برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی اصغر سلحشور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 مجعد، فردار، در هم پیچیده ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

152 جاری کننده، جاری شونده، ریزش کننده، روان کننده ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

153 خدیو، سرور، بزرگ، شاه، پادشاه ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

154 fire altar: آتشدان
fire temple: آتشکده
١٣٩٨/٠٥/٢٦
|

155 ژرف، عمیق، گود ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

156 جهان شمول، فراگیر، همگانی ١٣٩٨/٠٥/٢١
|

157 رخبام، تزئینات سراسری لبه بام ساختمان ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

158 این کلمه که ریشه ایرانی دارد به معنای سکو و صفحه است ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

159 با to به معنای متمایل به ١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

160 گام برداشتن، قدم زدن، در صف حرکت کردن، به صورت ردیفی حرکت کردن ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

161 دانه ای، مهره مانند ١٣٩٨/٠٥/١٩
|

162 مناسک آیینی ١٣٩٨/٠٥/١٨
|

163 چکیده شده، چکیده وار ١٣٩٨/٠٥/١٨
|

164 پدیدار شدن، نمایان شدن، آشکار شدن ١٣٩٨/٠٥/١٨
|

165 گَوو در زبان لری بختیاری به معنی برادر ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

166 تکه، قطعه (ابزار و شیء) ١٣٩٨/٠٥/١٦
|

167 تاریخگذاری ١٣٩٨/٠٥/١٥
|

168 دژم، شرزه ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

169 ناموجود ١٣٩٨/٠٥/١٤
|

170 موسوم به ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

171 بسترسازی
مقدمه سازی
١٣٩٨/٠٥/١٢
|

172 پژوهش علمی ١٣٩٨/٠٥/١٢
|

173 هماهنگ کننده
سازگار کننده
وفق دهنده
١٣٩٨/٠٥/١١
|

174 خدای نام ١٣٩٨/٠٥/١١
|

175 طبق سنت
بر اساس عرف موجود
١٣٩٨/٠٥/١١
|

176 بازنمایی نادرست ١٣٩٨/٠٥/١١
|

177 هم اندیشی ١٣٩٨/٠٥/١١
|

178 بیان، زبان
به عنوان نمونه:
visual vocabulary: بیان بصری
یا musical vocabulary: زبان موسیقیایی
١٣٩٨/٠٥/٠٨
|

179 ترکیب
آمیزش
تلفیق
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

180 در حال جست و خیز
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

181 با هم
توامان
با همدیگر
١٣٩٨/٠٥/٠٦
|

182 کژدم- مردها یا گیرتابلولوها(کژدم مردها بر هنرهای دیداری و بصری مانند نقوش برجسته، مهرها و غیره در دنیای باستان و به ویژه شرق نزدیک پدیدار شده اند). ١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

183 دافع نیروهای شرور
دافع چشم بد
دافع نیروهای اهریمنی
١٣٩٨/٠٥/٠٥
|

184 خاطر نشان کردن
اشاره کردن
بیان کردن
ابراز داشتن
١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

185 glyptic ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

186 بلند و دراز ١٣٩٨/٠٥/٠٢
|

187 وقفی و پیشکشی ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

188 گستره ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

189 عملاً، فعالانه ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

190 در حال قدم زدن یا گام برداشتن ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

191 شاداب و پر انرژی ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

192 محل رجوع، محل مراجعه (به چیزی یا شخصی) ١٣٩٨/٠٤/٣١
|

193 عامدانه
به صورت عمدی
عمداً
١٣٩٨/٠٤/٣١
|

194 حالت ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

195 منعطف، انعطاف پذیر ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

196 مزدایی، مرتبط با اهورامزدا ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

197 کنار نهادن، کنار گذاشتن ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

198 ایجاد کننده ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

199 فَر یا فره ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|

200 در همین راستا ١٣٩٨/٠٤/٢٩
|