اسم - صفحه 75

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

شاه پر

شهپر


پسر

فارسی
شاه پرند

نام نوه یزگرد پادشاه ساسانی


دختر

فارسی
شاه پرک

شاپرک


دختر

فارسی
شاه پسند

گیاهی کاشتنی و زینتی که گلهای رنگارنگ چتری دارد


دختر

فارسی
شاه پونه

نام نوه یزدگرد پادشاه ساسانی


دختر

فارسی
شاه جهان

مَلِک و سرور عالم، نام یکی از مهمترین قله های رشته کوه آلاداغ در شمال خراسان، نام چندتن از پادشاهان ...


دختر

فارسی
شاه خاتون

بانوی پادشاه، نام دختر قدرخان، پادشاه ترکستان در دوره غزنوی


دختر

فارسی
شاه دین/shah-din/

شاهِ دین


پسر

فارسی
شاه سار/shahsar/

نام یکی از شاعران دربار سامانیان


پسر

فارسی
شاه سرور

نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر


پسر

فارسی
شاه صنم

شاه ( فارسی ) + صنم ( عربی )، شاه زیبارویان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار


دختر

فارسی، ترکی
شاه فر/shahfar/

شکوه شاهانه، شاه باشکوه


پسر

فارسی
شاه فرید

شاه آفرید


دختر

فارسی
شاه قلی/shahgholi/

غلام شاه، شاه ( فارسی ) + قلی ( ترکی ) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه


پسر

ترکی، فارسی
شاه محمد

شاه ( فارسی ) + محمد ( عربی ) نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه


پسر

فارسی، عربی
علم الهدی/alamolhodā/

درفش هدایت، ( اَعلام ) لقب سید مرتضی، علی ابن حسین [، قمری] از پیشوایان شیعه در زمان خود، نویسنده، ...


پسر

عربی
علی ارشیا/a.-aršiyā/

ترکیب دو اسم علی و ارشیا ( شریف و تخت پادشاهی )، از نام های مرکب، علی و اَرشیا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آریا/a.-āriyā/

ترکیب دو اسم علی و آریا ( شریف و نجیب )، از نام های مرکب، علی و آریا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آرین/a.-āriyan/

ترکیب دو اسم علی و آرین ( شریف و آریایی )، از نام های مرکب، علی و آرین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی امین/a.-amin/

ترکیب دو اسم علی و امین ( شریف و امانتدار )، از نام های مرکب، علی و امین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی پویا/a.-puyā/

ترکیب دو اسم علی و پوریا ( شریف و پوینده )، از نام های مرکب، علی و پویا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی داد/ali-dad/

داده علی ( ع )، علی ( عربی ) + داد ( فارسی ) داده علی ( ع )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی سجاد/a.-sajjād/

ترکیب دو اسم علی و سجاد ( شریف و سجده کننده )، از نام های مرکب، علی و سجّاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
سومیتا/somita/

لطف و محبت، مهربانی


دختر

فارسی
سومینا/sominā/

سومینا


دختر

عربی
سونار/sonar/

نخستین برف


پسر

ترکی
سوناز/sonaz/

ناز عشق


دختر

ترکی
سونالیکا/sonalika/

طلا


دختر

سانسکریت
طرلان/tarlan/

ترلان، زیبا


دختر

ترکی
طره

موی پیشانی، زلف


دختر

عربی
طره خاتون

طره ( عربی ) + خاتون ( فارسی ) مرکب از طره ( زلف ) + خاتون ( بانو )، کنایه از بانوییست که دارای موه ...


