نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the researchers found a new way to extract energy from sunlight: محققان راه جدیدی برای استخراج انرژی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i already paid him this morning: من صبح بهش پول دادم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is tough: آدم سختگیریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to study tonight: من باید امشب درس بخوانم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you still here: هنوز اینجایی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my coworker ratted on me: همکارم زیرابم رو زد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you spot him: آیا او را شناختی؟ spot=بجا آوردن یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the accident happened on the highway: حادثه روی بزرگراه اتفاق افتاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the market is in a bear phase: بازار در فاز نزولی قرار داره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a word in my office: بیا تو دفترم، باید باهات حرف بزنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light the match: کبریت را روشن کن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wicked witch cast a spell on the princess: جادوگر شرور یک جادو بر روی شاهزاده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her expectations were too high: انتظارات او خیلی زیاد بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you drive me home: می توانی من را به خانه برسانی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of cold in here: اینجا همچی سرده ها اینجا یه جورایی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart one: فرد زرنگ حاضر جواب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i only use vegetable fats in cooking: من در پخت و پز فقط از چربی های گیاه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they sang merry songs: آنها آهنگ های شادی خواندند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just leave without saying goodbye it's not done: نمی توانی بدون خداحافظی بروی—این کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after losing his job he didn't have a pot to piss in: بعد از اینکه کارش را از دست داد، کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military support: حمایت نظامی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please light the gas stove: لطفاً اجاق گاز را روشن کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
higher reach: دسترسی بیشتر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i drove my daughter to school: من دخترم را ( با ماشین ) به مدرسه ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will act upon my word: به قولم عمل کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what happened to you yesterday: دیروز چه اتفاقی برایت افتاد؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the result was unexpected: نتیجه غیرمنتظره بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
investors remain bearish on tech stocks: سرمایه گذاران نسبت به سهام تکنولوژی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the best way to spot a liar: بهترین راه برای تشخیص دروغگو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep a change of shoes in the car: من یک دست [جفت] کفش در ماشین نگه می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a curse: اون قدمش نحسه curse=نحس / شوم /بد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart answer: جواب سریع پاسخ آماده فی البداهه ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am kind of glad i didn't win: یه جورایی خوشحالم برنده نشدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my homework is not done: تکالیف من تمام نشده است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he'd been struck by a driver long gone: ساعت ها پیش راننده ای با او تصادف ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
produce eggs: تولید تخم : منظور همون تخم گذاشتنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word has just reached me that: الساعه بمن خبر رسیده است که . . . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot trades: معاملات نقدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meeting occurs at 3 pm: جلسه ساعت ۳ برگزار می شود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't expect me to do everything: انتظار نداشته باش که من همه کارها ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to call the shots: صاحب اختیار بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my father longed for us to explore our passions: پدرم آرزو داشت که ما علایقمان را کش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change in the weather: تغییری در آب و هوا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to make space for mark's things: من باید برای وسایل مارک ( برخی ) فض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the construction work is not done so we can't move in yet: کارهای ساختمانی تمام نشده است، بناب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey language: هی! مودب باش!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm kind of glad i didn't win: یه جورایی خوشحالم برنده نشدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a curse: اون قدمش نحسه curse=نحس / شوم /بد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in coming hours: در ساعت های آتی / پیشِ رو یا تا ساع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been saving all year to pay for our holiday: تمام سال دارم پول پس انداز میکنم تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rat on somebody: زیرآب کسی رو زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is tough: آدم سختگیریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boston was founded in 1630 by puritan colonists from england: بوستون در سال 1630 توسط پیوریتن های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no not yet: نه. هنوز نه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i refuse to compromise my principles: من از زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی ام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the negotiations are not done and both parties are still discussing the terms: مذاکرات تمام نشده است، و هر دو طرف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was no change in the patient's condition overnight: در طول شب هیچ تغییری در وضعیت مریض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're looking smart today: امروز شیک به نظر می رسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she expected him to call but he didn't: او انتظار داشت که اون زنگ بزنه، اما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet lying on the floor: یک چیز شیرین که روی زمین افتاده باش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the blank space at the end of the form is for your name: فضای خالی انتهای فرم برای نام شما ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vascular compromise: اختلال خون رسانی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please pay attention to the instructions: لطفا به دستورالعمل ها توجه کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that color really suits you: آن رنگ واقعاً به شما می آید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's so weird: چه عجب !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not sure yet: بااینحال ( هنوز ) مطمئن نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a curse: اون قدمش نحسه curse=نحس / شوم /بد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wealthy woman founded hospital in her hometown: زن ثروتمند بیمارستان را در شهر خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
