امین جهانگرد

امین جهانگرد jahanhessab. ir

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



made to order١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣شفارشی ( ساخته شده بر اساس سفارش یک مشتری خاص )گزارش
7 | 0
commodity١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/٣١فلزات، مواد خام، تولیدات اولیه کشاورزی، و به طور کل هر چیزی که بشه اونو خرید و فروش کردگزارش
51 | 1
length and width٢٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧طول و عرضگزارش
2 | 0
طول و عرض٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٧length and widthگزارش
32 | 0
playing with fire١٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢با دم شیر بازی کردنگزارش
14 | 1
art١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠۱ - هنر و اشیإ حاصل از هنر museum of modern arts art critics, work of art ۲ - هنر ( توانایی و مهارت انجام کاری ) the art of deal, the art of manage ... گزارش
16 | 0
arts١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠رشته های دانشگاهی که علمی نیستند مثل تاریخ، زبان و . . .گزارش
25 | 0
stock ticker١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠نماد سهم مثل وبملت برای بانک ملتگزارش
5 | 1
performance٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٧1 - اجرا، بازی ( برای موسیقی و تیاتر و سینما ) what a performance by him عجب بازی ای کرد! 2 - عملکرد ( شخص، شرکت ) they blamed him for the poor per ... گزارش
64 | 1
cope٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦۱ - سر کردن ( با مشکل و اوضاعی خاص ) how new yorkers coping with the pandemic 2 - از پس کار سختی برآمدن my mobile phone can cope with multiple tasksگزارش
25 | 0
achieve٠٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩1 - رسیدن به هدف، به دست اوردن، نایل شدن ( به مقام و هدفی بزرگ بعد از تلاش فراوان its crystal clear that i would achieve my goal of becoming first ra ... گزارش
23 | 0
individual٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩1 - مجزا، جداگانه، به صورت تک تک each individual accountant needs a pc 2 - انفرادی، فردی individual sports, individual goal 3 - distinctive خاص متمای ... گزارش
258 | 1
march٠٦:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣1 - رژه، رژه رفتن 2 - راهپیمایی، تظاهرات 3 - با عصبانیت و کوباندن پا راه رفتن 4 - کسی را با خشونت به جایی بردن مثل مامور they marched the suspect to ... گزارش
129 | 0
axe٠٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣1 - اخراج کردن There are plan to axe 2600 staff 2 - از شر ( برنامه، خدمات و . . . ) خلاص شدن ( برای پس انداز پول ) the company axed the tv show hav ... گزارش
53 | 1
clash٠٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣1 - برخورد، زد و خورد، درگیری، مبارزه کردن ( این اصطلاح در اخبار بین دو گروه مثلا پلیس و مردم یا دو گروه نظامی و . . . به کار میرود ) police forces ... گزارش
101 | 1
convene٢٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩احضار کردن، فرا خواندن ( برای یک جلسه رسمی مانند دادگاه )گزارش
7 | 0
current affairs٠٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩وقایع مهم سیاسی و اجتماعی که در حال روی دادن می باشندگزارش
32 | 0
publish٠٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥1 - منتشر کردن، چاپ کردن ( فرآیند نوشتن، چاپ، فروختن کتاب، روز نامه و . . . یا چاپ یک مقاله در روزنامه ) they are publishing a book on accounting i ... گزارش
32 | 0
divest٠٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣1 - وقتی گروه هلدینگ شرکتی را divest میکند اونو میفروشه تا از شرش خلاص شه ( شرکت زیان ده ) 2 - وقتی شرکتی divest میکنه یعنی بخشی از دارایی هاش و بخا ... گزارش
14 | 0
pay policy٠٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢١سیاست پرداخت حقوق اگر برابر بازار باشه follow بالاتر از بازار lead پایین تر از بازار lagگزارش
2 | 0
roll up one's sleeves٠٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢١آسیتینارو بالازدن، شروع به کار کردنگزارش
53 | 0
munchies٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٨هله هولهگزارش
7 | 0
جوجه را اخر پاییز می شمارند٠٤:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٧don't count your eggs before they're hatchedگزارش
9 | 0
look over one's shoulder٠١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨to watch carefully what someone is doing, especially so that you can criticize them کسی را پاییدن ک کارش و درست انجام بده ( مثل حسابرس شرکت )گزارش
44 | 0
