برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی رستمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مُسخَّر،
مفتون،
مجذوب،
مسحور.
١٣٩٩/١١/١٩
|

2 انگیزه‌مند:
This wasn't simply an innocent act out of ignorance, this is clearly motivated
این صرفا کنشی سهوی و از سر نادانی نبوده، این عمل به ...
١٣٩٩/١١/١٧
|

3 در روانشناسی به معنای ”کیفیت عاطفی“ یا ”ارزش عاطفی“یک ابژه یا موقعیت می‌باشد، که ممکن است مثبت، منفی، خنثی یا دوسوگرا (Ambivalence) باشد. این واژه هم ... ١٣٩٩/١١/٠٦
|

4 نقض نشده،
دست‌نخورده،
آلوده نشده،
بکر.
١٣٩٩/١٠/١٩
|

5 مناسب و درخور چیزی بودن،
به‌درد چیزی خوردن،
کارآمد بودن برای موردی بخصوص،
کارمایه‌ی چیزی را فراهم آوردن.

This discovery provides good ...
١٣٩٩/١٠/١٩
|

6 گذار کردن [به ورای چیزی] ١٣٩٩/١٠/١٧
|

7 مؤید
Life-affirming = مؤید زندگی
١٣٩٩/١٠/١٧
|

8 داروگر، درمانگر، حکیمِ جادوپیشه.
روحانی برگزیده در قبایل بدوی (عموما بومیان آمریکا) که از گیاهان و مواد دیگر درکنار ورد و جادوگری، جهت درمان بیما ...
١٣٩٩/١٠/١٥
|

9 جانوردیسی
در اسطوره‌شناسی دگرگون شدنِ (عموما خدایان یا شخصیت‌های اساطیری) به‌صورت جانوران را گویند.
١٣٩٩/١٠/١٤
|

10 مربوط به کورتکس یا قشر مخ.
Cortical systems = نظام‌های قشری مغز
١٣٩٩/١٠/١٤
|

11 فرابالیده ١٣٩٩/١٠/١٠
|

12 To take something with a grain/pinch of salt
مطلبی را با کمی تردید پذیرفتن،
امری را با قدری تساهل و تسامح قبول کردن،
پذیرفتن چیزی درحالی که ...
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

13 آیین تشرّف، آیین پاگشایی (اسطوره‌شناسی): آیین‌های مرتبط با پذیرش فرد در یک گروه. مثلا "جشن تکلیف" شکلی از Initiation Ceremony محسوب می‌شود که فرد را ... ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

14 صبوحی، شراب بامدادی.

اشاره به این باور عامیانه و خرافی که خوردن موی سگی که فرد را گاز گرفته، منجر به تسکین درد و درمان او می‌شود. بر این اساس ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

15 مقید، تحدید‌شده، مهارشده. ١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

16 پیش‌کیهان‌زایی (اسطوره‌شناسی): مربوط به رویدادهای پیش از پدیدآیی و زایش هستی. ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

17 - داستان‌سرایی: نگارش داستان و رمان ملهم از یک رویداد واقعی، که عموما با افزودن جزئیات خیالی همراه است.
- بدیع‌سازی، نوپدیدسازی (روانشناسی، رفتارگ ...
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

18 تعامل کلامی، گفتگوی متقابل. ١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

19 تن‌نمایی، عورت‌نمایی. نمایش ناگهانی و کوتاه‌مدت آلت جنسی در اماکن عمومی. ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

20 در مورد حیوانات به معنای "نعل شده" می‌باشد:
A shod horse: اسبی نعل شده.
١٣٩٩/٠٦/٣١
|

21 واپس‌روی (نوعی مکانیسم دفاعی در روانکاوی) ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

22 وفاق ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

23 غیرخودآگاه، ناهشیار نسبت به وضعیت خویش، شرایطی که فرد در آن نسبت به وضعیت خود ناآگاه یا بی‌توجه است. ١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

24 ساختار هرمی، هرم قدرت یا هرنوع نظام سلسله مراتبی هرم‌گونه. ١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

25 مداخله ١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

26 بیش‌ارزشگذاری، ارزش و اهمیت امری را فراتر از آنچه هست ارزیابی کردن. ١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

27 معیت، همسایگی، همراهی و مجاورت دو چیز عموما به‌نحوی که در تقابل، تناقض، تضاد یا قرینگی با یکدیگر باشند. ١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

28 (فعل) مطالبه کردن، خواستار شدن، سخت‌گیری کردن ١٣٩٩/٠٥/١٧
|

29 قداست، رمزآلودگی، دارا بودن ویژگی‌های امر قدسی. ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

30 پیش‌تاریخی ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|