برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مصطفی زواری ٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی it slipped my mind: از ذهنم پرید
I forgot

رامین امیری ٢٣:٣٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی responsivity: پاسخ دهی

setayesh..... ..@$ ٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Queen: به معنای وزیر در بازی شطرنج

آرش محمدی ٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sell someone short: sell someone/yourself/something short
دستِ‌کم گرفتنِ کسی یا چیزی ، ارزش قائل نشدن برای کسی یا چیزی.

He couldn't prove his invention because every body used to sell him short
او نتوانست اختراعش را ثابت کند چون همه عادت داشتند او را دستِ‌کم بگیرند.
It’s a mistake to sell your audience short – they're more intelligent than you think they are
دستِ‌کم گرفتن شنوندگان‌تان یک اشتباه است - آن‌ها باهوش‌تر از آنچه شما می‌پندارید هستند.
Don't sell yourself short - you've got the skills and the experience
خودت را دستِ‌کم نگیر - تو دارای مهارت و تجربه هستی.

Reza ٢٣:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Far fatched: بعید. دور از ذهن

فرهاد تقی پور ٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی rag: Suffering from exhaustion or stress.
‘he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes’
https://www.lexico.com/

(of a person) untidy, dirty, and wearing old, torn clothes:
Two ragged children stood outside the station, begging for money.
https://dictionary.cambridge.org/

جواد بایراملو ٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی فاس: فَأس:(اسم ،ج فُوُوس /جز تخفیف جوازی میباشد که در اصل همزه ساکن بوده و ماقبل آن حرف متحرک غیر همزه قرار گرفته،پس جایز هست همزه ی ساکن به حرف مدّی ما قبل تبدیل بشه بصورت (الف) فاس هم نوشته بشه.) واژه ی عربی به معنای ،تبر/تیشه /
فَأسُ الخَشبة /چوب را با تبر دو نیم کرد ‌،نصف کرد
فَأْسُ الفَمْ�: آن قسمت از دهان كه در آن دندانها قرار دارند.

محمود ٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی it is not that: نه اینکه...

کاران ٢٣:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی نام آوران: انسان های بزرگ آینده

شیری ٢٣:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی برانقار: در فرهنگ فارسی دکتر معین آمده است: برانغار [مغ - برانقار]
فوج جانب دست راست، میمنه؛
مغ: جوانغار
برانقار[مغ= برانغار] برانغار آمده است.

مانی باطنی ٢٣:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی i pwned you: لهت کردم
نابودت کردم
شکستت دادم

مانی ٢٣:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی حسرت آمیز: حسرت اور

علی مفتاحی ملایر ٢٣:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی latrodectus: عنکبوت بیوه ماده سمی سیاه که بخاطر کشتن شریک مذکر خود بعد از تخمک گذاری به این نتم معروف شده توضیح اینکه سم این عنکبوت ماده ۱۵ بابر مرگبارتر از مار زنگی است. اندازه آن بین ۳۶تا ۸ میلی متر است واز روی علامتی شبیه ساعت شنی که روی شکمش به رنگ قرمز یا تارنجی بر روی شکم سیاه وبراقش به راحتی قابل تشخیص می باشدو درنوع تر اندازه ای بین ۱۲تا ۴ ،میلی متر به رنگ سیاه, قهوه ای, یا خاکستری بالکه های قرمز وزرد ونارنجی وجود دارد وبه صورت تنها زندگی می کنند وتنها برای تولید مثل همدیگر را مااقات می کنند ۰ توضیحات علمی در صورت نیاز ارسال می گردد مانند تخمگذاری, محل زندگی, علایم گزیدگی و روش درمان. باسپاس

فاطمه قنبری ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی مادموازل: دوشیزه، خانم

امیر۲۰۲۰ ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی اثری از آندره ژید: اکنون با تو، اگر دانه نمیرد، اودیپ، ایزابل، بازگشت از چاد، بازگشت از شوروی، بهانه ها، تربیت زنان، دخمه های واتیکان، سفر به کنگو، سکه سازان، سمفونی روستایی، ضداخلاق، مائده های تازه، مائده های زمینی، آمنتاس، بازگشت کودک ولگرد

Sokoot ٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی بلوچی: نوارتع:نخوردم
وارتع:خوردم
کور:نابینا
لُنت:لب
پوز:بینی
شلو خستم

parsa ٢٣:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی athan: آتحان به معنی مرد دارای بدن استوار و محکم

نازنین فاطمه ترکانلو ٢٢:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Cafe: همون کافه خودمون
قهوه هم میشه برای همین اسم یک نوع قهوه علی کافه است
پس معتی قهوه تلخ هم میدهد

Sunflower ٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Rejoice: literary

To be happy
To be joyful
To be glad
To be pleased
To be delighted
To be thrilled
To revel




Monster Hunter ٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی جیجه: برج /۱۳۹۹/۱۱/۱ / ساعت ۲۲.۴۱/

