اسم - صفحه 72

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

سیامند/siyamand/

نام کوهی است


پسر

کردی
سیاوخش

سیاوش


پسر

فارسی
سیب گل

شکوفه سیب


دختر

فارسی
سیبل/Sibel/

نشانه، هدف، نام ربة النوع خاک


پسر، دختر

یونانی، فرانسوی
سیبویه/sibuye/

سیب کوچک یا بوی سیب، سیب کوچک، بوی سیب، ( اَعلام ) عمرو ابن عثمان: [قرن هجری] زبان شناس ایرانی، از ...


پسر

فارسی
سیتا/sita/

جهان، گیتی


دختر

هندی
سیتاک/sitak/

نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سیترا/sitra/

آشکار، نورانی، روشن


پسر

سانسکریت
سیتکا/sitka/

مرغ مینا


دختر

گیلکی
سیحان/seyhān/

با آب روان، نام رودی در جنوب ترکیه، روان شدن آب بر روی زمین، رفتن در زمین جهت عبادت، ( اعلام ) ( = ...


پسر

فارسی

طبیعت
سیحون/seyhun/

از رودهای معروف در شمال ایران قدیم، ( اعلام ) ( = سیردریا ) رودی در قرقیزستان و قزاقستان به طول حدو ...


پسر

فارسی

طبیعت
سیدا/sida/

در پناه مادر


دختر

لری
شهرگان

شهری، اهل شهر


پسر

فارسی
شهرگل/shahre-gol/

گل شهر


دختر

فارسی
شهرگیر/shahrgir/

فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرنوش/šahr nuš/

زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )


دختر، پسر

فارسی
شهروان

شهربان، نگهبان شهر


پسر

فارسی
شهرود

نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی


پسر

فارسی
شهروین

شهنام، از نامهای باستانی


پسر

فارسی
شهرویه/shahroye/

نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر

فارسی
شهرین

نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
شهریور

نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم


پسر

فارسی
شهسام/shahsam/

پادشاه آتش


پسر

فارسی
شهفور/shahfor/

شاهپور پسر شاه، شاهزاده، شه ( فارسی ) + فور ( معرب پور )


پسر

فارسی
شهمردان

نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی


پسر

فارسی
شهنا/shahna/

نوعی ساز معروف به سرنا، شاهنای


دختر

فارسی

هنری
شهنواز/shahnavaz/

مورد نوازش شاه قرار گرفته


دختر

فارسی
سروجهان/sarv jahan/

نام دختر فتحعلی شاه قاجار


دختر

فارسی
سرود/sorud/

هر نوع آواز آهنگین، ( در موسیقی ) نوعی شعر که در یک آهنگ مشخص به آواز خوانده شود، ( در موسیقی بلوچس ...


پسر

فارسی
سرودخت/s.-dokht/

دختر سرو قد، ( سرو، دخت = دختر )، دختری که ویژگی سرو ( شادابی و طراوت ) را دارد، ( به مجاز ) خوش ان ...


دختر

فارسی
سروشان/sorušān/

نام جد بایزید بسطامی، ( سروش، ان ( جمع ) )، جمع سروش، ( اعلام ) نام جدّ بایزید بسطامی که به دستور ا ...


پسر

فارسی
سروشه/soruše/

منسوب به سروش، فرشته ی پیام آور، ( سروش، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی
سروین دخت/sarvin dokht/

دختر سرو گونه، ( سَروین، دخت = دختر )، دختری که ویژگی سرو ( شادابی و طراوت، بلند بالایی ) را دارد


دختر

فارسی
سروینه/sarvine/

منسوب به سَروین، مانند سرو، ) سَروین، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی
سرکب

نام یکی از موسیقیدانان بزرگ در دوران ساسانیان


پسر

فارسی
سرکش/sarkesh/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سریتا/serita/

اولین پزشک ایرانی در اوستا، نام اولین پزشک ایرانی


پسر

اوستایی، فارسی
سریران/sarirān/

منسوب به سَریر، تخت پادشاهی، ( سَریر، ان ( پسوند نسبت ) )


پسر

فارسی
سرینا/serina/

نور خورشید، آفتاب


دختر

فارسی
سزاوار/se(a)zāvar/

شایسته، لایق، دارای شایستگی


پسر

فارسی
شورعلی

شور ( فارسی + علی ( عربی ) مرکب از شور ( هیجان ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

فارسی، عربی
شوریده/šuride/

عاشق و شیدا، آشفته، ( در قدیم ) پریشان حال، منقلب


دختر

فارسی
شوشا

نام قدیم شوش


دختر

فارسی
شوشان/shushan/

گل سوسن


دختر

ارمنی

گل
شوشیناک/shoshinak/

نام خدای شوش


پسر

فارسی
شوق انگیز

شوق ( عربی ) + انگیز ( فارسی ) آنچه سبب شوق می شود، اشتیاق آور


دختر

فارسی
شوق علی

مرکب از شوق ( هیجان ) + علی ( بلند مرتبه )


پسر

عربی
شوگار/shogar/

شب های پشت سر هم


پسر

لری
شونا/šunā/

رد، اثر، شون ( در گیاهی ) آقطی ( = شون )


دختر

کردی

طبیعت
شکال/shekal/

در گویش مازندران آهو


دختر

فارسی
شکر

ماده بلوری شیرین و سفیدرنگ، زیبارو، نام معشوقه اصفهانی خسروپرویز پادشاه ساسانی در منظومه خسرو و شیر ...


