امین جهانگرد

امین جهانگرد jahanhessab. ir

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



hold٢٣:١٠ - ١٣٩٨/١١/١٠1 - used foe meeting party elections etc برگزار کردن 2 - have a particular job position record title در دست داشتن he had held the job for a decade re ... گزارش
39 | 2
hook١٦:٣٦ - ١٣٩٨/١١/٠٨hook the door در و چفت کنگزارش
25 | 1
as far as he is concerned١٦:٣٤ - ١٣٩٨/١١/٠٤تا جایی که بهش مربوطهگزارش
30 | 1
stroke١٩:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/١٩تازیانه ( ضربه شلاق ) he cried out at each stroke of the whipگزارش
14 | 1
کنکور٢٠:٢١ - ١٣٩٨/١٠/١٧college admission testگزارش
83 | 3
admission test٢٠:١٧ - ١٣٩٨/١٠/١٧آزمون ورودیگزارش
5 | 0
dramatic١٨:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/١٥1 - great & sudden computer & internet had a dramatic impact on human life 2 - exciting or impressive what a dramatic comeback from Real Madrid!!! 3 ... گزارش
16 | 1
drama١٨:٢٣ - ١٣٩٨/١٠/١٥1 - فیلم، سریال، نمایش New drama series, comedy drama 2 - نمایش ( رشته هنری ) drama school, drama teacher 3 - هیجان ( اتفاقات هیجان انگیز ) her lif ... گزارش
161 | 1
drama queen١٠:٤١ - ١٣٩٨/١٠/١٥sb who behaves as if situations are worse than they really are غر غرو، کولی stop being a drama queen انقد غر نزن، کلی بازی در نیارگزارش
55 | 1
sentence٢١:٠٠ - ١٣٩٨/١٠/٠٥محکوم کردن ( به مجازات ) he sentenced to death محکوم به مرگه the judge sentenced her to three years in prison قاضی اون رو به سه سال زندان محکوم کرد ... گزارش
55 | 1
protocol٠٧:٥١ - ١٣٩٨/١٠/٠٥protocol car ماشین تشریفاتگزارش
7 | 6
proof٢١:٤٧ - ١٣٩٨/١٠/٠٣۱ - مدرک ( که قطعیه و باعث اثبات جرم، واقعه، تیئوری و . . . میشه ) ولی evidence قطعی نیست و ممکنه رد بشه ۲ - پسوند: bulletproof ضد گلوله waterproof ... گزارش
92 | 1
try١٨:٤٦ - ١٣٩٨/١٠/٠١محاکمه کردن، دادرسی کردن ( در دادگاه )گزارش
48 | 2
charge١٦:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٦1 - هزینه، خرج، بها ( بابت خدمات و . . . ) there is a charge for using my car you cant provide food at no charge=free free of charge=free 2 - اتهام ... گزارش
172 | 1
court١٠:١١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٤1 - دادگاه court of law 2 - زمین ( تنیس، اسکوئاش، بکستکبال و . . . ) که از اطراف محصوره ( برای یادگیری بهتر تو گوگل امیجز سرچ کنید ) 3 - place where ... گزارش
99 | 0
suspect٠٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٤1 - شک داشتن، حدس زدن، گمان کردن، حس کردن ( که یک موضوعی بدی رخ داده یا وجود داره ) no one suspect a thing she suspected that he was lying to her do ... گزارش
85 | 1
goal difference١٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٩/١٩تفاضل گل ( در فوتبال )گزارش
9 | 0
tax evasion٠٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٧tax evasion=tax fraud فرار مالیاتیگزارش
23 | 0
assault٠٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٧علاوه بر ضرب و شتم معنی تعدی هم میده indecent assaults on wemanگزارش
37 | 1
تلاوت١٤:٢٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٥reciteگزارش
103 | 1
shoot١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٤1 - شلیک کردن، زدن ( با تیر و تفنگ ) a woman was shot dead police has order to shoot to kill پلیس اجازه داره که به قصد کشت شلیک کنه 2 - شوت کردن، شو ... گزارش
78 | 0
summit١٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٤1 - summit=summit meeting اجلاس سران ( کشور ها و دولت ها ) nato summit, g20 summit 2 - top of the mountain قله گزارش
74 | 0
murder٢٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/١٢نوعی قتل ک همیشه غیر قانونیه هیچ جای دفاعی در دادگاه نداره ولی homicide میتونه قابل دفاع باشه مث دفاع از خود در واقع murder حالت خاصی از homicide است.گزارش
46 | 1
homicide٢٢:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٢homi=human cide= the act of killing قتل فرقش با murder اینه که murder همیشه غیر قانونیه ولی homicide ممکنه قانونی باشه مث دفاع از خود و . . .گزارش
133 | 1
attempted murder٢١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٢قتل نا موفق، اقدام به قتلگزارش
37 | 0
cafeteria١٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦در مدارس، دانشگاها، شرکت ها، کارخانجات، زندانها و . . . میتونه به عنوان سالن غذاخوری ترجمه بشه canteen ( BrE ) synonym self service restaurantگزارش
83 | 1
crime٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣crime doesnt pay خلاف آخر عاقبت ندارهگزارش
41 | 0
