برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عاطفه انارکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 basically means kinda "to say, that you hide inside, out loud
منظور اینکه اون چیزی رو که الان مخفیش کردی رو سریع و بلند بگو
١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

2 A common non-offensive substitute for for fuck's sake. Used to emphasize the importance or urgency of a statement ١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

3 قصه بافتن ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

4 داستان مزخرف ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

5 منبع مالی باد آورده ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

6 کنایه از سرعت کار کردن ١٤٠٠/٠٢/١٠
|

7 ضابطه مندو قانونی ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

8 to walk with difficulty
به سختی راه رفتن
١٣٩٩/١٢/٠٩
|

9 به سادگی ١٣٩٩/١٢/٠٢
|

10 I am beat من خیلی خسته ام
exhausted= when you are very tired

١٣٩٩/١١/٢٢
|

11 I am in a pickle
من در دو راهی هستم
١٣٩٩/١١/١٧
|

12 It is all bananas
شرایط خیلی سردرگم و گیج کننده هست
١٣٩٩/١١/١٧
|

13 she is in a stew
او از چیزی ناراحت است
١٣٩٩/١١/١٧
|

14 he is full of beans
او پر از انرژی است
١٣٩٩/١١/١٧
|

15 she is a peach
peach=sweet
١٣٩٩/١١/١٧
|

16 چرت زدن ١٣٩٩/١١/١٣
|

17 معنی اول بیرون برای ناهار
و معنی دوم قاطی کردن
١٣٩٩/١١/١٢
|

18 آلوده به موادمخدر ١٣٩٩/١١/١٢
|

19 نشستن پرواز هواپیما
land in
١٣٩٩/١١/١٢
|

20 کتابچه ١٣٩٩/١١/١٢
|

21 یه ضرب و بدون ارفاق نمره الف گرفتن ١٣٩٩/١١/١٢
|

22 مسئول رفع نقص ١٣٩٩/١١/١٢
|

23 حس لامسه ١٣٩٩/١١/١٢
|

24 کشوری که شخص از آنجا آمده!!

١٣٩٩/١١/١٢
|

25 مشکل حاد ١٣٩٩/١١/١٢
|

26 شلوغ و پربرنامه ١٣٩٩/١١/١٢
|

27 یک دریا تفاوت!! ١٣٩٩/١١/١٢
|

28 تجربه عذاب آور ١٣٩٩/١١/١٢
|

29 relax
easygoing
١٣٩٩/١١/١٢
|

30 یک عالمه غذا خوردن
اصطلاح استرالیایی هست
١٣٩٩/١١/١٢
|

31 huddle over:چنبره زدن
huddle over books:به اصطلاح خودمون میگم:خر خونی کردن
١٣٩٩/١١/١٢
|

32 به بیان دیگر ١٣٩٩/١١/١٢
|

33 زمان محور
همه چیز بر اساس زمان انجام میشود
١٣٩٩/١١/١٢
|

34 اعاده حیثیت کردن ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

35 هواپیمایی،هوانوردی،پرواز ١٣٩٨/٠٣/١٧
|

36 شیلات ١٣٩٨/٠٣/١٤
|

37 راحت بودن با
EX:he is also at home with hardware
او هم چنین به راحتی با سخت افزار هم کار میکند
١٣٩٨/٠٣/٠٨
|

38 حفظ کردن ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

39 زمان محور بودن
Americans are very time-oriented
امریکایی ها بسیار زمان محور هستند.
١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

40 let somebody down:حال کسی رو گرفتن و ناامیدکردن ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

41 ارام،ارام راه رفتن،حرکت لاک پشتی ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

42 خوشتیپ به نظر امدن ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

43 اب گازداری که برای رقیق کردن نوشابه های الکلی استفاده میشود. ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

44 1-جلو و پیش
2- جبهه جنگ
3-نما (ساختمان و غیره)
4-مواجهه شدن با
١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

45 سود دهی ١٣٩٨/٠٣/٠٦
|

46 اب راکد ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

47 رو برگرداندن ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

48 کنکور کارشناسی ارشد ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

49 سنجیدن در مقابل ١٣٩٨/٠٣/٠٤
|

50 گردباد استوایی ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|