پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٩٩٣)
" پنداشت انگیزش ":مفهوم علیت.
" سرشتی باب ایساغوجی و سرشتی باب برهان ":ذاتی باب ایساغوجی وسرشتی باب برهان.
" هستی نیازی و هستی هستایی ( هستومندی ) ":وجود فقری و وجود وجوبی.
" در شناس و بخش بودگان و شدگان ":در تعریف و تقسیم حدوث و قدم.
" هر شده ای پیشِ به ماده و هنگام است ": کل حادث مسبوق به ماده و مده است.
" مرجهای گذارایی بودن پنداشتها ":شرایط اعتباری بودن مفاهیم.
" گذارایی بودن سه ماد ( سه ماده ) ":اعتباری بودن مواد ثلاث.
هستی خویشا ( خویشایی ) و هستی گرگا ( گرگایی ) :وجود نفسی و وجود رابطی.
" گزارهء دومیه و گزارهء سومیه ":قضیهء ثناییه و قضیهء ثلاثیه.
" هستی باری و هستی گرگی ": وجود محمولی و وجود رابط.
" تعلق جعل به وجود ":بستش کردِ به هستی.
" آویز ( پیچ ) راست در گزاره ها ":مناط صدق در قضایا.
" مانایی برگشت نابودا ":امتناع اعادهء معدوم.
" نبود جدایش و انگیزش میان نبودها ":عدم تمایز و علیت بین اعدام.
" هستی و بودی ":وجود و ثبوت.
" برابرش هستی و استواری و چیزیت ":مساوات وجود و ثبوت و شیئیت.
" بخشایی هستی به رها و بندا ":انقسام و جود به مطلق و مقید. رها. رهایی. رهایش. رهاوی. راهوار. رهاوارگی. رهاوارش. رهاواره. رهایی. رهاوار. ره ...
" اندیشیدای دوم ":معقولات ثانیه.
" هستیِ هوشی ":وجودِ ذهنی.
" یکایی و افزونایی هستی ":وحدت و کثرت وجود.
حق برتر هستی مزیده است:حق تعالی وجود محض است.
" دگرایی و یکایی هستی و چیستی ": مغایرت و اتحاد وجود و ماهیت.
آدمی زاد کجاست و آدمی زادِ کجاست. شهرام. ص. شهرام. ص. صمد شهرام نیا. صمد توحیدی.
آدمی
پری در ادبیات لرستان دو گونه اند؛ ۱_ پری نیک، پری. پریزاد که نام دختران است. ۲_پری بد ( پِری زَش=پری زدش. پریِ بَزنَت:پری بزندت ) .
سُفره سه گونه است؛ ۱_ سُفرهء خِرَدی. ۲_سفرهء کِشوری. ۳_سفرهء دِینی. و خُوردنی ها و آشامِیدنی ها بر همین پایه است.
پات قایم بنی": پایت را استوار بگذار.
هر کار کارایی دارد. هر اثر مؤثر است. هر انجام انجامگر است. و. . . . .
" نامهء اندیشی فرزانشی . کار؛ لودویک ویتگنشتاین ":رسالهء منطقی فلسفی. کار؛ لودویک ویتگنشتاین
" غَلتانَک ":پیستون.
" کوبیده. کوبیده شده. کوبیده شدن. کوبش. کوبیدن. کوبیده شده است ":مورد اصابت قرار گرفته است؛باگلوله، موشک. پهباد و یا برخورد با چیزی مانند زمین ، ابر ...
" احیاء کردن و احیاء زندگی":نو زندگی. زنده گری. زنده سازی. زیستگری. زیستمندی. زینمایی. زینما. زنده پردازی. زنده گری. زنده گر. زنده نمایی. زنده نما. ز ...
نرم=نرمش. زبر =زبرش. نَرمِشکار# زِبرِشکار.
فلسفه و فیزیک پیشا رستاخیز فناوری بیشتر باورمندی را به دست میداد، با آنکه فلسفه و فیزیک پسا رستاخیز فناوری و امروزین بیشتر شناختشناسی را به دست میدهد ...
" سر آیین ":رئیس مذهب.
سپاس . پس از کلیک، پیشنهاد شما پخش می شود.
فرجام:فینال.
گزارش. گزارش نامه:خبرنامج. کاغذ:قرطاس. رویهء گزارش:صفحهء انباء، اخبار. روزنامه ( ها ) :جراید. روزنامه:جریده. زیرا روز پاک است و ناب و مجرد است. ...
فرشته:پرهشته. پرهیشته، پر گذاشته و دارای پر.
زنهار:آلترناتیو. هشدار:التیماتوم.
۱_هنر برای هنر. ۲_هنر برای هنر برای خدا. ۳_هنر برای هنر برای خلق. ۴_هنر برای هنر برای خود. ۵_هنر برای هنر برای خلق و خدا. ۶_ هنر برای هنر خود وخ ...
پری:دارای پر برای پرواز.
" زادگاه ":مسقط الراس. " زادروز ":تولد.
" بردباری و پاداش. پاداش و برد باری ":صبر و اجر.
" پاداش و بردباری ": اجر و صبر
" مانده ":شبهه. ماندهء نابودهء رها. ماندهء نابودهء مطلق":شبههءمعدوم مطلق. آنچه از خود و خدا و از خو د ودیگری نگرنده نداشته باشد نابودهء رها و با ...
" نابودهء رها ( نابودهء مطلق ) ":معدوم مطلق.
" سنجش نگریهء گویندگان به میانجی میان هستی و ناهستی ":نقد نظریهء قائلین به واسطهء میان وجود و عدم.
" برابرش هستی و استوارگی و چیزییت ":مساوات وجود و ثبوت وشیئیت.
بخشندِ هستی به رها و بندا ( رهایش و بندش ) .