public reporting purpose٠١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨حسابداری: گزارشگری با مقاصد عمومیگزارش
2 | 0
mock test٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٣٠آزمون آزمایشی و تمرینی ک نمرش اثر ندارهگزارش
12 | 1
bean counter١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٨کسی که همش دو دو تا چهارتا میکنه و به فکر پولهگزارش
7 | 0
establish٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠١/١٦1 - برقرار کردن، ایجاد کردن ( رابطه ) Iran never established diplomatic relations with the US since the revolution 2 - determine تعیین کردن مشخص کرد ... گزارش
195 | 1
chartist٢٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٧تحلیلگر تکنیکی، تحلیل گری که از روش تکنیکال استفاده میکندگزارش
12 | 0
make history٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٧تاریخ سازی کردن. we made history تاریخسازی کردیمگزارش
7 | 0
course of history٢٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٧مسیر تاریخ a decision that changed the course of history تصمیمی که مسیر تاریخ را عوض کردگزارش
7 | 0
early history٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٧تاریخ صدر the early history of islam تاریخ صدر اسلامگزارش
9 | 0
side١٠:١١ - ١٣٩٩/٠١/٠٥1 - طرف، سمت، کنار food is cheaper on this side of the city there is a scar on the right side of his face she hurried to his side دوید سمتش 2 - پهلو ... گزارش
67 | 1
armistice١٠:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٥اتش بس بعد از توافق رسمی و قطعی ceasefire: آتش بس برای مدتی معلوم برای مذاکره و رسیدن به توافق دایمی truce: آتش بس موقتگزارش
16 | 0
cease fire١٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠١/٠٥آتش بس برای مدت زمان معلوم برای مذاکره و رسیدن به توافق call a ceasefire truce:اتش بس به صورت موقت armistice: اتش بس بعد از توافق قطعی و رسمیگزارش
23 | 0
truce١٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٥آتش بسی که موقت هست call a truce ceasefire: اتش بس برای مدت زمانی معلوم برای مذاکره و رسیدن به توافق armistice: اتش بس بعد از توافق قطعی و رسمیگزارش
48 | 0
take sides٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٠٤در دعوا و مشاجره طرف کسی را گرفتنگزارش
14 | 0
whose side are you on٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٤طرف کی هستی؟! کنایه به اشخاصی که انتظار داریم در دعوا و مشاجره طرف مارو بگیرند ولی خلاف انتظار عمل میکنند.گزارش
9 | 0
settle٠٠:٣١ - ١٣٩٩/٠١/٠٤1 - فیصله دادن، پایان دادن ( به بحث ) they were willing to settle out of court 2 - معلوم کردن، قطعی کردن، تصمیم گرفتن nothing's yet settled هنوز هیچ ... گزارش
113 | 1
bow and scrape٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٢دلا راست شدن ( کنایه از تملق رئسا )گزارش
12 | 0
fat headed١١:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/٢٣کله پوکگزارش
5 | 0
fathead١١:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/٢٣کله پوکگزارش
5 | 0
give me a break٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/١٢/١٣دست از سرم بردارگزارش
62 | 1
leap day١٠:٠٦ - ١٣٩٨/١٢/١٠"February the 29th" Happy leap dayگزارش
16 | 0
break out٠٩:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1 - ( آغاز ) شدن، برای اتفاقات نا خوشایند بکار میرود i was in London when the war broke out وقتی جنگ شد لندن بودم i was seating in cafe when the figh ... گزارش
136 | 1
launch٢٠:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٢٢1 - آغاز کردن، شروع کردن، به راه انداختن ( راجب کار های بزرگ ) The book launched his career as a novelist they would launch a campaign to raise 1M$ ... گزارش
74 | 1
opposition٠٩:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٢٠1 - مخالفت، اعتراض public opposition to gas prices 2 - تیم یا رقیب متقابل they played against a powerful opposition 3 - تضاد there are lots of opposi ... گزارش
44 | 1
oppose٠٩:٠٥ - ١٣٩٨/١١/٢٠1 - مخالفت کردن 2 - در مقابل ( رقیب ) قرار گرفتن، رقابت کردن He is opposed by two other candidates Madrid will oppose City in this stageگزارش
30 | 1
policy١١:٥٢ - ١٣٩٨/١١/١٥1 - سیاست، خط مشی ( برای حزب سیاسی، شرکت ) Iran's policy towards the US new financial policy of the firm 2 - بیمه نامه، قرارداد بیمه i renewed my ca ... گزارش
90 | 1
constituency٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/١١/١٠1 - Bre حوزه انتخاباتی، انگلستان به ۶۴۶ ناحیه تقسیم شده که هر کدام یک نماینده برای پارلمان انتخاب میکنند، به هر یک از این ۶۴۶ ناحیه میگن حوزه انتخابا ... گزارش
90 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده