نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from scratch: یاد گرفتن چیزی از اولش If I go to F ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play off: به معنی تسویه کردن نمیشه، کاربر roz ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it sells like hot cakes: بسیار پر فروشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mix and match: سوا کردن کالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
with flying colors: با موفقیت کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with flying colors: با موفقیت کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast iron alibi: دلیل کاملا محکم برای اثبات غیبت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast iron alibi: دلیل کاملا محکم برای اثبات غیبت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be on the ball: اماده به کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sailed through: به اسانی گذراندن و کاری را با سهولت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is not permitted to receive any visitors: او ممنوع الملاقات است .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering if: می خواستم بدونم اگر. .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i was wondering if: می خواستم بدونم اگر. .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a word with somebody: با کسی صحبت کردن EX:I had a word wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a word with somebody: با کسی صحبت کردن EX:I had a word wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind go blank: suddenly can not remember
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mind go blank: suddenly can not remember
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boil down: منتج شدن. خم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
boil down: منتج شدن. خم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the spot: سریعا. در زمان و مکان مناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
play the fool: رفتار احمقانه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play the fool: رفتار احمقانه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody though: شخصی را ازطریق تلفن به دیگری وصل کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put somebody though: شخصی را ازطریق تلفن به دیگری وصل کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backup: Back up: Make a copy of computer da ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the hill: He is over the hill او سن و سالی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
post master at: He is post master at طرف خدای فلان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
present minded: He is really present - minded او وا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
behind: he is so behind طرف شوته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as bold as a brass: He is as bold as a brass رویش سنگ پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
behind the times: افکار کهنه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in good condition: He is in good condition او خوب ماند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gentleman all round: He is a gentleman all round او از ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gentleman all round: He is a gentleman all round او از ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what is more: اصطلاح /برای اضافه کردن اطلاعات به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do the trick: موثربودن و به نتیجه مطلوب رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go the distance: تمام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go the distance: تمام کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at the high: از نظر اماری در سطح بالایی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
built up: توسعه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
built up: توسعه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draw together: 1 - توافق کردن 2 - متحد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw together: 1 - توافق کردن 2 - متحد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take up: علاقه مند بودن به فعالیت های جدید و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put aside: ذخیره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn away: علاقه مند نبودن رو برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احولی: پیچیدگی در چشم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
قلب: دل. دگرگون شده و منقلب شده. تقلبی و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خلقی کردن: مزاح کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
خلقی کردن: مزاح کردن
٢ سال پیش