فهیمه صدیقی

فهیمه صدیقی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



evocative٠١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧evocative از کلمه لاتین evocare میاد, به معنی to call صدا زدن، فرا خواندن. فراخوانشی مناسبه.گزارش
0 | 0
blindsided٠٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥سردرگم، مبهوتگزارش
5 | 0
stood out١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠١برجستهگزارش
2 | 0
ante١٦:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢١دست پیش گرفتن میشه one upmanshipگزارش
0 | 0
up the ante٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/١٩دست پیش گرفتن میشه one upmanshipگزارش
5 | 0
up the ante٠٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٩dispute ) �To take an action that �raises the stakes, i. e. that increases the chances of conflict. ( idiomatic ) �To make something more difficult. ... گزارش
7 | 0
harping٢٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٨پیله کردنگزارش
7 | 0
enactment١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥در تعریف نماپردازش فوق، منظور از تجربه ای، experiential است.گزارش
2 | 0