دختر

سانسکریت
شکربانو/shekar-banu/

بانوی شیرین و زیبا، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + بانو ( فارسی ) بانوی شیرین و زیبا


دختر

فارسی، سانسکریت، عربی
شکردخت/shekar-dokht/

دختر شیرین، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + دخت ( فارسی ) دختر شیرین


دختر

فارسی، سانسکریت
شکرعلی

( به ضم شین ) عربی مرکب از شکر ( سپاس ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

عربی
شکرناز/shekar naz/

دارای ناز و غمزه دلپذیر، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + ناز ( فارسی ) دارای ناز و غمزه دلپذیر


دختر

فارسی، سانسکریت
شکرین/shekarin/

هر چیز شیرین، ( به کسر شین ) شکر ( سنسکریت ) + ین ( فارسی ) هر چیز شیرین


دختر

فارسی، سانسکریت
شکفته/šekofte/

باز شده، شاداب، تازه، خندان، ( صفت فاعلی از شکفتن )، شکوفا ( غنچه )، شاد


دختر

فارسی

طبیعت
شکورا/šakurā/

منسوب به شکور، بسیار شکر کننده، ( شکور، ا ( پسوند یا اسم ساز ) )


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
شکوفان/šo(e)kufān/

شکوفا، شکوفاندن، شکوفانیدن


دختر

فارسی

طبیعت
شکوه دخت

دختر باوقار


دختر

فارسی
شکوه زهرا/š.-zahrā/

ترکیب دو اسم شکوه و زهرا ( بزرگی و روشن تر )، از نام های مرکب، شکوه و زهرا


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
شکوه مند/šokuhmand/

با شکوه


پسر

فارسی
شکوه ناز

آن که دارای شکوه و زیبایی است


دختر

فارسی
شکوهنده/še (o) kuhande/

با شکوه، دارنده شکوه و جلال، ( صفت فاعلی از شکوهیدن )، شکوه، ( در قدیم ) ترسنده، بیمناک


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
شکوهه/šokuhe/

جمال، زیبایی، ( شکوه، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به شکوه، ( شکوه + ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به شکوه ...


دختر

فارسی
شکیبه/shakibe/

بردبار و صبور


دختر

فارسی
شکیل/shakil/

زیبا، پسر خوش چهره


پسر

عربی
شیانا/shiyana/

پاداش دهنده، جزا دهنده، پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان ( جزا و پاداش ) + الف فاعلی


پسر

فارسی
شیبان

از قبایل عرب


پسر

عربی
شیبت/shaybat/

سفیدی مو، پیری


پسر

عربی
شید

نور، روشنایی، آفتاب، خورشید


دختر، پسر

فارسی
شیداب

نام حکیمی که خاک را خدا می دانست، برساخته فرقه آذرکیوان است


پسر

فارسی
شیدان/šidān/

سفره ی غذا و نعمت، سور، ( اَعلام ) ) نام کوهی در ناحیه بختیاری، ) نامِ بوستانی ( قدیم ) در شیراز


دختر

فارسی
شیدانه/šidāne/

درخت عناب، عناب


دختر

فارسی

طبیعت
شیدر/shidor/

آن که چهره ای زیبا و درخشان دارد، آن که چهره ای زیبا و درشان دارد


دختر

فارسی
شیدرنگ/sheidrang/

نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است


پسر

فارسی
شیدسا/shidsa/

همانند خورشید، مثل خورشید


دختر

فارسی
شیدسب/shidasb/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی


پسر

فارسی

مذهبی و قرآنی، تاریخی و کهن
شیدفر/šid far/

دارای فر و شکوه درخشان، ( به مجاز ) نیک و بخت و خوش اقبال


دختر

فارسی
شاهنوش/shah-nush/

شاه جاویدان


پسر

فارسی
شاهوند/shahvand/

دارای نشان شاهی


پسر

فارسی
شاهوی/shahvi/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از ر ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاهویر/shahvir/

باهوش


پسر

فارسی
شاهوین/shah-vin/

مانند شاه


پسر

فارسی
شاهویه/shahoyeh/

نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه


پسر

فارسی
شاهک/shahak/

شاه کوچک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران دربار هرمز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاهکار/shahkar/

کار شاهانه، برجسته، ممتاز


پسر

فارسی
شاهیاد/shah-yad/

یاد شاه


پسر

فارسی
شاهیار/shahyar/

یار سلطان، ملازم شاه


پسر

فارسی
شاهیده/šāhide/

پارسا، پرهیزکار، نیکوکار، نیکوکار و صالح، شاهنده، متقی


پسر، دختر

فارسی
شاهیکا/shahika/

قله، اوج


دختر

ترکی
شاور/šāvor/

صورت دیگری از کلمه ی شاپور است، صورت دیگری از کلمه ی شاپور، صورت دیگری از کلمه ی شاپور است شاپور، ش ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاوران/šāvarān/

بزرگ و بلند مرتبه، ( شاور = شاپور، ان ( پسوند نسبت ) )، منسوب به شاپور، از شخصیتهای شاهنامه، نام پد ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاورک/shavarak/

نام نوایی قدیمی در موسیقی


دختر

فارسی

هنری
شاوگ/šāvag/

نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی، ( اَعلام ) نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وسته ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاوه/shave/

نام نوعی پرنده


دختر

کردی

پرنده
شاویس/shavis/

نام شخصی پارسا که از تابعین بوده است، شا ( فارسی ) + ویس ( عربی ) مرکب از شاه + اویس ( نام شخصی پار ...


پسر

فارسی، عربی
شاکره/šākere/

شاکر، شکرگزار، ( مؤنث شاکر )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
شاکل

شبیه و مانند


پسر

عربی
شاکو/shako/

شاه کوه ها


پسر

کردی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم