علی اصغر سلحشور

علی اصغر سلحشور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



brightening١١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٨درخشان، درخشنده، تابناکگزارش
2 | 0
public affairs١٩:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٧امور همگانیگزارش
7 | 0
dialectic١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٧احتجاجی، استدلالیگزارش
2 | 1
universalistic١٦:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/١٧جهان شمول، فراگیر، جهانی، عالمگیرگزارش
7 | 0
blocking١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٧مانع ایجاد کردن، مسدود کردن، بند آوردنگزارش
5 | 0
diffusing١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٧انتشار، پراکنشگزارش
7 | 0
rotating١٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٥گردندهگزارش
5 | 0
unusual٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/١٤نامعمول، نامتعارفگزارش
5 | 1
along with٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٣افزون برگزارش
21 | 1
raised٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩بلند و مرتفعگزارش
30 | 1
hoary١٨:٣٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩باستانی، قدیمی، کهنگزارش
2 | 0
resonate١٨:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩بازتاب دادن، انعکاس دادنگزارش
25 | 1
processional١٨:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨ردیفی، در صفگزارش
0 | 1
updated١٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨روزآمدگزارش
14 | 1
forceful١٨:٣٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧پرخاشگر، مهاجم، ستیزه گرگزارش
7 | 0
palpable١٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٦نافذ، چشمگیرگزارش
5 | 1
acknowledge١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٦شناخته شدن، مشخص شدنگزارش
25 | 1
right١٦:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥قانون، عدالتگزارش
14 | 2
post processual١٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢فراروندگرا، پساروندگراگزارش
2 | 0
processual١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢روندگراگزارش
12 | 0
enumeration١٥:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠١سیاهه، فهرست،گزارش
9 | 0
meaningful١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠١معنادار، با مفهومگزارش
5 | 0
glyptic١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/٠١مهرسازی، هنر مهرسازیگزارش
5 | 0
traceable١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/٠١ردیابی شدنی، قابل شناساییگزارش
12 | 0
engage١٢:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٣٠مشارکت، تعامل، برهمکنشگزارش
37 | 1
term١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٨گزارهگزارش
23 | 1
oppositional١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٨متعارض، متضاد، متقابلگزارش
9 | 1
gabled١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٨خرپشته ای، شیروانی شکلگزارش
2 | 1
actively١٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٦به شدت، به طور جدی، به صورت فعالگزارش
46 | 0
inscribed١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٠نوشته دار، مکتوب، نوشته شدهگزارش
9 | 0
magi١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٨مغ، موبد، روحانی برگزار کننده مراسم آیینی در دین زردشتیگزارش
5 | 0
magus١٩:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/١٨مُغ، موبدگزارش
0 | 0
cult١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٨آیینگزارش
7 | 0
narrativise١٩:١٧ - ١٣٩٩/٠١/١٨روایت کردن، تفسیر کردنگزارش
0 | 0
narrativize١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠١/١٨روایت کردن، تفسیر کردنگزارش
0 | 0
iconological٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/١٧شمایل شناختی، شمایل شناسانهگزارش
2 | 0
post office١٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٣چاپارخانه ( معنای قدیمی تر واژه ) برای نمونه Achaemenid Post Office: چاپارخانه های هخامنشیگزارش
9 | 2
robed١١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣جامه دار، خرقه دار، ملبسگزارش
2 | 1
torc١٧:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨طوقگزارش
2 | 0
striding١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨گام بردارنده، قدم زننده، در حال پیاده رویگزارش
25 | 0
curled١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨مجعد، فردار، در هم پیچیدهگزارش
7 | 0
pouring١٧:٢٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧جاری کننده، جاری شونده، ریزش کننده، روان کنندهگزارش
23 | 1
خدیش٠٠:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/١٨خدیو، سرور، بزرگ، شاه، پادشاهگزارش
5 | 0
fire temple١٦:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٦fire altar: آتشدان fire temple: آتشکدهگزارش
2 | 0
heavy١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢ژرف، عمیق، گودگزارش
14 | 1
universal١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢١جهان شمول، فراگیر، همگانیگزارش
51 | 1
roofline١٢:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠رخبام، تزئینات سراسری لبه بام ساختمانگزارش
7 | 0
takht١٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠این کلمه که ریشه ایرانی دارد به معنای سکو و صفحه استگزارش
2 | 1
leading١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠با to به معنای متمایل بهگزارش
30 | 1
procession١٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٩گام برداشتن، قدم زدن، در صف حرکت کردن، به صورت ردیفی حرکت کردنگزارش
12 | 1