نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your ego is your opinion of your own worth: خیلی داری خودتو دست بالا میگیری یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his tone irritated her: صداش او را رنجاند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were served with champagne: ما با نوشیدنی شامپاین پذیرایی شدیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their thrill of winning has faded: هیجان برنده شدن آنها فروکش کرده است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's flopping all over the place: شُل و وِل شده .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left the meeting disgruntled: او ناراضی جلسه را ترک کرد. disgrun ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a bit of a cowboy: یه کم کله خره ( سریع، جسور، و بااعت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets have high tea: بیا باهم یه عصرونه بزنیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stairs were very narrow: پله ها خیلی باریک بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the commanding officer has the right under law to decide whether to prosecute a rapist or not: افسر فرمانده این حق را طبق قانون دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bid farewell: خداحافظی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he talked me through the whole process: اون درباره تمام جزییات روند کاری به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid somebody good night: شب بخیر گفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after months of planning we finally got the project off the ground: پس از ماه ها برنامه ریزی، بالاخره پ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they racked the wine bottles in the cellar: بطری های شراب رو توی زیرزمین قفسه چ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root sth up: از ریشه در اوردن یک گیاه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foreign diplomats were asked to avoid all contact with him: از دیپلماتهای خارجی درخواست شده بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid prosecution: اجتناب از تعقیب قضایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no matter how busy you are standing someone up without informing them is just disrespectful: مهم نیست چقدر سرت شلوغ باشد، سر قرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheers of the crowd: ابراز احساسات جمعیت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tricky situation: آشفته بازار پیچیده و مشکل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he revved up the engine and drove off: او موتور را روشن کرد و حرکت کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you implying: سربسته ، به چی داری اشاره میکنی ؟ س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a young blind whiz: یه جوان نابینای نابغه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lyrics condemned the filth and their abuse of power: ترانه ها پلیس فاسد و سوءاستفاده شون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a scoop for you—don't tell anyone: یه خبر داغ برات دارم—به کسی نگو! sc ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone good night: شب بخیر گفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his eyes narrowed angrily: چشمانش از عصبانیت تنگ شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's super fit: خیلی خوش اندامه fit ( فیزیکی – تنا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took a lot of effort but we managed to get our startup off the ground: این کار نیاز به تلاش زیادی داشت، ام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bid on a contract: عقد قرارداد، بستن قرارداد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's really trying to amuse us with such tricks: او واقعاً سعی دارد با چنین ترفندهای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prosecutor will prosecute the case in court next week: دادستان هفته آینده پرونده را در داد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the president talked through all the military options: رییس جمهور با جزییات درباره اختیارا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get cuffed: در فصل زمستان به معنی وارد رابطه ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root something up: از ریشه در اوردن یک گیاه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's revving up for next week's world cup game: او برای بازی هفته آینده جام جهانی ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had many contacts in germany: او در آلمان خیلی رابط و آشنا داشت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to combine these two ingredients: ما باید این دو ماده را با هم ترکیب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
facing prosecution: روبرو شدن با تعقیب قانونی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was supposed to be here by seven but now i realized he stood me up: قرار بود تا 7 اینجا باشه ، اما الان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he recognized her voice instantly: صدای او را بلافاصله شناخت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone goodnight: شب بخیر گفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i followed the arrows to the parking lot: من فلش ها را تا پارکینگ دنبال کردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the campaign is finally getting off the ground after receiving funding: کمپین بالاخره پس از دریافت بودجه به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's not just smart he's fit too: فقط باهوش نیست، خوشگل هم هست. fit ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he saw the filth not just in the streets but in the system: اون کثافت رو فقط توی خیابونا نمی دی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a bid valuing 100 million dollars: پیشنهادی را به مبلغ صد میلیون دادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to combine our efforts to solve this problem: برای حل این مشکل، باید تلاش های خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor man he suffered: حیوونی ، چقدر زجر کشید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've outdone yourself: برگ برنده تو رو کردی. سنگ تمام گذا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a good singing voice: صدایش خوب است. ( = خوب آواز می خوان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a dirty politician who takes bribes: یه سیاست مدار فاسده که رشوه می گیره ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before going to bed she bade her children goodnight: قبل از رفتن به رختخواب، او به بچه ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root sth out: الف ) ریشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's combine our ideas and come up with a plan: بیایید ایده هایمان را با هم ترکیب ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suffer brain damage: به آسیب مغزی مبتلا شدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right wing hosts: :سرکرده های/سران جناح راست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her bid for re election was unsuccessful: تلاشش برای انتخاب مجدد بی ثمر بود b ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how many can fit in the suv car: چند نفر می تونه سوار suv ( ماشین شا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a sweet voice: صدای دلنشینی دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that idea sounds like it came straight out of the booby hatch: اون ایده انگار مستقیم از تیمارستان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this cpu has 8 cores for better multitasking: این پردازنده ۸ هسته دارد برای انجام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but i only remember him trying to suffocate me under the bed