دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٨
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٧,١٣١
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

The mental health review tribunals received unreserved welcome. دادگاه های بررسی سلامت روان با استقبال بی قید و شرط مواجه شدند.

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

بدون محدودیت، بی ابا، اجتماعی کسی که خود را در قید و بند ( سنت و عرف ) نمی داند.

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

مترادف ها: outgoing, unconstrained, unreserved, unrestrained

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

sheer وقتی به عنوان صفت به کار می رود، در واقع صفت تشدید کننده است. ( intensifier adj ) مثلاً Sheer abundance : فراوانی بسیار زیاد

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He had to extemporize because he had forgotten to bring his notes.
دیدگاه
٠

او می بایست فی البداهه سخنرانی می کرد، چون دست نوشته هایش را فراموش کرده بود بیاورد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Mothers tend to be less indulgent towards daughters.
دیدگاه
٠

مادران نرمش کمتری نسبت به دختران دارند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He is a stubborn character used to getting his own way.
دیدگاه
٠

او یک شخصیت لجوجه که عادت داره راه خودش رو بره

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Her chin took on a stubborn slant.
دیدگاه
٠

حرف فقط حرف خودشه ( کنایه از آدم خیره سر )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A boisterous horse must have a rough bridle.
دیدگاه
٠

یک اسب سرکش باید افساری محکمی داشته باشه.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.