برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

زینب ١٦:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی کثافت: اشغال ،لجن

رهگذر ١٦:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی auto industry: صنعت خودروسازی

استاد بزرگ ١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی اختیار خود: یعنی کار هایی که انسان میکنم تحت پوشش خود است
و هر وقت بخواهد میتواند آن کار را انجام ندهد



استاد بزرگ با تشکّر

Del ara ١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی unordinary: غیر معمول،خلاف عرف

ابوالفضل عرب ١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Saint: پری

فرید ملکیان ١٦:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی back up a car: دنده عقب رفتن

رهگذر ١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی subsidiary market: بازار تابعه
بازار فرعی

رهگذر ١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥

Fatemeh ١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Wike: طبقه (ساختمان)

رهگذر ١٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی cling to: پایبند بودن
رعایت کردن
پیروی کردن

🐾 مهدی صباغ ١٥:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی ill looking: Adjective :
بد لباس
بد تیپ
دارای ظاهر نامناسب

علی همت جو ١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی المصیر: بازگشت یا بازگشتن

صبح ١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی هم افق: صبح: صبحگاه

baran ١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی network error: خطای شبکه

فاطمه ١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی ملکا: ملکا یه اسم کاملا دخترونس معنیشم همون ملکه و پرنسسه
ملکا اسم دختر دو سالمه

baran ١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی network error: خطای شبکه

شناخت به علم و دانش ١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی معرفت: شناخت به علم و دانش

مختار ١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی loi: علامت اختصاری به مفهوم درخواست

علی ماشا اله زاده ١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی fact checker: مسوول ممیزی( روزنامه،مجله،اخبار)

sh ١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی magnetic: پرجذبه

e ١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی kelp: ماهی کوچک و بدبویی است که در اب های جنوبیک سال آن را در آب شور نگه میدارند و سپس مصرف میکنند.

Alireza ١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی waistcoat: جلیقه

احمد هادلوند ١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی درفش شهداد: درفش شهداد
درفش شهداد، درفشی است تاریخی که در شهر شهداد در استان کرمان کشف شده است. فلزی مربع شکل و ۲۳ در ۲۳ سانتیمتر است و بر فراز خود عقابی دارد و بر میله ای نصب شده است. این درفش قدیمی ترین پرچم جهان است که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده است و البته چون در این چند هزار سال زنگ زده شده به رنگ سبز مبدل شده است ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته که آفتاب را باز می تابانده است. روی آن، نقشی از یک نخل دیده می شود و دو درخت دیگر و پنج آدم کوچک و بزرگ که همه از بزرگان هستند و دو شیر و یک گاو کوهان دار و چند مار شبیه مارهای تمدن جیرفت هم به چشم می خورند. این درفش پس از کشف به تهران منتقل شد و در موزه ملی ایران نگهداری می شود.
موضوع دیگر عقاب روی میلهً درفش است در اساطیر کهن ایرانی به نام سیمرغ علاوه بر این که سمبل ایزد خورشید بوده است، تحت نامهای سومری و هوریانی آنزو و زروان خدای خرد و باد اساطیری بزرگ بومیان دیرین فلات ایران به شمار می آمده است و بدین جهات نیز بوده که تمثالش در بالای درفش کاویانی پارسیان دوره هخامنش نیز نصب بوده است.

لیلا ١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥

علی ماشا اله زاده ١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی manufacturing: تولید صنعتی

محسن درویشی معلم ١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی ویهج: ویهج واژه زرتشتی است بمعنای مکان خوش اب وهوا ساکنان اصلی ویهج طایفه ملا علی یاهمان خاندان درویشی ها بزرگ این طایفه مرحوم ملا علی حافظ قران وصاحب یک جلد کلام الله مجید که قدیمی ها بقران ایشان قسم میخوردن..سال وفات ۱۲۴۸قمری به گویش هورامی تکلم میکردن.مزارمبارکش درقبرستان موجوداست..بنده ازنواده ایشان هستم..درزمان قاجارزندگی میکرده...

Sebastian ١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی cynical: فکر می کنم (خودخواه/خودخواهانه) برای این تعریف از این کلمه مناسب باشه:

not caring that something might not be morally right, might hurt someone etc, when you are trying to get something for yourself

متن بالا تعریف دوم در لانگمن هست

Majid Hajatmand ١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی tunnel vision: قضاوت عجولانه ،
سطحی نگری ،

yasna ١٥:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی personality clash: اخلاق کسی با دیگری نساختن

معصومه روشنایی ١٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Ultrabook: نسل جدیدی از خانواده لپ تاپ که ضخامت بسیار کم ، وزن کم... دارد.

امیررضا ساقی ١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی originally iranian: اصالتا ایرانی است

Rasta ١٥:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی how are you: حالت چطوره؟

Mohammad ١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی get undressed: در اور ن لباس

فرهاد تقی پور ١٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی slow walk: سلانه سلانه پیاده‌روی کردن
پاها را روی زمین کشیدن و رفتن
رفتن مسیری که کش میاد و تموم نمی‌شه یا آروم پیش می‌ره

فرهاد تقی پور ١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی slow walk: (idiomatic) To delay a request or command, to drag one's feet, to stall, to obstruct, to drag out a process

www.yourdictionary.com

ممد ١٤:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥

مهرداد ١٤:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی slate: به صلّابه کشیدن
به باد انتقاد گرفتن

حمیدرضا دادگر_فریمان ١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی تبار: آل، خاندان، خانواده، دودمان، نسب، نسل، اصل، گوهر، نژاد، نابودی، هلاک، هلاکت

مریم آقایی ١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی باغیرت: میتونم بگم "بی پروا" یکی از هم معنی هاشه :)

فاطمه ١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی reaffirm: بازگو کرد


حمیدرضا دادگر_فریمان ١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی حامل: آورنده، برنده، حمل کننده، باردار، آبستن، بردار، باربر،دربردارنده، حاوی، پنج خط افقی موازی در نت نویسی


رضا روستا ١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی photos: عکس ها

Samira ١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی resumption: resumption of property
گرفتن مالکیت / مصادره توسط دولت

حمیدرضا دادگر_فریمان ١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی ایده آل: کمال مطلوب، آرزوی عالی،آرمانی

حمیدرضا دادگر_فریمان ١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥



علی ١٤:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی trigger of: آغاز کردن، شروع کردن
The savage forces of an earthquake trigger of a complex chain reaction in the building`s structure
نیروی های خشن زلزله یک زنجیره ی پیچیده ای از واکنش ها را در ساختار ساختمان آغاز می کنند(ایجاد می کنند، به وجود می آورند)