نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at loss for words: Not know what to say ندونی چه چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fighting fit: کاملا سالم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be batting a thousand: Doing something extremely well, bet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be batting a thousand: عالی عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fresh out of something: تازه تمام کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn: بی ارزش یا کم ارزشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the frosting on the cake: Something that make a good thing ev ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weep buckets: Cry alot ( informal )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry buckets: Cry alot ( informal )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cold cash: Money in form of cash or notes , no ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like the cat that got the cream: خیلی خوشحال و راضی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
first lady: The expert or the best
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from hell: کسی یا چیزی که شدیداً ناخوشایند و غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from hell: کسی یا چیزی که شدیداً ناخوشایند و غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like nailing jelly to a wall: Difficult to understand or describe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get trough: تماس گرفتن مثال:the line is busy—I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take wind out of sails: نا امیدم کرد، انرژیمو گرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put it there: used when you are offering to shake ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's hands together: تشویق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's hands together: تشویق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be running on fumes: ادامه دادن با وجود کمبود انرژی و اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swan around: To move in a dramatic or affected m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like a headless chicken: You do it very quickly and without ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
swan song: آخرین اجرای عمومی یا حرفه ای قبل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swan song: آخرین اجرای عمومی یا حرفه ای قبل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your foot in your mouth: To say or do something that offends ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your foot in your mouth: گفتن یه چیز نامناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cat's whiskers: If you describe someone or somethin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wheedle something out of someone: با چرب زبانی کردن چیزی را از کسی گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by hook or by crook: کاری می کنم با من ازدواج کنه ، هرجو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call the shots: مدیران دستور می دهند و هبچ چیز بدون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go downhill: بعد از آن همی چیز شروع به بدتر شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the picture: به اندازه کافی گفتی. من فهمیدم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the blink: یخچال ما دوباره خراب شده است
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lose heart: او از هموطنان خود درخواست کرد که ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پرسش

-
بپرس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leaves something to be desired: به خوبی که باید باشه یا انتظار داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leaves something to be desired: به خوبی که باید باشه یا انتظار داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull ones weight: به سختیه بقیه اعضایه گروه کار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as easy as falling off a log: خیلی آسان ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heavy going: سخت و نیازمند تلاش زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
duty bound: احساس می کنم وظیفمه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need something like a hole in the head: اصلا لازم نداشتن و اصلا نخواستن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
need something like a hole in the head: اصلا لازم نداشتن و اصلا نخواستن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a go: 1. سعی کردن برای انجام کاری ( مخصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dying to: مشتاق و هیجان زاده برای انجام کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dying to: مشتاق و هیجان زاده برای انجام کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chancing your arm: ریسک کنی برای به دست آوردن چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toffee nosed: گنده دماغ، طرف از دماغ فیل افتاده ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down and out: مردمی که خونه ، پول و کار ندارند، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep up appearances: ادامه دادن به زندگی کردن در همون اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
politically correct: قابل قبول و روش محترمانه حرف زدن در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at the end of ones tether: خیلی خسته یا آزرده ، کسی که دیگه نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the end of ones tether: خیلی خسته یا آزرده ، کسی که دیگه نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take one's breath away: باعث بشه یکی احساس اشتیاق، یجورایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have mixed feeling: احساسات مثبت و منفی رو به طور همزما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have mixed feeling: احساسات مثبت و منفی رو به طور همزما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know which way to turn: مطمئن نباشی درباره این که چه کاری ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know what hit: از چیزی خیلی شوکه یا شگفت زده بشی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not take kindly to: اینکه نخوای چیزی ، رفتاری یا فعالیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get on like a house on fire: با یکدیگر تفاهم داشتن یا از یکدیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take a shine to: یهویی از کسی خوشت بیاد ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a shine to: یهویی از کسی خوشت بیاد ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep oneself to oneself: ترجیح بدی با خودت باشی و خودداری کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep oneself to oneself: ترجیح بدی با خودت باشی و خودداری کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it big: معروف شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a big thing of: اغراق کردن یا زیادکردن اهمیت چیزی ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
larger than life: خیلی هیجان انگیز تر و جالب تر از مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miles away: تمرکز نکردن، فکر کردن درباره چیز دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a small fortune: مقدار زیادی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a small fortune: مقدار زیادی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unknown quantity: خیلی کم درموردش میدونیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an unknown quantity: خیلی کم درموردش میدونیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the middle ground: یه چیزی که دو نفر که باهم دعوا می ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be caught in the middle of: خودتو گیر کرده بین دو نفر که دارن د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the breadline: خیلی فقیر بودن breadline صفی هست که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the lap of luxury: زندگی خیلی راحت داشتن بخاطر اینکه پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spend money like water: خیلی خرج کردن معمولا بدون فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spend money like water: خیلی خرج کردن معمولا بدون فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tighten the belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten the belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten one's belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten one's belt: ریشه اصطلاح از اینه که وقتی پول کمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a considerable price: با فداکاری زیاد یا با انجام کاری نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at a considerable price: با فداکاری زیاد یا با انجام کاری نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put paid to: متوقف کردن کسی از انجام کاری که آنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put paid to: متوقف کردن کسی از انجام کاری که آنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of a rut: فرار کردن از یک موقعیت خسته کننده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get out of a rut: فرار کردن از یک موقعیت خسته کننده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
step into one's shoes: جای کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
step into one's shoes: جای کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's work cut out for one: روبرو شدن با یک کار سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
up to one's ears in: به طور زیادی سرت شلوغ باشه با چیزی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put on hold: To pause, postpone, or suspend an a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on paper: فرضی یا تئوری ( نه عملی ) ، وقتی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk shop: در مورد کار حرف زدن وقتی سرکار نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fast and furious: پر از سرعت و هیجان ، با انرژی نامحد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drag one's heels: به آرامی به چیزی رسیدگی کردن بخاطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the word spread: اخباری که از یک نفر به نفر بعدی میر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the word spread: اخباری که از یک نفر به نفر بعدی میر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
left right and centre: در مکان های زیادی یا آدم های زیادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach fever pitch: ( برای احساسات استفاده میشه ) خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reach fever pitch: ( برای احساسات استفاده میشه ) خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
full swing: برای مدت زیادی درحال رخ دادن بودن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in full swing: برای مدت زیادی درحال رخ دادن بودن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go beyond a joke: خیلی جدی یا نگران بودن یا شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a likely story: باور کردنش خیلی سخته، عبارتی هست که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's a likely story: باور کردنش خیلی سخته، عبارتی هست که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off the cuff remark: جدی نگفتمش یا حتی در موردش فکر نکرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slip of the toung: اشتباه کوچک هنگام حرف زدن یا نوشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the same breath: گفتن دو چیز کاملا در تضاد باهم، بلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the same breath: گفتن دو چیز کاملا در تضاد باهم، بلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not ring true: احساس می کنم حرفی که زد دروغ بود، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be on about: I didn't know what he was on about ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost for words: هیچی به فکرم نمی رسید که بگم ، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lost for words: هیچی به فکرم نمی رسید که بگم ، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a word: وقتی استفاده میشه که میخواید نظرتون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for want of a better word: دقیق ترین و بهترین کلمه نیست، ولی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for want of a better word: دقیق ترین و بهترین کلمه نیست، ولی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to coin a phrase: وقتی گفته میشه که یه عبارتی گفتی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the mickey out of someone: مسخره کردن کسی با در آوردن ادای او
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make light of: با یه چیز جدی مثل شوخی برخورد کنی ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make light of something: با یه چیز جدی مثل شوخی برخورد کنی ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no laughing matter: چیزی نیست که بهش بخندی، کاملا جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it's no joke: برای شرایط جدی یا سخت استفاده میشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
won't take no for an answer: رد کردن رو قبول نمی کنه، پاسخ منفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
won't take no for an answer: رد کردن رو قبول نمی کنه، پاسخ منفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beside the point: نامربوط و بی اهمیت نسبت به موضوعی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all sweetness and light: یه جور خیلی خوشایند و دوستانه رفتار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know the meaning of the word: کاملا بدون یک کیفیت خاص ، ویژگی، یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
word for word: دقیقا همون کلماتی که یک شخص گفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
word for word: دقیقا همون کلماتی که یک شخص گفته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fine print: قانون ها، محدودیت ها و شرایط که معم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the fine print: قانون ها، محدودیت ها و شرایط که معم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the small print: قانون ها، محدودیت ها و شرایط که معم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the small print: قانون ها، محدودیت ها و شرایط که معم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
matter of opinion: یه چیز متفاوت که مردم نظرهای متفاوت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a question mark: هیچ کس نمیدونه که آیا اون چیز به بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lingua franca: یک زبانی که هر روز استفاده میشه در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
absence makes the heart grow fonder: دور بودن از کسی که دوست داری باعث م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's no good crying over spilt milk: ناراحت شدن فایده ای نداره برای یک ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't put all your egg in one basket: این ایده خوبی نیست که همه انرژی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blood is thicker than water: روابط خانوادگی از روابط دیگر قوی تر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too many cooks spoil the broth: اگر افراد زیادی روی چیزی کار کنند آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too many cooks: کوتاه شده to many cooks spoil the b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
people who live in a glass houses: مردم نباید مردم دیگر را به خاطر نقص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people who live in a glass houses shouldn't throw stones: مردم نباید مردم دیگر را به خاطر نقص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
people who live in a glass houses shouldn't throw stones: مردم نباید مردم دیگر را به خاطر نقص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
last straw: آخرین کاه ( که کمر شتر را میشکند ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birds of a feather flock together: مردمی که شخصیت های شبیه یا علاقه ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a bird in the hand is worth two in the bush: بهتره چیزی که خودت داری رو نگهداری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the grass is always greener on the other side of the fence: همیشه به نظر میاد بقیه مردم در موقع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the grass is always greener on the other side of the fence: همیشه به نظر میاد بقیه مردم در موقع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all work and no play makes jack a dull boy: کسانی که همه وقتشان را صرف کار می ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
all work and no play makes jack a dull boy: کسانی که همه وقتشان را صرف کار می ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of sight out of mind: کسی که دیده نمی شود فراموش خواهد شد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
opposites attract: کسایی که شبیه هم نیستند و خیلی متفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commit something to memory: تلاش کنی که چیزی رو یاد بگیری ، حفظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commit something to memory: تلاش کنی که چیزی رو یاد بگیری ، حفظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a stroll down memory lane: به یاد آوردن مقادری از چیزهای شاد ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jog one's memory: باعث بشی که کسی چیزی رو به یاد بیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in living memory: توسط مردمی که هنوز زنده اند می توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's mind goes blank: یکی یهویی فراموش کنه یا نتون به هیچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cross one's mind: برای مدت کمی به چیزی فکر کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the tip of his tongue: میدوندیش ولی نمی تونید به طور کامل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have seen better days: قدیمی شده و به خوبی کار نمی کنه ، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from the year dot: از خیلی سال پیش، از همون اول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from the year dot: از خیلی سال پیش، از همون اول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the shape of things to come: یک نشانه برای اینکه به نظر میاد چه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the shape of things to come: یک نشانه برای اینکه به نظر میاد چه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the threshold of: ممکنه تا آینده زود اتفاق بیافته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the short term: برای یک زمان کوتاه در آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
only a matter of time: حتما اتفاق خواهد افتاد ، بااینکه نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's early days yet: خیلی زوده برای گفتن یا انتخاب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's early days yet: خیلی زوده برای گفتن یا انتخاب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like there is no tomorrow: بااشتیاق و خیلی سریع ، بدون مکث یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like there is no tomorrow: بااشتیاق و خیلی سریع ، بدون مکث یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the end of the day: یک چیزی که میگی قبل از اینکه یک حقی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sign of the times: یک چیزی که نشون میده جامعه الان بدت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a sign of the times: یک چیزی که نشون میده جامعه الان بدت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sign of the times: یک چیزی که نشون میده جامعه الان بدت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before one's time: قبل از به دنیا آمدن کسی یا قبل از ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a lot of time for: قدردان بودن و احترام قائل شدن برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand the test of time: محبوب بودن یا خوب یاد شدن برای زمان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work against the clock: سریع کار کنی چون وقت محدودی داری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no time at all: خیلی سریع انجامش بدی ، در زمان خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in no time at all: خیلی سریع انجامش بدی ، در زمان خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call it a day: تصمیم بگیری چیزی رو تموم کنی ( معمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not have a minute to call one's out: خیلی مشغول بودنto be very busy
٢ سال پیش