پیشنهادهای آرش ایرانپور (١,٧٥٦)
نام نوه شاهنشاه جاماسپ ساسانی این نام با نام سهراب منطبق است
از نوادگان شاه فرخان بزرگ
به معنی یاقوت نام فرزند شاه فرخان کوچک واژه یاقوت تازی هم از همین واژه یاکند گرفته شده
نام فرمانده ایرانی در دوره ساسانی که به معنی شاهین سیاه است.
در زبان پارسی به هر کدام از حروف الفبا وات گفته می شود.
نام یکی از نجیب زادگان ساسانی در زمان شاهنشاه شاپور یکم
نام یکی از دبیران دوره ساسانی که سنگ نوشته او در بیشاپور به یادگار مانده است.
فرماندار در زبان پارسی میانه
نام یکی از هفت خاندان ممتاز در ایران ساسانی
وراز یک واژه از زبان پارسی میانه به معنای گراز است ولی نکته مهم این که هیچ ربطی به جنبه های منفی اسلامی که امروز در ذهن باشد ندارد، گراز نشان قدرتمند ...
نام یکی از نجیب زادگان ساسانی در زمان شاهنشاه شاپور یکم
نام یکی از نجیب زادگان ساسانی در زمان شاهنشاه شاپور یکم
نام یکی از زنان نجیب زاده ساسانی در زمان شاهنشاه شاپور یکم
نام همسر ساسان و مادر بابک در تاریخ بلعمی
گودمان نام یکی از استان های دوره ساسانی که برخی می گویند همان قم امروزی است.
ساتراپ همدان در زمان شاهنشاه شاپور یکم ساسانی
ایرپا = ایر پا ایر: هر کدام از ایرانی ها پا: پسوند فاعل ساز از بن پاییدن ایرپا: کسی که ایران را می پاید می تواند نامی پسرانه باشد
خِشه: سدای نویز
انشان نام باستانی شهرستان بیضا است. مهم ترین شهر انشان بانش نام دارد که شباهت نام هایشان به خوبی قابل درک است. تپه باستانی ملیان در بیضا یکی از کان ...
بانش مرکز بخش بانش در شهرستان بیضا و یکی از کانون های باستانی انشان است.
ابریشم بافی
۱ - چیزی یا کسی که نگهدارنده باشد. ۲ - دارنده نگاه ۳ - نام پسرانه
لقب سهیلا سهی، بانوی سوارکار ایرانی
بنیوش کارواژه دستوری از بن نیوشیدن به معنای شنیدن است، پس بنیوش یعنی بشنو. آن جهان را بدین جهان مفروش گر سخن دانی این سخن بنیوش کسایی
در گویش بانشی به گیاه پونه پدن ( Peden ) می گویند.
در زبان ارمنی به گل نرگس می گویند نارگیز، پس این واژه ریشه پارسی دارد. همانند پارسی به عنوان نام دخترانه هم کاربرد دارد.
تیسپون ( تیسفون ) : پایتخت ساسانیان
ساتنیک: شاهدخت آلانی که با آرتاشس یکم پادشاه ارمنستان ازدواج کرد و یکی از داستان های عاشقانه ارمنی را رقم زدند.
پارالمپیک = پارالل ( موازی ) المپیک پارالمپیک= المپیک موازی
دادمرد: مردِ دادگر
مازه در زبان پارسی به انهنایی گفته می شود که نوکش هیچ تیز نباشد، اگر تیز باشد آن را تیزه گویند.
احتمال دارد که این نام ایرانی و از ریشه واژه تیگره باشد که معنای تیز می دهد، نام ایرانی رود دجله هم تیگره است.
ورزشکاران بی طرف؛ عنوانی که از سال ۲۰۱۹ به کاروان ورزشکاران روسیه در رقابت های جهانی و المپیک/پارالمپیک به دلیل دوپینگ های بسیار و سازمان یافته ورزشک ...
یک واژه بازمانده از پارسی میانه در برخی گویش های پارسی که به معنی قرمز است.
جنبش پریشی
در گویش شیرازی به دختر جوان دولک ( Dowlak ) می گویند.
فراهیم نام پدربزرگ مادری زرتشت سپیتامه است.
۱ - ماخ هراتی نام یکی از راویان شاهنامه شفاهی است. ۲ - ماخ به معنای تقلبی.
استاد کسروی واژه پارسی سات را به جای واژه عربی صفحه به کار می برد.
جاسپر را یک نام با ریشه ایرانی می دانند، گفته می شود ریشه آن واژه �گنجور� است.
نام پیشین شهر قدس، و البته نام بهترش
نام ناحیه ای از ایران که مردمش به زبان راژی ( راجی ) سخن می گویند. راژ شامل کاشان، آران و بیدگل، ریوکان ( محلات ) ، دلیرگان ( دلیجان ) ، نطنز، اردست ...
ناشتایی
آغازگه
خون دهی
پیشوند باز
تنظیم: ساماندهی قابل تنظیم: سامان پذیر قابل تنظیم مجدد: بازسامان پذیر
باده
دِج
اگر نیاز بود