برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

هدی چامه‌ای ١٨:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی oscillation: ارتعاش

حاجی ١٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Semi Pre alloyed steels: فولادهاي نيمه پيش آلياژ شده

رونیا ١٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی رونيا: نامی خیلی زیبا نور چشم

SSB 💫 ١٨:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی reasoned: فکر می کرد

ya_hosein ١٨:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی shoute: فریاد زدن

فاطمه ١٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی stabilisers: چرخ کمکی دوچرخه

علیرضا ١٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی سنگ لاخ: زمین پر سنگ

ارغوان ١٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی take place: انجام شدن

Mina ١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی be geared to somebody/something: متناسب بودن با

لنا ١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Coordinated response: همكاري با هم

طاها ١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ذاکرین: یاد شدگان

SSB 💫 ١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی desires: امیال

امیرحسین ١٧:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Domestic animals: حیوانات اهلی
wild:وحشی

امین روشنی ١٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی rotation grazing: دامپزشکی و علوم دامی
چرای چرخشی

علیرضا ١٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی توحید گوی: ستایش کننده

م.ک ١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ویس: فقر، درویشی؛ و نیز به معنی مطلوب و خواسته و آنچه انسان بخواهد.

Mary ١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی taskbar: نوار وظیفه

علی ١٧:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی بمه خر چمیلد: فدای چشمات شم

Mgnyhh ١٧:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Trace and write: ردیای کنین و بنویسید

حاجی ١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Affiliation: محل خدمت / دانشگاه

حاجی ١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Field: رشتۀ تحصیلی

حاجی ١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Degree: مدرک تحصیلی

Sana ١٦:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی freak hailstorm: طوفان قوی یا طوفان شدید

uSER ١٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی licorice: شیرین بیان

لنا ١٦:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی exploiting: سو استفاده

tico ١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tico: محافظ مرد

setareh ١٦:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی keep record: Writen sth diwn qauicly to help youre members

لنا ١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ransom: باج گيري

آتنا ١٦:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کیوت: جذاب فقط جیمین بی تی اس❤

علی ١٦:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی بگفتند: فرمودند، عرض کردند، دستور دادن

Seyyedalith ١٦:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی somatic: پیکری

مهرنوش ١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی mop the floor: این اصطلاح به معنی حریف را شکست دادن است

babak rahimi ١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Bin: مخزن

لنا ١٦:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی get into trouble: مرتكب جرم شدن

ناشناس ١٦:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی wantonness: ترک کردن

Mohammad ١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی victoria desert: کویر ویکتوریا

محدثه شفیعی ١٦:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی King_sized bed: تخت بزرگ

فرهود ١٦:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی arrear: قسط یا بدهی عقب افتاده

Majid ١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی far out: پشمام😳
Good luck

فرنام ١٦:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نهراسیم: نترسیم و فرار نکنیم

F,R ١٦:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی حضورش: وجودش

شیرکو ١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی باوان: باوان یعنی جگر گوشه یعنی نازار در کل برای دوست داشتن بکار میرود

Seyyedalith ١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی incremental: گام به گام

فرشتهِ عشق ١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی marrying: مچ شدن ، مزدوج جفت شدن

فرنام ١٥:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پیشه: حرفه.کار

Zhra ١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی plenty of: فراوان

فرنام ١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پایبند: متعهد بودن

مهرداد رحیمیان ١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tmart: ریشه لاتین این کلمه به معنی بلندی , کوه نما و به ارتفاعات جنوب اسکاتلند نسبت داده میشود .

علی ١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی تدبیر امور: چاره اندیشی

Seyyedalith ١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی distract: معنی کشیدن و جدا کردن هم میده