عاطفه انارکی

عاطفه انارکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



spit out١٨:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨basically means kinda "to say, that you hide inside, out loud منظور اینکه اون چیزی رو که الان مخفیش کردی رو سریع و بلند بگو گزارش
2 | 0
for pete's sake٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦A common non - offensive substitute for for fuck's sake. Used to emphasize the importance or urgency of a statementگزارش
0 | 0
spain a yarn٢٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٥قصه بافتنگزارش
0 | 0
a cock and bull story٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٥داستان مزخرفگزارش
0 | 0
pennies from heaven٢٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٥منبع مالی باد آوردهگزارش
0 | 0
flyover٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٠کنایه از سرعت کار کردنگزارش
5 | 0
depersonalized٠١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠١ضابطه مندو قانونیگزارش
7 | 1
toil up٢٣:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٩to walk with difficulty به سختی راه رفتنگزارش
2 | 1
just plain٠٠:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٢به سادگیگزارش
2 | 0
beat١٠:١٠ - ١٣٩٩/١١/٢٢I am beat من خیلی خسته ام exhausted= when you are very tired گزارش
18 | 1
pickle١٨:٥٤ - ١٣٩٩/١١/١٧I am in a pickle من در دو راهی هستمگزارش
9 | 0
bananas١٨:٤٩ - ١٣٩٩/١١/١٧It is all bananas شرایط خیلی سردرگم و گیج کننده هستگزارش
5 | 0
stew١٨:٤٠ - ١٣٩٩/١١/١٧she is in a stew او از چیزی ناراحت استگزارش
9 | 1
beans١٨:٣٥ - ١٣٩٩/١١/١٧he is full of beans او پر از انرژی استگزارش
14 | 1
Peach١٨:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٧she is a peach peach=sweetگزارش
5 | 1
nod out٠٢:٠١ - ١٣٩٩/١١/١٣چرت زدنگزارش
5 | 1
out to lunch٢٢:٥٩ - ١٣٩٩/١١/١٢معنی اول بیرون برای ناهار و معنی دوم قاطی کردنگزارش
7 | 0
drug infested٢١:٠٥ - ١٣٩٩/١١/١٢آلوده به موادمخدرگزارش
5 | 0
fly in١٩:٥٥ - ١٣٩٩/١١/١٢نشستن پرواز هواپیما land inگزارش
12 | 1
logbook١٦:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٢کتابچهگزارش
9 | 1
straight a's١٦:٤١ - ١٣٩٩/١١/١٢یه ضرب و بدون ارفاق نمره الف گرفتنگزارش
9 | 0
troubleshooter١٦:٣٦ - ١٣٩٩/١١/١٢مسئول رفع نقصگزارش
12 | 0
sense of touch١٥:٤٢ - ١٣٩٩/١١/١٢حس لامسهگزارش
7 | 0
back home١٢:٢٥ - ١٣٩٩/١١/١٢کشوری که شخص از آنجا آمده!! گزارش
14 | 1
pressing problem١٢:٢١ - ١٣٩٩/١١/١٢مشکل حادگزارش
14 | 0
hectic١٢:١٦ - ١٣٩٩/١١/١٢شلوغ و پربرنامهگزارش
12 | 0
a sea of difference١٢:١٣ - ١٣٩٩/١١/١٢یک دریا تفاوت!!گزارش
7 | 0
trauma١٢:١١ - ١٣٩٩/١١/١٢تجربه عذاب آورگزارش
23 | 1
laid back١١:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٢relax easygoingگزارش
12 | 0
tuck into a good meal١١:٣٦ - ١٣٩٩/١١/١٢یک عالمه غذا خوردن اصطلاح استرالیایی هستگزارش
7 | 0
huddle over books١١:٣٠ - ١٣٩٩/١١/١٢huddle over:چنبره زدن huddle over books:به اصطلاح خودمون میگم:خر خونی کردنگزارش
9 | 0
on the other words١١:٢١ - ١٣٩٩/١١/١٢به بیان دیگرگزارش
5 | 0
time oriented١١:١٧ - ١٣٩٩/١١/١٢زمان محور همه چیز بر اساس زمان انجام میشودگزارش
7 | 0
exonerated٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤اعاده حیثیت کردنگزارش
7 | 0
الطیران١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٧هواپیمایی، هوانوردی، پروازگزارش
14 | 1
aquaculture٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٤شیلاتگزارش
14 | 0
at home with٠٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨راحت بودن با EX:he is also at home with hardware او هم چنین به راحتی با سخت افزار هم کار میکندگزارش
37 | 0
committed to memory٢٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧حفظ کردنگزارش
16 | 0
time oriented٢١:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧زمان محور بودن Americans are very time - oriented امریکایی ها بسیار زمان محور هستند.گزارش
21 | 0
letdown٢٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧let somebody down:حال کسی رو گرفتن و ناامیدکردنگزارش
71 | 3
crawl along١٤:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧ارام، ارام راه رفتن، حرکت لاک پشتیگزارش
23 | 0
look my best١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧خوشتیپ به نظر امدنگزارش
18 | 0
tonic water٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦اب گازداری که برای رقیق کردن نوشابه های الکلی استفاده میشود.گزارش
18 | 0
front١٩:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦1 - جلو و پیش 2 - جبهه جنگ 3 - نما ( ساختمان و غیره ) 4 - مواجهه شدن باگزارش
39 | 1
make profit١٩:٢٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦سود دهیگزارش
25 | 1
unmoving water١٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤اب راکدگزارش
12 | 0
turn from٠١:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤رو برگرداندنگزارش
30 | 0
master entrance exam٠٠:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤کنکور کارشناسی ارشدگزارش
12 | 0
weigh against٠٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤سنجیدن در مقابلگزارش
21 | 0
tropical cyclone٠١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨گردباد استواییگزارش
18 | 0