نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
click his fingers: بِشکَن زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it'll never work: عمراً جواب بده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a row with him: من با او دعوا / مشاجره کردم row=مش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid gold candlesticks: شمعدان های طلا تمام عیار یا خالص
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cube is a solid: مکعب یک شکل سه بعدی است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had his flaws but he was still a great teacher: او معایب خود را داشت، اما او هنوز ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
land sb with sth: باعث ایجاد دردسر و مشکل برای کسی شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boat bumped against a solid object: قایق به یک جسم جامد برخورد کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fighting in vietnam was an experience that would haunt him for the rest of his life: جنگ در ویتنام تجربه ای بود که برای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor nutrition: تغذیه نامناسب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mistake or shortcoming in a plan theory etc which causes it to fail or reduces its effectiveness: یک اشتباه یا ضعف در یک طرح، نظریه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his own affair: به خودش مربوط میشه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor dog: سگ بیچاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the tragic scene still haunt her: صنه های غم انگیز هنوز روح او را می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freeze the mixture for about three hours or so until solid: مخلوط را به مدت حدودا سه ساعت فریز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there were fundamental flaws in the case for reforming local government: در مورد اصلاح حکومت محلی، نقص اساسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her own affair: به خودش مربوط میشه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what happened was an accident but the woman's death haunted him forever: آنچه پیش آمد، یک حادثه بود، اما مرگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a poor decision: اون تصمیم بدی بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his advice was always solid and practical: نصیحت او همیشه قابل اطمینان و عملی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ministry of foreign affairs: وزارت امور خارجه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a design flaw caused the engine to explode: یه ایراد طراحی باعث ترکیدن موتور شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his english is very poor: انگلیسی او خیلی ضعیفه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a spirit haunts the island: یک روح جزیره را تسخیر کرده است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this provided solid evidence that he committed the crime: این ( موضوع ) مدارک محکمه پسندی برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when will you begin recruiting: کی شروع به جذب نیرو خواهید کرد؟ rec ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't grasp what he meant: نفهمیدم منظورش چی بود. grasp ( محا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the construction should be sturdy and solid: ساختار باید محکم و مستحکم باشد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor in calories: کم کالری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had to hunt through hundreds of files to find the report: مجبور شدیم میان صدها پرونده بگردیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the frog lands with a loud splash: قورباغه با صدای بلندی وارد شد ( شیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she hunted out her childhood photos from the attic: او عکس های دوران کودکی اش را از انب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ground was frozen solid: زمین به صورت منجمد یخ زده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recruiting tool: ابزار سلطه recruit=سلطه ، تحت خدمت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people don't grasp that brain health is about social stimulation: مردم درک نمی کنند که سلامت مغز مربو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
legal work was done yesterday: دیروز کار قانونی انجام شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor tools: ابزار ناکارآمد poor=ناکارآمد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lecture hall was packed solid with students: سالن سخنرانی پر ( مملو ) از دانش آم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to hunt up some old documents for the case: باید برخی اسناد قدیمی مربوط به پرون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she grasped his hand tightly: او دستش را محکم گرفت. grasp ( فیزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
land someone with something: باعث ایجاد دردسر و مشکل برای کسی شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor prognosis: پیش آگهی ضعیف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police hunted down the escaped criminal: پلیس مجرم فراری را تعقیب و دستگیر ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
milk is a liquid and cheese is a solid: شیر مایع و پنیر جامد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to snort coke: استنشاق کردن کوکائین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the computer game was flawed by poor programming: بازی کامپیوتری توسط برنامه نویسی ضع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
land sb with something: باعث ایجاد دردسر و مشکل برای کسی شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor kitten: ( بچه ) گربۀ بیچاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are hunting for a new apartment in the city: آنها در حال جستجو برای یک آپارتمان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check on something: وضع چیزی رو بررسی کردن ( منظور تا ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i complained to the manager about the bad service: من به مدیر بابت خدمات بد شکایت کردم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only on died and four of them were captured but they wanted to kill themselves: یک نفر مرد و چهار نفر از انها اسیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in business he hunts like a wolf for opportunities: در تجارت، او مانند یک گرگ به دنبال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this theory needs to be backed up with solid empirical data: این نظریه باید با داده های تجربی مع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check on sth: وضع چیزی رو بررسی کردن ( منظور تا ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corporate capture: این اصطلاح به این معناست که شرکت ها ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hunted high and low for my missing keys: همه جا را برای پیدا کردن کلیدهای گم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grasp a skill: کسب مهارت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drama course gives students a solid grounding in the basic techniques of acting: این دوره نمایشی ( تاتر ) به دانش آم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the political campaign turned into a witch hunt: کمپین سیاسی به یک پیگرد بی دلیل تبد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you go upstairs and check on the kids: میری بالا ببینی بچه ها در چه حالن؟ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
