نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thumb through the pages quickly: به سرعت صفحات را مرور کنید / ورق بز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the group recreated several greek plays: گروه چندین نمایشنامه یونانی را باز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why didn't you notify us: چرا بهمون خبر ندادی چرا خبرمون نکر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having a thumb up one's ass: این اصطلاح به معنای بی توجهی یا نا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notify me: خبرم کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needed a car to escape from area: او به یه ماشین نیاز داره تا از محله ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have clearance: مجوز داشتن مجاز بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been painting the house all morning: من تمام روز مشغول رنگ کردن خانه بود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weekend escapes: تعطیلات اخر هفته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we painted the bedroom blue: ما اتاق خواب را آبی رنگ کردیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fail to be noticed by someone: از نظر/چشم/توجه کسی دور ماندن - شدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ancestral thread: ریشه آب و اجدادی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fail to be remembered by someone: از خاطر کسی دور شدن به ذهن/خاطر/فکر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sucker and loser: احمق و بازنده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a sucker do you think i am: من را ساده لوح گیر آوردی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even though i knew it was a scam i was such a sucker for a good deal that i fell for it: با اینکه می دانستم یک کلاهبرداری اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a real sucker for romantic movies no matter how cliche they are: او واقعاً عاشق فیلم های عاشقانه است ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the band jammed out for hours at the garage: گروه ساعت ها توی گاراژ با انرژی موس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she jammed out to her favorite playlist while driving: با پلی لیست موردعلاقه ش توی ماشین ح ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do i look absurd in this hat: آیا با این کلاه مسخره به نظر می رسم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not be absurd: مسخره بازی درنیار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solemn duty: وظیفه خطیر و مهم ترکیب solemn duty ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look solemn: پکر به نظر میای
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wore such a solemn expression that i feared what he had to say: او آن چنان قیافه پر ابهت و جدی داشت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a large gold nugget is inside: یه تکه طلا داخلش بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuggets of information: اطلاعات ارزشمند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuggets of ideas: ایده های ارزشمند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuggets of feedback: بازخوردهای ارزشمند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he jams out every time that song comes on: هر وقت اون آهنگ پخش می شه، حسابی حا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we jammed out all night at the beach: کل شب کنار ساحل با موزیک حال کردیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's just jam out and forget the stress: بی خیال همه چی، فقط با موزیک حال کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he condemned the suspended players: او بازیکنان معلق شده را سرزنش و ملا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you ever run across any problems with this software: تا به حال به مشکلی با این نرم افزار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stacking the media leads to biased coverage: چیدن رسانه ها باعث پوشش جهت دار می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the town is a popular tourist destination because of its stunning scenery: این شهر به دلیل مناظر خیره کننده اش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the piano is broken: پیانو خراب است ( در اینجا اصلاً پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is considering running for mayor: او دارد به نامزد شدن برای شهرداری ف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wife battering and child abuse is getting rife: همسرآزاری و کودک آزاری رو به افزایش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coalition is stacking the media: ائتلاف داره رسانه ها رو با مهره های ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
broken window: شیشه پنجره شکسته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explosive disorder: اختلال هیجانی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toss the dice: پرتاب کردن تاس
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explosive fossil fruit found buried beneath ancient india lava flows: میوه یا گیاه فسیل شده عجیب قدیمی در ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel it absurd that anyone should question this: فکر کنم این احمقانه ست که هر کسی با ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and could you please try not to toss and talk in your sleep: و میشه لطفاً اینقدر موقع خواب غلت ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was absurd to believe the fisherman's tale: باور کردن داستان ماهیگیر احمقانه بو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the flabby boy realized that the suggestion to diet was not absurd: پسر چاق فهمید که پیشنهاد رژیم گرفتن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underestimating the importance of reading is absurd: دست کم گرفتن اهمیت خواندن احمقانه ا ...
٦ ماه پیش