covers: ما من فقط بیاد می آورم او سعی می کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can combine the colors to make a new shade: می توانید رنگ ها را برای ایجاد یک س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they spent the afternoon bidding the time before the concert started: آنها بعد از ظهر را به طور بی هدف گذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love weak tea but my parents like strong tea: من عاشق چای کمرنگم اما بابا مامانم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle for that muscle: سخت کار کردن سختکوشی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he suffered an epileptic fit: او دچار حمله ی صرع شد. fit ( پزشکی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and if they did not all fit together: و اگر همه ی این اجزا با یکدیگر هماه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the core of the problem is miscommunication: هسته مشکل، سوءتفاهم است. core ( عم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they decided to combine their businesses: آنها تصمیم گرفتند کسب و کارهایشان ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we could hear the sound of a bell in the distance: صدای زنگی از فاصله ی دور به گوش می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a period of dormancy: یک دوره رکود/خواب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each fiber has a hollow core: هر فیبری یک مرکز تو خالی دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it makes me feel suffocated: اون باعث میشه که احساس خفگی بمن دست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earth's core is composed mainly of iron and nickel: هسته زمین عمدتاً از آهن و نیکل تشکی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this job doesn't fit my personality: این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a dirty move: اون حرکت ناجوانمردانه بود dirty ( ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid the time: وقت گذراندن به طور خاص یا بی هدف.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
competitors must keep going no matter what: رقبا باید تحت هر شرایطی به راه خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root something out: الف ) رییشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he felt crazy during the fit: او در طول حمله عصبی احساس دیوانگی د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the recipe says to combine the flour and sugar: دستور پخت می گوید آرد و شکر را مخلو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle and bustle of the crowd: هیاهوی جمعیت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suddenly we heard a strange sound from the engine: ناگهانی صدای عجیبی از موتور بلند شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the volcano has been in a state of dormancy for many years: این آتشفشان سال هاست که در حالت خام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thirty years after the fire he is still haunted by images of death and destruction: سی سال بعد از آن آتش سوزی هنوز صحنه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid farewell to someone: از کسی وداع گفتن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root around somewhere: به دنبال چیزی گشتن علی الخصوص در می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things combine to from: ترکیب شدن و تشکیل دادن . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this shirt fits me very well: این پیراهن خیلی خوب بهم میاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound can travel over large distances in water: صوت در آب تا فاصله ی زیادی شنیده می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i rooted out an old pair of shoes which might fit you: من یک جفت کفش قدیمی پیدا کردم که مم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a laughing fit: او دچار حمله ی خنده شد. fit ( فرهن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political voice: صاحب نظر سیاسی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
christmas cheer: هورا و فریاد شادی کریسمس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the core network handles all the routing and switching: شبکه مرکزی تمام مسیریابی و سوئیچینگ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll call you tonight no matter what: امشب بهت زنگ میزنم، تحت هر شرایطی ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they cheered their team: آنها تیمشان را تشویق کردند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wants to see you no matter what: اون میخواد هر طور شده تو رو ببینه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they combined their talents to create a successful project: آنها استعدادهای خود را با هم ترکیب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the deal was dirty from the start: اون معامله از اولش بو می داد. dirt ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the decision to leave her children now haunts her: تصمیمش مبنی بر ترک بچه هایش اکنون م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his dormant love flared again: عشق خفته اش دوباره شعله ور شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the long summer vacation we bid farewell to our friends at the airport: بعد از تعطیلات طولانی تابستان، از د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combined effect: اثر تلفیقی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peter heard the sound of gunfire: پیتر صدای شلیک گلوله ( را ) شنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her face haunts me: قیافه ش دائماً تو ذهنمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dirty occupations: مشاغل کثیف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swear i'll never talk to him again: قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear on my mum that was hilarious: به جون مامانم قسم خیلی خنده دار بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theoretical voice: صاحب نظر نظری صاحب نظر تئوریک صاحب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i met this really fit bloke in a club last night: دیشب توی کلاب یه پسر خیلی خوش تیپ و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they fitted video cameras and other devices to the cars: آنها دوربین عکس برداری و ابزار های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he placed a bid on the vintage car hoping to get a good deal: او برای آن خودروی کلاسیک پیشنهاد قی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she bade him farewell before he left for the airport: او قبل از اینکه به فرودگاه برود از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this bar used to be one of your old haunts: این کافه یکی از پاتوق های قدیمی ات ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was rooting around in her drawer for a pencil: او در حال گشتن برای یک مداد در کمدش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear on a stack of holy books: قسم به مقدساتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this key doesn't fit the lock: این کلید به قفل نمیخوره ( قفل را با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light travels faster than sound: سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this won't fit under the seat: این زیر صندلی جا نمی شه. fit =جا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear that's a dirty movie: شنیدم فیلم سکسی و صحنه داریه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she divorced her husband after she discovered that he was having an affair: او ( آن زن ) بعد از اینکه متوجه شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone on edge: کسی را عصبی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the operation she couldn't eat solids: بعد از