جیجه به چند مناطق دیگه تقسیم میشود بنام های
.جیجه.ناجو.خالو.گرگاب.گرگاوه.میرآباد.جنگلی.کاریزا.
دوخله.وغیره.
جیجه ۵۳ کیلومتری شمال فراه. و۲۳ کیلومتری شمال والسوالی خاکسفید قرار دارد.
و جمیعت مردم جیجه حدود ۱۳۵۰۰میباشد

محمدجوادسهرابی ٢٢:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی آنلاک: بدون محدودیت و کامل

علي اصغر محمودي ٢٢:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی headach: دردسر

سامان شیرین بیان ٢٢:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی دوستت دارم: وشتنی له دلنی؛

Sunflower ٢٢:٣٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Permeate: 1.
if ideas, beliefs, emotions etc permeate something, they are present in every part of it
To fill
فرا گرفتن
پر کردن (مثلا هوا)
احاطه کردن


2.
To spread or diffuse through
منتشر شدن
پخش شدن
پراکنده شدن

پریسا خضریان ٢٢:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی good riddance: شرّ کم ، عزت زیاد 😉

R ٢٢:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی weirdly: Strange
Unusual
عجیب، غیر عادی

مسعود ٢٢:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی به عنوان: مانند. به جای.

👑 Queen 👑 ٢٢:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی blurry: blurry:
محو ، تار ، نامشخص ( به خاطر تار بودن )
توی یکی از اهنگای Billie eilish مثلا میگه The worlds a little blurry or maybe it’s my eyes
یعنی دنیا محو و نامشخصه برام ( تار میبینم دنیا رو - دلیلش در این قسمت اینه که دنیا تار و محوه ) و بعدش میگه or maybe it's my eyes که یعنی شاید مشکل از چشمای منه :)

ابراهیم فیضی راد ٢٢:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی ماکول: ماکول = خورده شونده

معین کریمی ٢٢:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی skin: سطح چیزی...لایه خارجی چیزی

سجاد ملایی ٢٢:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Propaganda: فَراداد یا فَراتاخت به ماناک نوداد‌ها و اخبار دروغی برای شست و شوی مغز ها

Kosar ٢٢:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Art time: تایم نقاشی

بهادر اسلامی ٢٢:١٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی crooked: کج و کوله

مثال :

.you have to drive slowly on these crooked country roads
باید توی این جاده های کج و کوله بیرون شهر آروم برونی .



میتونید به کانال اینستاگرام من سربزنید برای یادگیری لغات و اصطلاحات بیشتر . ممنونم
instagram.com/languageyar

مبینا ٢٢:١٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی nyctophobia: A fear of dark place
ترس از تاریکی

علی. ٢٢:١٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی فروغ: روشنایی یا روشنی

Sunflower ٢٢:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی No doubt: Certainly
clearly
obviously
مطمئناً، قطعاً، یقیناً، مسلماً،‌ بی شک
به طور قطع
(پرواضح است/بدیهی است)

No doubt you think I can wake him up with a kiss ?
Star Trek TOS

آمنه زاهدغروی ٢٢:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی came to: We came to the conclusion that there was no other way back to the camp.
رسیدن

کامران بهمنی ٢٢:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی emission cap: کلاهک تصفیه گاز خروجی - ضد گاز اگزوز
کلاهک فیلتر کننده گازهای خروجی از کارخانجات

نیلوفر روهنده ٢٢:١١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Chase against: Chasing against the dictatorship علیه دیکتاتوری شوریدن

🐾 مهدی صباغ ٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Riot squads: پلیس ضدشورش

فرهاد تقی پور ٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی swing at someone: to try to hit someone
https://dictionary.cambridge.org/

to try to hit (someone or something) by moving something
She swung her purse at me.
She swung at the ball but missed.
He made a fist and swung at me for no reason.
https://www.merriam-webster.com/

فروزان ٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی love angel: فرشته ی عشق 😇🥰
دوس دخترتو اینجوری سیو کن دلش برات غنج میره 🤩

حیدر ٢١:٥١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی electoral body: نهاد انتخاباتی

HBTRILL ٢١:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی ظالم: ظلم پیشه

Sana ٢١:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی ودف: ودف wtfمخفف کلمه ی wath the fuck هست که یعنی...👇
و=واتwhat
د=دthe
ف=فاکfuck
شد ودف!^_^

overdose ٢١:٤٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی popular song: اهنگ محبوب
مثل اهنگ هایی که همه حداقل یکبار گوش دادن

F ٢١:٤٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Caspian: دریاچه خزر

Armita ٢١:٤١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی housemaid: زنی که کارهای خانه را برای گذران زندگی انجام می دهد ، به عنوان یک خادم در یک خانه معین

Ali ٢١:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی strick: سخت گیرانه
Rigid methods are very strict
روش های جدی یا سفت و سخت خیلی سخت گیرانه هستند

سارا مشهدی ٢١:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Neglectful parenting: والدین مسامحه کار یا غافل