left word: حرف زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bob has to pay for what he has done: باب باید تاوان پس بدهد، برای کاری ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is kinda dumb isn't he: او یه جورایی احمقه. نه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's tough: آدم سختگیریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she said she would buzz me later: گفت بعداً بهم زنگ ( تلفن ) میزنه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pissed all his money away on gambling and now he’s broke: او همه پولش را در قمار هدر داد و حا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i admire the government's drive to reduce energy consumption: من تلاش دولت برای کاهش مصرف انرژی ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lights the candles on the birthday cake: او شمع های کیک تولد را روشن می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i promise i will act upon my word: قول میدم به قولم عمل کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who was the first human being in space: چه کسی اولین انسان در فضا بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lying close by it: کنار او افتاده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we expect some in very soon: به زودی میاریم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
axes of differentiation: محورهای تمایز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's stay in tonight for a change: بیا محض تنوع امشب را اینجا بمان.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not sure yet: بااینحال ( هنوز ) مطمئن نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's so weird to see you out: چه عجب من تو رو بیرون می بینم !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this new hairstyle doesn't suit me: این مدل موی جدید به من نمی آید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he buzzed me on the car phone: با تلفن ماشین با من تماس گرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's kinda dumb isn't he: او یه جورایی احمقه. نه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a curse: اون قدمش نحسه curse=نحس / شوم /بد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he drove the nail into the wall: او میخ را به دیوار کوبید ( فرو برد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is left to the law lords: این مهم بر عهده ی لرد های حقوقدان ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must try this food this is really delicious: باید این غذا رو بخوری ، واقعا خوشمز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extra attention: توجه اضافی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's tough: آدم سختگیریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to talk to you right now piss off: الان نمی خواهم با تو صحبت کنم، گم ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left a large sum of money in her will to found a wildlife sanctuary: او برایش مبلغ زیادی به ارث گذاشت تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rare event occurred in the sky: رویداد نادری در آسمان رخ داد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you spot the boat passing by: متوجه اون قایق در حال عبور میشی ( م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the best way to reach you: بهترین راه برای ارتباط ( دسترسی ) ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she left her purse in a taxi yesterday: او ( اون خانم ) دیروز کیف پولش را د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you just listen for a change: می شود محض تنوع هم که شده یکبار به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you own a pet: آیا حیوان خانگی داری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is tough: چه بدشانس !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is kind of useful: تا حدی مفیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not done to interrupt someone while they're speaking: قطع کردن حرف کسی در حالی که صحبت می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz around: وول خوردن لولیدن تندتند رفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you expect this model in: این مدل رو میارین؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's leaving him for another man: او دارد شوهرش را به خاطر یک مرد دیگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are planning a dinner to celebrate the 50th anniversary of the founding of the company: ما در حال برنامه ریزی شام برای جشن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this medicine isn't work: این دارو اثر ندارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is so weird to see you out: چه عجب من تو رو بیرون می بینم !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
convincing him to apologize is like trying to piss up a rope: متقاعد کردن او برای عذرخواهی مثل تل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the concert takes place in the park: کنسرت در پارک برگزار می شود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will bear it in mind: سعی میکنم بخاطر بسپارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should stay in touch: ارتباطمون نباید قطع بشه ( باید با ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you spot the mistake: آیا میتوانید خطا را مشاهده کنید؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a smart suit is always in style: یک کت و شلوار شیک همیشه روی مد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't understand it: من متوجهش نشدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get all worked up: خیلی عصبانی شدن از چیزی تحریک شدن ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we leave a tip: انعام بگذاریم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why so long: چرا اینقدر طول کشید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at time he could not bear the sight of his fellow man: گاهی اوقات "تحمل" دیدن پیروانش را ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
children often misbehave to get attention: کودکان اغلب برای جلب توجه بدرفتاری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you reach for a cookie: دستت به کلوچه می رسه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you spot: میتونی ببینی؟؟؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're compromising me: تو داری به من لطمه میزنی ( در مورد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that suit looks very smart on you: آن کت و شلوار خیلی به تو می آید و ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the olympics took place in tokyo: المپیک در توکیو برگزار شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the difficulty lies in providing sufficient evidence: مشکل در آماده کردن شواهد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think this new dress suits her perfectly: فکر می کنم این پیراهن جدید کاملاً ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who was the first to go into space: چه کسی اولین نفری بود که به فضا رفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
book drive: کمپین ایجاد شده برای جمع آوری کتاب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
increased attention: توجه افزوده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some countries suffer from the curse of natural resources: برخی کشور ها از معضل منابع طبیعی رن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should try it its great: باید امتحانش کنی عالیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was too much for coach to bear without laughing into a pep talk: واسه مربی خیلی سخت بود که تاب نخندی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bright colors of the painting attracted attention: رنگ های روشن نقاشی توجه را جلب کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work at something: همه ی سعی خود را کردن ( برای بدست آ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was really weird: اون فیلم خیلی عجیب بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you leave a note for him on the kitchen table: می توانی یک یادداشت برای او روی میز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always dresses smartly for work: او همیشه برای کار شیک لباس می پوشد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what transpired during the meeting: در جلسه چه گذشت؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot someone or sth: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by 2023 that figure is expected to reach 47 million: تا سال 2023 ، انتظار میره که اون رق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the middle class: طبقه متوسط ( مردم )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she owns a successful business: او یک تجارت موفق را دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i try hard to show my best: تموم تلاشم رو انجام دادم تا بهترینم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you expecting again: دوباره بارداری؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in some countries it's not done to eat with your left hand: در برخی کشورها، خوردن با دست چپ منا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such a buzz now: شاخ شدن به مبارزه خواستن دعوت به م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not tough enough: به اندازه کافی سخت گیر نبودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bliss or curse: موهبت یا مصیبت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of useful: تا حدی مفیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are there any sandwiches left: آیا ساندویچی باقی مانده است؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there any money left with you: هیچ پولی پیشت مونده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lot of the criticism of her is founded on jealousy: بسیاری از انتقادها از او بر اساس حس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change of address: تغییر آدرس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a suit against somebody: شکایت کردن علیه کسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to exist or be found in something: وجود داشتن یا یافت شدن در چیزی Lie ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
either steak or chicken would suit me fine: استیک یا مرغ برای من خوب است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please leave your shoes by the door: لطفاً کفش هایت را کنار در بگذار.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was really weird i didn't understand it: اون فیلم خیلی عجیب بود، من متوجهش ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
considerable attention: توجه قابل توجه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it later transpired that he was lying: بعداً فاش شد که او دروغ می گفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dress code is smart casual: قوانین پوشش، نیمه رسمی شیک است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no harm: ضرری نداره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much of your money is left: چقد از پول شما باقی مانده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of summer: اوج تابستان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should have noted that: باید میگفتم ( باید یادآوری یا خاط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well tough: خب آره سخته! ( به کنایه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the upper class: قشر بالادست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please leave some coffee for me: لطفا کمی قهوه برای من باقی بگذار.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who owns this car: چه کسی این ماشین را دارد؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wearing casual clothes to a formal event is simply not done in high society: پوشیدن لباس غیررسمی در یک مراسم رسم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whole theory was founded on a mistaken belief: کل این نظریه بر اساس یک باور غلط بن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard maryam has won some money: من شنیدم که مریم مقداری پول برنده ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you taking the piss out of me or are you serious: داری مرا مسخره می کنی یا جدی می گوی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your phone is buzzing: تلفنت داره زنگ میخوره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incense sticks: عود عودهای خوشبو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cursed house: خانه نفرین شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our asset has been compromised: مأمورمون لو رفته compromise=در معرض ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left a note to say he would be home late: او یادداشتی گذاشت تا بگوید که دیر ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i left some sandwiches for them to have later: من ساندویچ هایی برایشان گذاشتم تا ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just take someone else's seat it's not done: نمی توانی فقط بنشینی جای کس دیگری—ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot someone or something: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of a group of people: از گروهی از مردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her lawyer accused the prosecution of founding its case on insufficient evidence: وکیل وی دادستانی را متهم کرد که پرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demand attention: طلب توجه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh tough luck: چه بدشانس، چه بدشانسی ای ( درواقع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we completed the project under the supervision of the new manager: ما پروژه را تحت نظارت مدیر جدید به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz with rumors: شایعه شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cursed girl: دختر نفرین شده مثل انابل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of the tourist season: اوج فصل گردشگری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the agreement was a product of compromise between the two government: قرار محصول مصالحه میان دو دولت بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road is clear now: جاده الان باز است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think they could work well as picture books: فکر می کنم آنها میتوانندبه عنوان کت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it also bears noting that: همچنین لازم به ذکر است که. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i own a small apartment downtown: من یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell me your exact height: قد دقیق خود را بگو.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she lights the incense sticks to create a relaxing atmosphere: او عود را روشن می کند تا فضایی آرام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
consumption of too much sugar and fat can compromise ones health: مصرف مقدار زیاد قند و چربی میتواند ...
٥ ماه پیش