عاطفه انارکی

عاطفه انارکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



tongue in cheek٠٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦as a jokeگزارش
23 | 1
straight from the horse's mouth٠٢:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦from a very reliable sourceگزارش
16 | 1
for the birds٠٢:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦totally uninteresting and meaninglessگزارش
30 | 1
restrained٠٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦کنترل شدهگزارش
16 | 0
smell a rat٠٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦?How come the front door is open ? Didn't you close it before we went shopping I'm sure I did. I can't understand it. Frankly, I smell a rat Me, t ... گزارش
30 | 1
بشکست١٧:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٩شکسته خاطرشد. خفیف و خوار شدگزارش
14 | 1
خلقی کردن١٧:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٩مزاح کردنگزارش
18 | 1
قلب١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٩دل. دگرگون شده و منقلب شده. تقلبی و ناسرهگزارش
37 | 2
احولی١٧:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٩پیچیدگی در چشمگزارش
14 | 1
turn away١٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٨علاقه مند نبودن رو برگرداندنگزارش
44 | 1
put aside١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٨ذخیره کردنگزارش
28 | 1
take up١٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/١٨علاقه مند بودن به فعالیت های جدید و وقت صرف کردن برای انگزارش
53 | 1
draw together١٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٨1 - توافق کردن 2 - متحد کردنگزارش
21 | 1
built up١٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٨توسعه دادنگزارش
37 | 1
be at the high١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٨از نظر اماری در سطح بالایی بودنگزارش
14 | 1
go the distance١٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٨تمام کردنگزارش
28 | 1
do the trick١٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٨موثربودن و به نتیجه مطلوب رساندنگزارش
32 | 1
what is more٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٧اصطلاح /برای اضافه کردن اطلاعات به منظور تاکید انچه گفته میشود/علاوه بر انگزارش
37 | 1
gentleman all round١٢:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is a gentleman all round او از هرجهت ادم با شخصیتهگزارش
18 | 1
in good condition١٢:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is in good condition او خوب مانده استگزارش
18 | 1
behind the times١٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٧افکار کهنه داشتنگزارش
39 | 1
as cool as a cucumber١٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is as cool as a cucumber مثل سیب زمینی بی برگگزارش
21 | 2
as bold as a brass١٢:٠٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is as bold as a brass رویش سنگ پای قزوینهگزارش
9 | 1
behind١٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٧he is so behind طرف شوتهگزارش
53 | 4
rolling in money١٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is rolling in moneyگزارش
16 | 1
present minded١٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is really present - minded او واقعا حضور ذهن خوبی داردگزارش
14 | 1
post master at١٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is post master at طرف خدای فلان کارهستگزارش
12 | 1
over the hill١٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/١٧He is over the hill او سن و سالی ازش گذشتهگزارش
23 | 1
backup١١:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٧Back up: Make a copy of computer data تهیه ی کپی از داده های کامپیوتر گزارش
51 | 1
put somebody though١٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٤شخصی را ازطریق تلفن به دیگری وصل کردنگزارش
23 | 1
play the fool١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٤رفتار احمقانه داشتنگزارش
44 | 1
on the spot١٣:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٤سریعا. در زمان و مکان مناسبگزارش
30 | 1
boil down١٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٤منتج شدن. خم شدنگزارش
41 | 2
mind go blank١٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٤suddenly can not rememberگزارش
28 | 1
have a word with somebody١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٤با کسی صحبت کردن EX:I had a word with her family با خانواده اش صحبت کردمگزارش
18 | 1
i was wondering if١٢:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٤می خواستم بدونم اگر. .گزارش
74 | 1
he is not permitted to receive any visitors١٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٤او ممنوع الملاقات است .گزارش
9 | 1
sailed through٠١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٤به اسانی گذراندن و کاری را با سهولت انجام دادن گزارش
12 | 1
be on the ball٠١:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٤اماده به کار گزارش
9 | 1
cast iron alibi٠١:١٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٤دلیل کاملا محکم برای اثبات غیبتگزارش
14 | 1
with flying colors٠١:١٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٤با موفقیت کاملگزارش
16 | 1
mix and match٠١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٤سوا کردن کالا گزارش
23 | 2
it sells like hot cakes٠١:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٤بسیار پر فروشه گزارش
14 | 1
play off١٩:٠٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٣به معنی تسویه کردن نمیشه، کاربر rozنوشتند اشتباه تایپی دارند، pay off, تسویه کردن معنی میده!!!!!!!گزارش
25 | 1
from scratch١٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٣یاد گرفتن چیزی از اولش If I go to France , I 'll have to learn France from scratch اگر به فرانسه بروم ، زبانشان رو باید از اولش یاد بگیرمگزارش
23 | 1
can not wait١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٣بسیار مشتاق و بی صبر بودن I can not wait to see you بسیار مشتاق دیدن تو هستمگزارش
9 | 1
fed up with١٨:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٣She is fed up with her life از زندگی اش خسته شده استگزارش
41 | 1
make ends meet١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٣He can not make ends meet از پس مخارج بر نمی ایدگزارش
83 | 2
help your self١٨:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٣غذا میل کنید، از خودتان پذیرایی کنیدگزارش
39 | 2
keep in tip top shape١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٣روی فرم نگه داشتنگزارش
9 | 1