پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاترین، خواهر زیگیسموند ...
آزادی بزرگ szlachta زیگیسموند واسا سوم Sigismund III Vasa یا Zygmunt Waza از ۱۵۶۶ تا ۱۶۳۲ حاصل وصلت جان سوم، دومین پادشاه سوئد از خاندان واسا، و کاتر ...
توشینو Tushino روستایی در ۱۴ کیلومتری غرب مسکو.
فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...
فیودور رومانوف Fyodor Romanov در سال ۱۶۰۱ با نام فیلارت Filaret کشیش شد و در دوران سلطنت پسرعمه اش، فیودور اول، یکی از عناصر مقتدر دربار روسیه بود و ...
زمسکی سوبور Sobor Zemski مجمع کشوری، اجتماع بزرگ بایارهای روسیه در فوریه ۱۶۱۳ بنام مجمع کشوری که سرانجام، میخائیل رومانوف، پسر شانزده ساله و بیمار فی ...
جهیزیه، جیهزیه دادن، جهاز دادن.
علم مامائی، مبحث زایمان ومامائی.
زنگ، آژیر، سوت یا زنگ خطر.
رقص رو نوک پا، رقاصه روی نوک پا.
چرم لایه سرپنجه کفش.
بدون پنجه.
نعل پنجه کفش.
تافی، آب نبات شامل شکر زرد وشیره.
عرصه خانه ومتعلقات آن، خانه رعیتی، بلندی، پشته، تپه کوچک.
الا کلنگ ضامنی.
رخت، جامه، ملبوس، یراق ودهانه اسب، ( درجمع ) لباس فروشی.
مبحث مترادفات ومتشابهات زبان.
اتفاق، باهمی.
کرباس، پارچه کتان نازک.
درود و تشکر از ilax011 عزیز از تذکر و یادآوری، سپاسگزارم و اصلاحش کردم. سربلند و مانا باشید🙏
زحمتکش، رنجبر.
پرزحمت، زحمتکش، ساعی.
انگور سفید یا ارغوانی بیضی، شراب شیرین مجارستان.
علم مامائی، مبحث زایمان ومامائی.
گیشه دریافت عوارض راه، نواقل، زندان، تالار ( پذیرائی ) .
حلبی منقوش وجلادار.
مخابره تلفنی خارج شهری.
باجداری، محل پرداخت عوارض.
مامور نواقل و نقلیه، راهدار.
نوعی مشروب الکلی مرکب از جین وآب وغیره.
مسبار، مطلا، فلز زرورق.
نوعی قمار شبیه لوتو.
آدم نادان، احمق، بلید، دلقک، لوده.
سینه سرخ جنگلی.
( در گرامافون ) آلت سوزن نگهدار گرامافون.
زبانهای آهنگی ( مثل چینی که تغییر آهنگ وطرز تلفظ کلمه معنی آن را تغییر میدهد ) .
شماره گیری آهنگی.
شعر سمفونی، شعر متشابه التلفظ، شعر دارای ترادف.
کلمه متشابه، لفظی که در السنه آهنگی تلفظ خاصی داشته باشد.
دارای تلفظ مشابه.
مبحث مترادفات ومتشابهات زبان.
بی زبان، گنگ.
زبان مانند.
کشتی دارای تعداد معینی ظرفیت، کامیون دارای ظرفیت معینی.
وابسته به سلمانی، دلاکی.
ابزارخانه، انبار ابزار.
ابزار نگهدار اتومبیل.
خالی، تهی، فاقد، لاغر، دراز، کم هوش آهنگ، صدا، دانگ.
اتاق ابزار.