پیشنهادهای محمدامین محمدی (٧)
٩١
١ روز پیش
٠
کنایه از کسی که قرص اکستازی مصرف کرده باشد. ( کیفور، نشئه )
١ روز پیش
٠
سایر مترادف ها: elation, euphoria, jubilation
١ هفته پیش
٠
به طور قطع ( قید ) واضح و بدون ابهام
٢ ماه پیش
٠
The mental health review tribunals received unreserved welcome. دادگاه های بررسی سلامت روان با استقبال بی قید و شرط مواجه شدند.
٢ ماه پیش
٠
بدون محدودیت، بی ابا، اجتماعی کسی که خود را در قید و بند ( سنت و عرف ) نمی داند.
٢ ماه پیش
٠
مترادف ها: outgoing, unconstrained, unreserved, unrestrained
٣ ماه پیش
٠
sheer وقتی به عنوان صفت به کار می رود، در واقع صفت تشدید کننده است. ( intensifier adj ) مثلاً Sheer abundance : فراوانی بسیار زیاد
١