is that so١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢١جدا؟!جدی میگی؟! واقعا؟! اینجوریاس؟! هم میتونه جدی بیان بشه هم میتونه تمسخر آمیز باشه John's got the flu so he'll have to skip this week. " B: "Is tha ... گزارش
60 | 0
spangle٢١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠The Star Spangled Banner نام سرود ملی ایالات متحده آمریکاگزارش
14 | 0
right first time١٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧right first time or right the first time used to say that, in making a product, it is better to perform an operation correctly the first time, rather ... گزارش
23 | 0
یکنوا١٧:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨در ریاضیات monotonic monotonic function تابع یکنواگزارش
21 | 0
silent٢٠:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٣٠1 - ساکت، کم حرف he is a silent boy 2 - ساکت، بی صدا ( برای خانه، محله. . . ) what a silent place to live!!! 3 - صامت، حرف بی صدا w is silent in wre ... گزارش
18 | 1
out loud١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨بلند، با صدای بلند، بلند بلند read it out loud so we can all hear she laughed out loud i was just thinking outloudگزارش
57 | 0
breath١٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨catching breath نفس گرفتن بعد دوییدن و کار های فیزیکی سنگی slow down i need to catch my breath take sb's breath away نفس کسی را بردن she took his bre ... گزارش
28 | 1
inhale٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٧دَم exhale:بازدَمگزارش
64 | 0
tube١٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/١٨1 - لوله ( آب، گاز و . . . میتونه فلزی، شیشه ای، لاستیکی و . . . باشه ) 2 - long hollow object that is usually round pasta tubes, toilet roll tube 3 ... گزارش
92 | 2
oh dear٢٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/١٦oh dear, dear oh dear ای وای ‘I think I’m getting a cold. ’ ‘Dear oh dear!’ فک کنم سرما خوردم، ای وای Oh dear, I’ve broken the lamp. ای وای، لامپ و ... گزارش
64 | 1
heads or tails٢١:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/١٢شیر یا خط heads=obverse=شیر tails=reverse=خط وقتی سکه را برای شیر یا خط پرتاب میکنیم از افعال toss ( BrE ) flip ( Ame ) استفاده میکنیمگزارش
55 | 0
shade٢٣:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/١١shade سایه - معمولا قسمت وسیعی از زمین که مستقیما مورد اصابت نور خورشید نیست مثل سایه درخت سایه ساختمان should we sit in the shade or sun? تو سایه بش ... گزارش
62 | 1
draw٢١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/١١draw کشیدن، رسم کردن، طراحی کردن ( با مداد و خودکار ) draw a picture, draw a circle 10 cms in diameter paint نقاشی کردن، کشیدن ( با رنگ و قلمو و . . ... گزارش
78 | 1
ignore٠١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٦/١٠۱ - نادیده گرفتن، چشم پوشی کردن problems that we cant afford to ignore ۲ - اعتنا نکردن ( انگار نشیدی یا ندیدی ) i asked my question but the teacher ... گزارش
67 | 1
just٠٠:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٠1 - exactly درست you are just like your father cup of tea is just what i need right now یه لیوان چایی درست همون چیزیه که میخوام just then he appeared ... گزارش
156 | 1
قرینه٠٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩symmetricalگزارش
30 | 1
background٢٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨1 - پس زمینه in the background you can see my college friends 2 - پشینه، عقبه ( خانوادگی، تحصیلی، شغلی ) do you know anything from his background?! ... گزارش
51 | 1
abaya٢٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨با توجه به تعریف لانگ من و چیزی که گوگل ایمیجز میاره همون مانتو خودمونهگزارش
9 | 1
مانتو٢٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨abayaگزارش
34 | 5
illustration١٨:٠١ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧a story, event, action etc that shows the truth or existence of something very clearly ( معنی دوم در دیکشنری لانگمن ) حکایتگزارش
32 | 0
scene١٥:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧1 - صحنه، سن ( تیاتر و سینما ) the opening scene, violent scenes 2 - عرصه، صحنه the drug scene, political scene 3 - صحنه ( ارتکاب جرم، رویداد حادثه ... گزارش
53 | 1
illustrate١٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧1 - روشن کردن، توضیح دادن ( با کمک مثال ) let me give an example to illustrate the point 2 - be an example that shows sth نشان دادن this dispute ill ... گزارش
48 | 1
bather١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤BrE کسی که در حال شنا کردن است، شناگر مایوگزارش
32 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده