نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ran into the room: وارد اتاق شد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a period of ten years: دهه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she stacked the books on the shelf: او کتاب ها را روی قفسه چید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her mistake had condemned her: اشتباهش او را رسوا کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the scenery really was beautiful: مناظر واقعاً زیبا بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got an ear infection and so the doctor grounded her for two days: گوشش عفونت کرد و دکتر دو روز بهش اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop eyeing: چشمتو نچرخون! ( دزدکی نگاه نکن ) یا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ran across an old friend at the market yesterday: دیروز به طور اتفاقی با یک دوست قدیم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they stopped at the top of the hill to admire the scenery: آنها در بالای تپه توقف کردند تا از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company offers a full stack of cloud services: شرکت یک مجموعه کامل از خدمات ابری ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am broken: من غمگینم ، من آرام نیستم ، من نارا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house has been condemned: خانه غیر قابل استفاده اعلام شده بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you run into trouble call me please: اگر به مشکل خوردین به من تماس بگیری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ran across some interesting articles while researching: او هنگام تحقیق به طور اتفاقی چند مق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ground yourself by maintaining contact with an unpainted metal portion of the chassis: خودتان را از طریق لمس یک قسمت فلزیِ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the scenery in the mountains is breathtaking: منظره کوهستان نفس گیر است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't watch television it's broken: تو نمیتونی تلویزیون ببینی اون خرابه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was condemned to death: او به مرگ محکوم شده بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
while cleaning the attic i ran across some old photographs: در حالی که اتاق زیرشیروانی را تمیز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stacking the court with loyal judges undermines neutrality: پر کردن دادگاه با قضات وفادار بی طر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stopped many times to admire the beautiful coastal scenery: ما چندین بار توقف کردیم تا چشم اندا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a broken glass: یک لیوان شکسته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stack of waffles lay next to a pile of blueberry pancakes: یه پشته وافل ( نوعی کیک و کلوچه ) پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that bike's mine: اون دوچرخه مال منه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you damn fool: تو، ابله تمام عیار - احمق لعنتی - ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was nothing serious just a twisted ankle: چیز جدی ای نبود فقط مچ پام پیچ خورد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water freezes at 0c: آب در صفر درجه یخ می زند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that cruel boy hurts the animals: آن پسر بی رحم حیوانات را اذیت می کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a run in with the police: او یک **درگیری کوتاه** با پلیس داشت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're hurting now: تو الان ناراحتی ( داغونی )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from among those nearest in kinship to the claimants: از میان آنهایی که در خویشاوندی و قر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time had no cure for pain: زمان، مرهمی برای دردها نداشت!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the schedule was cruel: برنامۀ تعیین شده طاقت فرسا بود. cr ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids were dressed alike: بچه ها یکسان لباس پوشیده بودند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you drive through the most incredible scenery to get there: شما برای رسیدن به آنجا از خارق العا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stack of dry wood: یک کپه چوب خشک / یک عالم چوب خشک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurting person: آسیب دیده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his illness condemned him to a lonely life: بیماری اش او را به یک زندگی تنها مح ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run across sth: به طور غیرمنتظره یا تصادفی با کسی ی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't resist chocolate cake i'm a total sucker for anything sweet: من نمی توانم در برابر کیک شکلاتی مق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banks of ominous clouds: توده هایی از ابرهای شوم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run sth by someone: به جریان انداختن ( شروع ) چیزی در ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my hands froze in the cold weather: دست هایم در هوای سرد یخ زد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he cannot fool us again: دیگه نمی تونه ما رو خر کنه.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she'd become bitter and twisted: او عجیب و غریب و کج خلق شده بود twi ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stack of work: یه خروار کار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are hurting now: تو الان ناراحتی ( داغونی )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a run in with her boss about deadlines: او با رئیسش درباره ی مهلت ها یک **ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police enforce the laws to maintain order: پلیس قوانین را برای حفظ نظم اجرا می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's a cure: یکی از راه حل هاش اینه. . .
٦ ماه پیش