نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there may be equivalent ways to thrive: ممکن است روشهای مشابهی برای موفق شد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you send out this thorn in my foot: می توانی این خار را از توی پایم در ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after finishing our exams we all felt happy and carefree: بعد از تمام کردن امتحانمان همه احسا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we entered this war in a rather carefree: ما تقریباً با خیال راحت وارد این جن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i put in an order: اضافه کردن یک سفارش در لیست خرید, د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's something seedy about that guy’s smile—it feels like he's always hiding something: لبخند آن مرد چیزی مشکوک در خود دارد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was overcome by smoke before he could get out of the apartment: او قبل از اینکه بتواند از آپارتمان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i put in: اضافه کردن یک سفارش در لیست خرید, د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the politician’s past was full of seedy deals and shady connections: گذشته ی سیاستمدار پر از معاملات مشک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i believe that we will overcome in the end: من باور دارم که سرانجام ما پیروز خو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wanted to put this painting in a magazine: میخواستم این نقاشیُ تو یه مجله درج ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after losing his job he started hanging around with some seedy characters: بعد از اینکه کارش را از دست داد، با ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcome with emotion she found herself unable to speak for a few minutes: او که احساسات سراسر وجودش را فرا گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bar had a seedy atmosphere filled with smoke broken furniture and suspicious glances: بار فضای کثیف و مشکوکی داشت، پر از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in more time on the proposal: برای پیشنهاد، زمان بیشتری اختصاص ده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcome by emotion she found herself unable to speak for a few minutes: او که احساسات سراسر وجودش را فرا گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he took me to a seedy motel on the edge of town and i instantly regretted trusting him: او مرا به یک متل مشکوک در حاشیه شهر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in your diary: در تقویمت یادداشت کن یادداشت کردن / ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was overcome with remorse for not having visited her dying father: از اینکه به ملاقات پدر در حال مرگش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was overcome with grief when his wife died: وقتی همسرش درگذشت غم و اندوه او را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he suddenly put in: پریدن وسط حرف کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the firm must overcome its resistance to new technology: این شرکت باید بر سماجت خود در برابر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once you've put in the hours of practice: وقتی شما ساعتهای زیادی را برای تمری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plan was designed to help women and minorities overcome discrimination in the workplace: این طرح برای کمک به زنان و اقلیت ها ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're having a new shower put in: دادیم یک دوش جدید نصب کنند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the young woman was overcome with emotion when she learned she had won a scholarship: وقتی فهمید برنده بورسیه شده است زن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in harm's way: به مخاطره انداختن، در معرض انقراض ق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the family overcame many obstacles to purchase the house: این خانواده برای خرید این خانه بر ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sth stop burning: خاموش کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put him off with the excuse that she had too much work to do: او با بهانه اینکه خیلی کار برای انج ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should floss daily: باید هر روز نخ دندان بکشی. floss ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a conflict between his business and domestic life: یک تعارض و ناسازگاری بین تجارت و زن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to put on some clean socks: باید چند جوراب تمیز بپوشم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the accident put her off driving for life: تصادف تا آخر عمر او را از رانندگی ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make something stop burning: خاموش کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally could overcome his fear of flying: او در نهایت تونست به ترسش از پرواز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she put on her coat before going outside: او قبل از بیرون رفتن، کتش را پوشید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meeting has been put off until the first week in june: جلسه تا هفته اول ژوئن به تعویق افتا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking excruciating pain: درد گرفتن فوق شدید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put out his hand: دستش را دراز کرد put out=دراز کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was overcome by hydrogen sulfide: او تحت تاثیر سولفید هیدروژن قرار گر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be put off: نا امید نشو
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in your password: پسورد تان را وارد کنید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can we overcome speeding problems: چگونه می توانیم از پس مسائل سرعت بر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he put on a pair of old jeans to paint the room: او یک شلوار جین کهنه پوشید تا اتاق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that website feels seedy: آن وبسایت حس مشکوکی دارد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
employees pushed back against the new schedule: کارمندان در برابر برنامه ی جدید مخا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's an interesting idea and i thought he put it across well: اون طرح و نقشه جالبیه و من فکر میکن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the accident put me off driving: تصادفه دلمو از رانندگی کردن زد دل ز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the roofer repaired the storm damaged shingles: سقف ساز تخته های سقف آسیب دیده از ط ...
٦ ماه پیش