land a dream job: بدست آوردن یا گرفتن یک شغل خوب و رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an excellent grasp of english: درک و فهم عالی از زبان انگلیسی gras ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor connection: نِتِ ضعیف ارتباط ضعیف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that rice pudding was the first solid food he's eaten since his operation: این پودینگ برنج اولین غذای خشک بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids organized a treasure hunt in the backyard: بچه ها یک بازی گنج یابی در حیاط پشت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lands on top of a hill: آن مرد در بالای تپه افتاد/او بر فرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liquid and solid waste is collected in the tank: ضایعات مایع و جامد در مخزن جمع آوری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
poor person: فرد فقیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after graduation he started his job hunt: پس از فارغ التحصیلی، او جستجوی کار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where did your eyes land first: چشمت اول کجا رو دید - نگات افتاد کج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been up for three days: سه روزه نخوابیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check on sb: وضع کسی رو بررسی کردن ( منظور تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he complained that the room was too cold: او شکایت کرد که اتاق خیلی سرد است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slice of bread: یک برش نان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the charity affair last night was a huge success: مراسم خیریه ی دیشب بسیار موفق بود. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's definitely spun: کاملاً معلومه که تحت تأثیر مواده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it seems like a very solid marriage: به نظر می رسدمثل یک پیوند زناشویی ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check on somebody: وضع کسی رو بررسی کردن ( منظور تا از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a keeper: تو ارزشمندی کاردرست - ارزشمند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's always complaining about her job: او همیشه از شغلش شکایت می کند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is definitely spun: کاملاً معلومه که تحت تأثیر مواده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check on someone: وضع کسی رو بررسی کردن ( منظور تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if this information is captured by someone: اگر این اطلاعات به دست کسی بیافتد ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt for a lost book: جست و جو برای یک کتاب گمشده جستجو ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a keeper: تو ارزشمندی هستی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should be basing our decisions on solid facts not inclinations and hunches: ما باید تصمیمات خود را بر اساس حقای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was so stressed i felt totally spun: اون قدر استرس داشتم که کاملاً گیج ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hotel was booked solid all of december: هتل در ماه دسامبر به صورت تام ( تما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid career: شغل ثابت و مطمئن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
click your tongue: "نچ" گفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is that right you eat raw fish for your lunch: این درسته که شما برای نهار ماهی خام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you muttering: چی با خودت داری غرولند میکنی/زیر لب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be struck by sth: به چیزی برخورد کردن، تصادم کردن ( ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lacks confidence: او اعتماد به نفس ندارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wholemeal bread: نان کامل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customer affair: امور مشتری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i met her at school and we just clicked: توی مدرسه دیدمش و از هم خوشمون اومد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i slept for eleven solid hours: یازده ساعت یکسره خوابیدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they lack the necessary skills: آنها مهارت های لازم را ندارند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then we split the earth making fissures in it: سپس ما زمین را شکافتیم، در آن شکافه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she looked spun out after the breakup: بعد از جدایی، کاملاً داغون به نظر م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
math wizard: خوره ریاضی ( ریاضی براش آب خوردنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for a solid 20 minutes: برای بیست دقیقه ی تموم برای بیست دق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a piece of bread: یک تکه نان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whole affair caused a scandal: تمام این ماجرا رسوایی به بار آورد. ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their chemistry clicked: آنها مجذوب یکدیگر شدند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financially the club is very solid: از نظر مالی باشگاه بسیار مطمئن است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is a lack of evidence: نبود مدرک وجود دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were told to put our affairs in order: به ما گفته شد که به امورمان نظم بده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was thrown into jail: او به زندان افتاده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you want to complain blame your x: اگه ناراحتی، x رو سرزنش کن اگه اعتر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what struck me: آنچه مرا تحت تاثیر قرارداد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transverse processes: زائده عرضی ( ستون فقرات ) process= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the town hall everyone got a chance to say their piece about the new law: تو جلسه عمومی، همه فرصت داشتن نظرشو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
solid sphere: کُره توپر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
david has a solid muscular body: دیوید بدنی توپر و عضلانی دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my hands were raw with cold: دست هایم از سرما باد کرده و تیر می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was jailed for killing her husband: او بدلیل کشتن شوهرش زندانی شده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the state of affairs: چگونگی اوضاع
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be struck by something: به چیزی برخورد کردن، تصادم کردن ( ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
click on it: روش تقه بزن یا روی اش تقه کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a raw cut: بریدگی متورم و دردناک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after flying all night he was glad to be on solid ground: پس از تمام شب پرواز ، خوشحال بود که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