دختر

عربی، فارسی
طرهان

طرحان


پسر

فارسی
طغاترکان

نام دختر الغ بیک گورکان


دختر

ترکی
طغاتیمور

نام نبیره جوجی قسار برادر چنگیزخان مغول


پسر

ترکی
طغان/toghan/

شاهین، نام یکی از پادشاهان ترک


پسر

ترکی

پرنده
طغرل/toghrol/

پرنده شکاری از خانواده باز


پسر

ترکی

پرنده
طلاسان/talasan/

مانند زر، طلا ( عربی ) + سان ( فارسی ) مانند زر


دختر

فارسی، عربی
طلاگون/tala gon/

مانند طلا، مانند زر، طلا ( عربی ) + گون ( فارسی ) مانند طلا


دختر

فارسی، عربی
طلاناز/talanaz/

زیبا چون طلا، طلا ( عربی ) + ناز ( فارسی ) زیبا چون طلا


دختر

فارسی، عربی
طلب علی

خواسته شده از ( علی )


پسر

عربی
طمغاج

از پادشاهان ترک ماوراءالنهر مهروف به افراسیاب


پسر

ترکی
طهماسپ/tahmasp/

دارنده اسب نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه پیشدادی ایران، پدر


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
طهمان/tahmān/

نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص )، ( اَعلام ) نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص ) که ابن حیان ...


پسر

عربی
طهور/tahur/

آنچه آلودگی را پاک کند، پاک کننده


پسر

عربی
طهورافاطمه/t.-fāteme/

ترکیب دو اسم طهورا و فاطمه ( دختر پاک و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، طهورا و فاطمه


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
طورگ/tovorg/

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی، نام دلاوری تورانی از فرماندهان ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
طوس/tus/

از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فر ...


پسر

عربی، فارسی

تاریخی و کهن
طوش

از شخصیتهای شاهنامه، بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، فرزند گشتاسپ پا ...


پسر

فارسی
طوطی/toti/

نام نوعی پرنده، پرنده ای که بیشتر در نواحی استوایی و جنگلها زندگی می کند


دختر

فارسی

پرنده
طوطیا/totiya/

معرب از هندی، توتیا


دختر

هندی
طوطیانوش/tutiyanush/

مرکب از طوطیا ( توتیا )، نوش ( عسل )، نام دیگر اسکندر مقدونی، طوطیا ( معرب ) + نوش ( فارسی )، مرکب ...


پسر

فارسی، هندی

تاریخی و کهن
طیبه زهرا/t.-zahrā/

ترکیب دو اسم طیبه و زهرا ( پاک و روشن تر )، از نام های مرکب، طیبه و زهرا


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
طیفور

نوعی پرنده کوچک، نام بایزید بسطامی عارف نامدار


پسر

عربی
طیلا/tila/

شرابی که از جوشاندن فشرده انگور، مویز، یا خرما به دست می آید، می پخته شده


دختر

فارسی
طینوش/tinosh/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر قیدافه پادشاه اندولس و داماد فور هندی در زمان اسکندر مقدونی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
طیهوج

معرب از فارسی، تیهو


پسر

فارسی
ظافر/zafer/

پیروز، ظفریابنده، پیروزی یابنده


پسر

عربی
ظفرداد

ظفر ( عربی ) + داد ( فارسی ) نتیجه و حاصل


پسر

عربی، فارسی
ظفردخت/zafar-dokht/

مرکب از ظفر ( پیروز )، دخت ( دختر )، ظفر ( عربی ) + دخت ( فارسی ) مرکب از ظفر ( پیروز ) + دخت ( دخت ...


دختر

فارسی، عربی
ظهور/zohur/

پدیدار شدن، آشکار شدن


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ظهیرالدین/zahiroddin/

یار و یاور دین، پشتیبان دین، پشتیبانِ کیش و آئین، ( اَعلام ) ) ظهیرالدین سمرقندی: [حدود هجری] شاعر ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ظهیره/zahire/

مؤنث ظهیر، پشتیبان، یاور، ظهیرالدین


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
عاتکه/ateke/

زن خوشبو، نام دختر عبدالمطلب، جد پیامبر ( ص )


دختر

عربی
عاد/ad/

نام قومی که هود ( ع ) به پیامبری آنان برگزیده شد


پسر

عبری
عادیات/adiyat/

نام سوره ای در قرآن کریم


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
عارف پاشا

عارف ( عربی ) + پاشا ( فارسی )، پادشاه دانا و آگاه


پسر

عربی، فارسی
عارف حسین/ā.-hoseyn/

ترکیب دو اسم عارف و حسین ( دانا و نیکو )، از نام های مرکب، ( عارف و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عاشق

دلباخته، دلداده، نام شاعر ایرانی قرن دوازدهم، عاشق اصفهانی


پسر

عربی
صبرین/sabrin/

صبور و شکیبا، ( صبر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینا/sabrinā/

صبور و شکیبا، [صبر، ین ( پسوند نسبت )، الف اسم ساز]، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینه/sabrine/

صبور و شکیبا، ( صبر، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر، ( عربی ـ فارسی ) ( صبر + اینه ( پسوند نسب ...