عمل ، او نمی تواند غذای خشک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this affair must be kept confidential: این مسئله باید محرمانه بماند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody on edge: کسی را عصبی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cube and a pyramid are both solids: مکعب و هرم هر دو جسم هندسی هستند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's no affair of mine: به من مربوط نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sb on edge: کسی را عصبی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red solid curve: منحنی توپر قرمز رنگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is no affair of mine: به من مربوط نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the country has been on edge due to political unrest: کشور به خاطر ناآرامی های سیاسی در ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has 54 tin boxes packed solid with baseball cards: او 54 جعبه قوطی دارد که با کارت های ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this has nothing to do with you it's not your affair: این ربطی به تو نداره. این موضوع و ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid green background: پس زمینه سبز یکدست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this has nothing to do with you it is not your affair: این ربطی به تو نداره. این موضوع و ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid reasoning: استدلال مستحکم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reciprocal flow of useful information: تبادل اطلاعات مفید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid silver bracelet: یک دستبند نقره خالص
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theirs was a great love affair: عشق آنها یک عشق بزرگ بود. [=خیلی عا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
click picture: عکس گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid slag: گدازه غلیظ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
had a row with my husband yesterday: من دیروز با شوهرم بگو و مگو داشتم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he cabled his nephew stating: او تلگراف زد به برادرزاده اش با این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his wife discovered that he was having a love affair with another woman: همسرش متوجه شد که او با زن دیگری را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bulk solid: توده جامد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cabled her nephew stating: او تلگراف زد به برادرزاده اش با این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a love affair: عشق بازی، رابطه ی عاشقانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid structure: یک ساختار مستحکم یا محکم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a strain of insanity in the family: در خانواده یک رگه از جنون و دیوانگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had affairs with several women: با چند زن رابطه ی نامشروع داشت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a bit on edge today: امروز یکم عصبیم یا مضطربم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had an affair with a coworker: با یک همکار رابطه جنسی مخفیانه داشت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am a bit on edge today: امروز یکم عصبیم یا مضطربم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the operation he couldn't eat solids: بعد از عمل ، او نمی تواند غذای خشک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something clicks: جا افتادن، جور شدن، درست شدن یعنی ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we couldn't row: نمیتوانستیم پارو بزنیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid silver candlesticks: شمعدان های نقره تمام عیار یا خالص
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were invited to a black tie affair at the governor's mansion: ما به یک مراسم کراوات مشکی [=میهمان ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this diamond is less expensive because it contains several flaws: این الماسه ارزون تره، چون چند تا ای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth clicks: جا افتادن، جور شدن، درست شدن یعنی ح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wants to make their wedding day an affair to remember: او می خواهد روز عروسی آنها را به خا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid line of traffic: یک ترافیک کیپ یا بسته ( قفل ) یا غل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
religeons are like rivers they flow to the same sea: دین ها مانند رودهایی هستند که همه ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything's clicking: همه چی خوب پیش میره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we get six days off in a row: ما شش روز پشت سر هم مرخصی داریم row ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid oak table: یک میز بلوط مستحکم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an extramarital affair: ماجرای عشقی با شخص ثالث ( با غیر هم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i lost my flow: انرژیمو از دست دادم flow=انرژی و یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything is clicking: همه چی خوب پیش میره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid objects in the galaxy: اجسام فضای در کهکشان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were rowing against the wind: ما خلاف جهت باد پارو می زدیم row=قا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the book describes america's love affair with baseball: این کتاب عشق بی حد و مرز آمریکا به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the only bridge across the river was a flimsy affair of ropes and rotten wood: تنها پل روی رودخانه، یک چیزِ سست از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s the perfect boyfriend his only flaw is the fact that he sometimes speaks without thinking: اون دوست پسر بی نقصیه؛ فقط عیبش این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her english is very poor: انگلیسی او خیلی ضعیفه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
use strokes of solid green to the wall painting: استفاده از خطوط سبز یکدست در نقاشی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the public has shown little interest in the whole affair: مردم علاقه چندانی به کل این ماجرا ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superhero foods for students: غذاهای مقوی برای دانش اموزان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a major flaw in your plan: یه اشکال اساسی تو نقشه ت هست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many poor families can't afford basic healthcare: خیلی از خانواده های فقیر توان پرداخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid blue background: یک پس زمینه آبی سیر یا یکدست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the famous hostage affair of the late 1970s: ماجرای گروگان گیری معروف در اواخر د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's the perfect boyfriend his only flaw is the fact that he sometimes speaks without thinking: اون دوست پسر بی نقصیه؛ فقط عیبش این ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superhero spices: ادویه های قوی یا مقوی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor child: بچه ی بیچاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a white rose on a solid blue background: یک رز سفید در زمینه آبی سیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a simple affair: یک موضوع/پیشامد/ واقعه ساده و مفصل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will never work: عمراً جواب بده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a elaborate affair: یک موضوع/پیشامد/ واقعه ساده و مفصل
٥ ماه پیش