پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)
( درماهیگیری ) حشره مصنوعی دارای بالهای سیاه و سفید.
انبار هیزم، انبار الوار و چوب، هیزم دان، ( باآلت موسیقی ) تمرین کردن.
( wood cut ) کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار و غیره
هیزم شکن، جنگل بان، شکارچی، جنگل نشین.
نغعه پرندگان جنگلی، صدای حیوانات جنگل.
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان.
خاصیت چوبی، بافت چوبی، وفوردرخت.
( woodbine ) سیگار برگ ارزان، یاسمن زرد
قیر چوب.
جا هیزمی، سطل مخصوص هیزم یا چوب.
قند چوب، گزیلوز.
الکل چوب.
موش جنگلی ( از جنس neotoma ) .
( =xylem ray ) شعاع آوندی چوبی، انشعاب آوندی چوب
حوری جنگل ( که dryad نیز نامیده میشود ) .
سوراخ کننده چوب، لانه کننده درمغز چوب.
منبت کار، چوب تراش.
معجزه، استادی، کار عجیب، مهارت.
کسیکه معجزه میکند، آدم خارق العاده و صاحب کرامت.
حقوق نسوان، حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان.
زنانگی، صفات زنانه.
جنس زن، گروه زنان، نژاد زن، زنان.
حق رای نسوان.
( =tungstic ) ساخته شده از تنگستن
بچه گرگ.
سگ تازی، تازی درشت اندام.
افسردگی، غم واندوه.
( =odin ) ( افسانه توتنی ) 'ادین ' خدای روز چهارشنبه
خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده.
دیوث، قرمساق، مردی که میداند زن او خراب و فاحشه است.
( بیشتر در جمع ) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدی.
انواع کاسنی مخصوص سالاد.
ترکه بید، بید، درخت بید.
بیرون از جای سرپوشیده.
جلوه گاه ( در اسب ) ، قسمت واقع بین استخوانهای کتف ( در گردن حیوانات ) .
بداغ آمریکائی.
با این، با آن، ضمنا، بعلاوه.
بید گیاه، مرغ ( margh ) .
افسون کننده، افسونگری، مسحور کننده.
جادوگری، جادو، سحر، فریبندگی.
پروانه بید شبانه، شب پره ( Erebus ) .
عاقل، خردمند، ( انگلوساکسون ) اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند.
باقلائیان و لوبیائیان.
شبیه ماهوت پاک کن یا جاروب و قشو، قلنبه.
خواستار، آرزو کننده.
( ایرلند ) برای بیان تعجب فراوان بکار میرود.
سخن بی معنی، مشروب آبکی، آب زیپو، حرف بی ربط و پوچ.
پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن.
سیم بندی، سیم بندی کردن.
لقب کلود آلکساندر بونوال است.