دختر

فارسی، عربی
صبیر/sobeyr/

شکیبا


پسر

عربی
صحاح/sahāh/

تندرستی


دختر

عربی
صحتیار/se(a)hat yār/

دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی


پسر

فارسی، عربی
صحو/sahv/

حالت هوشیاری سالک پس از بی خودی


دختر

عربی
صدا

انعکاس صوت، پژواک


دختر

عربی
فخرالسادات/fakhrossadat/

سبب سربلندی سیدها


دختر

عربی
فخرالملوک/fakhr-ol-moluk/

مایه سربلندی و افتخار پادشاهان


دختر

عربی
فخرالملک

مایه سربلندی و افتخار سرزمین


پسر

عربی
فخرالنسا/fakhr-on-nesa/

سبب سربلندی زنان


دختر

عربی
فخرایران

فخر ( عربی ) + ایران ( فارسی ) مایه سربلندی ایران


دختر

عربی، فارسی
فخرگل/fakhrgol/

مایه نازش گل، فخر ( عربی ) + گل ( فارسی ) مایه نازش گل


دختر

فارسی، عربی

گل
فخیمه/faxime/

مؤنث فخیم، بزرگ، محترم، صفت برای دولت های خارجی که با ایران روابط دوستانه داشتند، ( در دوره ی قاجار


دختر

عربی
فداک

نام روستایی در حجاز


پسر

عربی
فدیا/fadya/

هدیه ای از طرف خداوند


دختر

فارسی
فر/far/

شأن و شوکت و رفعت و شکوه


دختر

فارسی
فرا/farrā/

برخوردار از فرّ ایزدی، [فرّ ( اوستایی ) = فروغ یا موهبت ایزدی، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به فرّ، که ...


دختر

فارسی
فرآئین/far ā’in/

باعث عظمت دین، ( فر = شکوه و جلال، آئین )، موجب شکوه و جلالِ دین و آیین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فرابرز/farāborz/

نام پهلوانی ایرانی از سپه داران و رایزنان دارا، [به تعبیر دهخدا شاید فرابرز تصحیف فرامرز باشد]، ( ب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرابین/farābin/

بلند نظر و عاقبت اندیش، [فرا ( جزء پیشین ) = دورتر یا بالاتر، بین ( جزء پسین ) = بیننده]، بالابین، ...


پسر

فارسی
فراته/forāte/

نوعی حلوا، حلوایی که از آب انگور و نشاسته و آرد گندم و مغز بادام و گردو درست کنند، باسلق، ( به ترکی ...


دختر

فارسی
فراتین/farātin/

سخن و گفتار آسمانی، [از برساخته ی فرقه ی آذر کیوان ( دساتیر ) ]


دختر

لاتین
فراچهر/farachehr/

دارای چهره و رویی برجسته و زیبا، مرکب از فرا ( بالاتر ) + چهر ( صورت )


دختر

فارسی
فراد/farād/

گشایش بخش، گره گشای، افزون کننده، گشایش دهنده


پسر

فارسی
فرادخت/fara dokht/

بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + دخت ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرادیس/faradis/

جمع فردوس، بهشت ها


دختر

عربی
فرادین/farādin/

دیندار، متدین، ( فرا = سویِ، جانبِ، به سوی، دین ) ( به مجاز ) دیندار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
فرآذر/far-azar/

شکوه آتش


دختر

فارسی
فراراد/fara rad/

بالاترین بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + راد ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرارس/fararos/

بالندگی


پسر

فارسی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم