ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٣٤٤
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The economy is in a shambles.
دیدگاه
٠

اقتصاد در وضعی نابسامان و به هم ریخته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She's so tired that she shambled into her bedroom.
دیدگاه
٠

وی آن قدر خسته است که لنگان لنگان وارد اتاق خوابش شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He was a strange, shambling figure.
دیدگاه
٠

او آدمِ عجیبی بود؛ با راه رفتنی کش دار و لنگان لنگان.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Sick patients shambled along the hospital corridors.
دیدگاه
٠

بیمارانِ بیمارستان لنگان لنگان در راهروها راه می رفتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The press conference was a complete shambles.
دیدگاه
٠

کنفرانس خبری یک فاجعه/خرابیِ کامل بود ( یک آشفتگی تمام عیار بود ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The meeting was a shambles from start to finish.
دیدگاه
٠

این جلسه از اول تا آخر یک به هم ریختگی تمام عیار بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The old tramp shambled up to me.
دیدگاه
٠

آن ولگردِ پیر لنگان لنگان به سمت من آمد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The ship's interior was an utter shambles.
دیدگاه
١

فضای داخلی کشتی کاملاً به هم ریخته و نابسامان بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
After the party, the house was a total/complete shambles.
دیدگاه
٠

بعد از مهمانی، خانه به طور کامل به هم ریخته بود.