to reshape my destiny: من شروع کردم به تغییر دادن سرنوشت و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police: نقشه شیطانی برای فریب دادن بیوه زن، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you fooled me: خرم کردی گولم زدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can freeze the meat for later: می توانی گوشت را برای بعد منجمد کنی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he'd become bitter and twisted: او عجیب و غریب و کج خلق شده بود twi ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run something by somebody: به جریان انداختن ( شروع ) چیزی در ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the flowers bloom all year round in this climate: در این آب و هوا، گل ها در تمام طول ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gnaw away at something: ( به تدریج ) تحلیل بردن/ تضعیف کردن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rumbles jamie: جیمی به ما توپید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attack a problem: کار کردن روی یک مشکل، پرداختن به یک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a fool so let you break down my wall: من یه احمق هستم که به تو اجازه دادم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs: از دیدن آن سایه ترسناک در پایین پله ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they live on opposite sides of the country now but they still talk every day: آنها اکنون در دو سمت مخالف کشور زند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this soup freezes well: این سوپ برای فریز کردن مناسب است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not sure whose twisted idea it was to: مطمئن نیستم ایده زشت و مسخره کی بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
voice recorder run by electricity: دستگاه ضبط صوت با الکتریسیته ( برق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run across someone: به طور غیرمنتظره یا تصادفی با کسی ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a run in with the neighbors over parking: او با همسایه ها بر سر پارکینگ یک ** ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she tried to warn him about the fake charity but he was too much of a sucker to listen: او سعی کرد درباره خیریه جعلی به او ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a deadly serious remark: یک اظهارنظر به شدت جدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my feet are freezing: پاهایم از سرما بی حس شده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i asked him to slow down but he did the opposite and sped up: من از او خواستم که آهسته برود، اما ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the organization must enforce the new policy among its employees: سازمان باید سیاست جدید را در میان ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that concert was so trippy: اون کنسرت خیلی تریپی/خفن بود trippy ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not sure whose twisted idea it was to: مطمئن نیستم ایده زشت و مسخره کی بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a lovely round face: اون یه صورت گرد دوست داشتنی داره.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he starts to ravenously run his hands across her body: او حریصانه شروع به مالیدن ( نوازش ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wants the police to enforce the law and arrest the men: او از پلیس می خواست تا قانون رو اجر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who is your favorite writer: نویسنده مورد علاقه شما کیست؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fate was so decreed: قسمت چنین بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have opposite opinions on almost everything: ما تقریباً در مورد همه چیز نظرات مت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the visuals in that movie were totally trippy: تصاویر اون فیلم کاملاً تریپی بودن. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is not legitimate and don't try to justify your mistakes: این مشروع نیست و سعی نکن اشتباهاتت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she survived the accident: او از حادثه جان سالم به در برد. su ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the baby has cute round cheeks: بچه لپ های گرد و بامزه ای داره.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the celebrity's run in with the press made headlines: برخورد آن سلبریتی با مطبوعات تیتر خ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i froze waiting outside for an hour: یک ساعت بیرون منتظر ماندم و از سرما ...
٦ ماه پیش