firm and well made: استوار ، محکم محکم و خوش ساخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't complain: نمی تونم شکایتی داشته باشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the baby plopped the toy into the bath: بچه اسباب بازی را با یک صدای چلپ تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that music is solid: آن موسیقی باحال/ بی نظیر است solid= ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found a small piece of glass on the floor: من یک قطعه کوچک شیشه روی زمین پیدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't meddle in her affairs: در کارهای او مداخله نکن!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop of rain: چکه باران ( با صدای مشخص )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a frog plopped into the pond: یک قورباغه با صدای چلپ داخل برکه اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's been on edge all day waiting for the exam results: تمام روز به خاطر نتایج امتحان عصبی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reporting period pre dates x: دوره گزارش دهی به پیش از ایکس برمیگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signs of distress: نشانه های اضطراب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent flattering: چاپلوسی تابلو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that he struck you: که اون بهت حمله کرده ؛ که اون مرد ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's an expert in foreign affairs: او یک متخصص در امور خارجی است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the committee member said his piece and let the discussion move on: عضو کمیته نظرشو گفت و گذاشت بحث ادا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop into: با صدای چلپ داخل چیزی افتادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all the performers showed solid musicianship and technique: همه اجراکنندگان نوازندگی و شگردهای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the door was solid as rock: در مثل سنگ محکم بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't complain just do it: غرغر نکن فقط انجامش بده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that she struck you: که اون بهت حمله کرده ؛ که اون مرد ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been on edge all day waiting for the exam results: تمام روز به خاطر نتایج امتحان عصبی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent facade: ظاهرنمایی تابلو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's the company's director of public affairs: مدیر امور عمومی شرکت است. [=کسی که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the argument she said her piece and walked away: بعد از بحث، حرفشو زد و رفت. say yo ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid red dress: یک لباس قرمز کامل ( یکنواخت ) / یک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a raw irritated throat: گلوی ملتهب و خراشیده شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chest made of solid oak: صندوقی تماما ساخته شده از بلوط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he plopped down on the couch after work: بعد از کار با یک ضمه صدا روی مبل اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relations between them are based on a solid foundation of friendship and trust: روابط بین آنها بر پایه محکم دوستی و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government's policy has solid support from this country people: سیاست این دولت از حمایت همه جانبه ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent person: آدم بی غل و غش، ساده، بی شیله پیله، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
changes occur in the body because of the process of ageing: به دلیل فرایند پیری ، در بدن تغییرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop in: با صدای توپ افتادن داخل چیزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a strong friendship: دوستی پایدار ( محکم، استوار )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we heard plops of rain on the roof: صدای تاپ تاپ قطره های باران روی سقف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distress conditions: شرایط اضطراری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the piece: توپ ( پارچه ) به صورت توپ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his circumstances were bleak but he survived: شرایط او ناامید کننده بود اما او جا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plopping sound: صدای چلپ چلپ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone was on edge after hearing the bad news: همه بعد از شنیدن خبر بد عصبی و پرتن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop yourself: خود را با بی حواسی انداختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
few of the town's fine buildings predate the earthquake of 1755: تعداد کمی از ساختمانهای خوب این شهر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be struck on: از چیزی ( یا کسی ) شوکه شدن، جا خور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent case: نمونه ی بارز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we just clicked: رابطه خوبی داشتِم یعنی get on well ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the war the government focused on its own domestic affairs: پس از جنگ، دولت بر روی امور داخلی خ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bank has reported solid earnings for the year: این بانک سودهای دارای استانداردهای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maxillary process: برجستگی فک بالا process در آناتومی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a firm friendship: دوستی پایدار ( محکم، استوار )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will be transferred to the london office: شما به دفتر لندن منتقل خواهید شد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have just transferred money in your current account: من به تازگی پول به حساب جاریت جا به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stone plopped out of his hand: سنگ با یک صدای توپ از دستش افتاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop out: با صدای توپ افتادن خارج چیزی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plopping sound of water droplets was relaxing: صدای چلپ چلپ قطره های آب آرامش بخش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop down on: روی چیزی ولو شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a bleak day: روزِ سردی است bleak=سرد = cold
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
future looks bleak: آینده نا امیدکننده به نظر می رسد b ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she plopped herself in the chair exhausted: او خسته و بی حال خودش را توی صندلی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bus runs on a regular schedule: اتوبوس طبق برنامه منظمی حرکت می کنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has regular check ups with his doctor: او با دکترش معاینات منظمی داره.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been training hard for the race for several weeks now: او چند هفته ای می شود که برای مسابق ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heartbeat is strong and regular: ضربان قلب او قوی و منظم است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a real spook: یک شبح واقعی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
train in: فراگیری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is he your regular doctor: آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get spooked: وحشت زده شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the place was full of spooks and secret agents: اون جا پر از مأمور مخفی و جاسوس بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to train a telescope on the moon: متمرکز کردن یا تنظیم کردن تلسکوپ بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he used to work as a spook for the cia: قبلاً به عنوان جاسوس برای سازمان سی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chitter: از سرما لرزیدن اواز خواندن چهچه زد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people admire or respect them: مردم آنها را تحسین می کنند یا به آن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't mean to spook you: قصد نداشت بترسونتت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the loud noise spooked the horse and it ran away: صدای بلند، اسب رو ترسوند و اون فرار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
braced bay: دهانه مهاربندی شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kids love stories about spooks and haunted castles: بچه ها عاشق داستان های ارواح و قلعه ...
٥ ماه پیش