پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٥٩٤)

بازدید
٦,٦٨٧
پیشنهاد
٣٠

نجیم و نجیم زاده. به اصطلاحات اصفهانی ها عموم شاهزادگان و نوّابهای صفوی و نادری و شاهرخی و ساداتی که فقط نسب را کمال دانند و به این جهت بر مردم مزیدت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

یلْ کَسَن. سرهنگانِ پیرِ مُنحنی از توپخانه و قورخانه و غیره که از فرط هِرَم [=پیری] قوّه حرکت نداشته باشد لیکن هنوز به شرارتِ باطنی مقطور و منقمر باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

مویز پی سُک . زن هایی که صاحب قبیله یا عشیره و اقوام زیاد باشد و همه روزه از مال شوهرش آنها را مهمان کند و دایماً در تکلّفاتِ آمد و شد آنها باشد.

پیشنهاد
٢٦

مترسک سرِ خربوزه. فرّاشان و گماشتگان جدیدی که مأمور کارهای بزرگ نمایند و ابداً بصیرت در انجام آن کار نداشته باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

قُوزولی مُزولَی . معادل ریزه میزه. اطفالی که از بی مئوونگی[بی مئونتی] مادرشان کم شیر شوند و به بی شیری و سختی بزرگ شوند و همچنین بعد از رضاع و ایامِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

جبر تاریخی ( Determinism ) اعتقاد به این که تاریخ به وسیله ی جبر یا شرایطی غیر از انگیزه ها و آزادی های فردی شکل می گیرد، ممکن است سابقه در دیدگاه سن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

زات سْپَرَم z�t sparam نام مَتیانی ( = کتابی ) است با 19000 واژه به زبان پهلوی که آن را زادسپرم، موبد سیرجانی در سده ی نهم ژانگاسی ( = میلادی ) نوش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

زاتان z�t�n زاده شدگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

هُمرُک از قبیل مشهدی رحیم کَن کَن و هر کس به این نمره درآید و این شکل آدم را درجنمِ طیورش که ببری شکل هما را دارد و در عالم سَبُعی هیئت گرگ دارد. و ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

قوِلدِنگ صاحب هیکل و ریشی که به ناخوشی اُبنه مبتلا باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

آنکه لباس های خوب قیمتی زیاد دارد و می پوشد؛ لیکن از لباس هنر و معرفت و کمالات عاری باشد و در حقیقت آبرو را و شخصیت را فقط به لباس و اسباب های خوب دا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

آنکه پاک نظر نباشد و به خانه بزرگانی که محرم است به هر کس برسد در خفیه بند کند خواه کنارِ بزم یا دالان و مبال باشد خواه دَمِ طویله یا حمّام یا گُلخن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

رژیم کهن ( Ancien regime ) نظام قدیم فرانسه. این اصطلاح برای تشریح اوضاع سیاسی و اجتماعی فرانسه قبل از انقلاب کبیر ( ۱۷۸۹ م. ) یا دوران ابسلوتیسم به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

یر واقعی ( Counter – factual ) فرض کردن امری بر مبنای آن چه در صورت عدم وجود یک علت کلیدی یا شرایط ویژه ممکن است رخ دهد و یا رخ ندهد و یا پی آمد رخدا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

ناکرونیسم ( Anachronism ) خارج شدن از ادراک مبتنی بر تاریخ و معیارهای بیگانه با یک دوره یا فرهنگ. بیشتر کاربرد این واژه در مورد عدم رعایت اصل توالی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

ابسلوتیسم ( Absolutism ) در نظر و عمل به معنای رهایی قدرت دولت از هر قید و شرطی است. این اصطلاح به ویژه مربوط به پادشاهان اروپایی از قرن شانزدهم تا ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مکتب آنالیز . ( Annales School ) روی کردی است در مطالعات تاریخی، و نام آن ماخوذ است از سالنامه ای با عنوان Annales d'histories economique et sociale. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

زابزِبا. z�bzeb� آفتاب، خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

خحّه قُلوچه زن های خنجرگذارِ بی باک که چند شوهر کرده باشند و شوهرها را عمداً سوزانده باشند و به هوای چند شوهر دیگر هم باشند.

پیشنهاد
٢١

کنایه به کسانی که همّتشان جز به مال اموات خوردن مقصور نیست بوی حلوا اگر از سمت جهنّم شنوند فی المثل تا درک الاسفل از آن شوق روند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

زَئینی گاو zaini g�v نام یکی از نیاکان زهاک ( نادرست: ضحاک )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

zairich نام دیوی از پیروان اهریمن

پیشنهاد
١٢

شپش لحاف کُهنه کنایه به فرّاشان و عمله حضور و نقاره خانه و صندوق خانه و سایر بیوتات که با تمکّن مالی از کثرت حرص در سن پیری هم در دوندگی است و آسوده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

کمختهیعنی ساله و کنایه به زن های سطبر پوستِ کُلُفت هیکلِ درشت اعضای پیر که مدّعی نزاکت شوند و شوهر نازک پوست طلب اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

قُدِرمُه . دامادهای کلّه خرِ گُنده هیکلِ قوی بنیه که دچار عروس های کوچکِ ضعیف البنیه شوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

شاقول یا ریسمان بنایی. metmar مطمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

فیس و افاده ی ناهنجار و مشمئز کننده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

قِرغُو یعنی قورتی و غرابهای اهل دهات را می گویند که به بستگی یکی از اهل شهر قباهای سجاف قصب و ملبوس خارج از زی رعیتی بپوشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

دُو دُور فُوطک . اسباب های خوب نفیس فرنگی را عموماً و اسباب های خرّازی و ساعت های کار مکُب را گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ذُقَره کنایه از اشخاصی که کُلجه و خرقه های سنجاب و خز را محض تعلّقْ سال های سال نگه دارد و هرساله دمش را نو کند و محض اظهار اعتبار بپوشد و بطونش هیچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

بزرگی که ملبوسش در میان عمله و اَکَله اش امتیازی نداشته باشد و این عمل را شکسته نفسی بداند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بی بندوبار، بی نظم، قذر، لچر، نامرتب، نامنظم، ولنگار، یالانچی

پیشنهاد
١٢

شخصی که خرج کند و زحمت های زیاد کشد برای وصول به کاری و سودش را دیگری ببرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

شُرْبُ الیهود . بزم شرابی که ملّا و مسائل ملّایی در آن باشد و صحبت خلافِ مناسبتِ آن مجلس در آنجا شود و روضه خوان و مدّاح و عزیمه خوان و تعزیه خوان در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

صاحب منصب ها و صاحب لقب هایی که هنوز دست چپ و راست خود را نمی داند و از عالم خودش بیرون نرفته است مدّعی کارهای بزرگ می شود و آن منصب و لقب را از عظم ...

پیشنهاد
١٠

اصطلاحی قدیمی به پیش خدمت های پیرمرد شکیل که هنوز امید معشوق به خود دارد و به آقایی و به ناز و عاشق کشی های قدیمی سلوک کند و هر که از این نمره باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تاتوله و تاطوله. شراب و مسکرات را و بُرْش را خصوصاً می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تاطوله که بصورت تاتوله هم نوشته میشود. شراب و مسکرات را و بُرْش را خصوصاً می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

سخره خواص. هزّال و فحّاش را گویند که به فحش های عِرضی بخواهد مردمان را بخنداند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تُف دیوار . کسی که به مجالس اعیان و کارگزاران دولت یا ملّت برود و در آنجا یارای ادای مطلب نکند و مسکوت عنه بنشیند و بدون عرض حاجت مراجعت کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

یکی از آداب احترام به متوفی مخصوصاً به پدر، باز نگاه داشتن یقه تا چهلم او بود که در آن روز چهلم . یکی از بزرگترها یقه را بسته و تکمه می نمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

همان چشم بندی است. علمی که با آن در تصورات مردم تصرف کنند، یعنی اشیاء و احوالی به نظر آنها رسانند که وجود نداشته باشد و مناظری به تصورشان آورند که خا ...

پیشنهاد
١٥

کنایه از ضرب المثلی است که متهمی را به جرمی نزد حاکم می برند. حاکم حکم می کند یا فلان مقدار پیاز یا فلان تعداد چوب بخورد یا فلان مبلغ پول بپردازد. مت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

زیارتگاهی در شرق کوچه ی گذر لوطی صالح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آشفته، درهم و برهم و بی نظم و انظباط. بی قاعده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

یکی از درجات نظامی که بعداً به گروهبان سه تغییر نام یافت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

یکی از درجات نظامی که بعداً به گروهبان دو تغییر نام یافت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پیاله ای لب کنگره ای کوچک که در آن وسمه را جوشانده، برای سیاهی و قوت به ابرو می گذاشتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مشتری بد پول بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

چرمی اعلا از پوست گوسفند که لعاب براق روی آن داده باشند. معمولاً لعاب ورنی را مشکی می دادند.