مابعدالطبیعه ابن سینا

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مابعدالطبیعه علمی است که معرفت اصول فلسفه نظری را فراهم می آورد. مابعدالطبیعه از طریق اثبات عقلانی تحصیل کامل اصول مذکور این کار را انجام می دهد. مابعدالطبیعه با موجود از آن جهت که وجود دارد، یعنی با موجود کلی یا مطلق و عوارض آن سرو کار دارد. موضوع مابعدالطبیعه عبارت است از موجود، نه از آن جهت که بر بعضی اشیاء اطلاق می شود و نه از آن جهت که شیء جزئی بر آن عارض می شود، چنانکه در طبیعیات و ریاضیات چنین است.
اول شهریور، ۲۲ آگوست روز بزرگداشت شیخ الرئیس ابوعلی سینا حکیم و طبیب نامدار ایرانی بود. در این روز که روز پزشک نیز هست، احتمالاً درباره شان او به عنوان یک طبیب حاذق سخن ها خواهندگفت، حال آنکه شیخ اگرچه پزشکی بزرگ، اما فیلسوفی بزرگ تر است. ابتدا شرح حال مختصر زیر را که در دایره المعارف معتبر «پل ادواردز» درباره ابن سینا آمده بخوانید:ابن سینا ابوعلی الحسین بن عبدالله بن سینا، معروف ترین و با نفوذ ترین فیلسوف اسلام در قرون وسطی بود. او فردی ایرانی بود و در نزدیکی بخارا که آن زمان پایتخت سلسله سامانیان بود به دنیا آمد. پدرش طرفدار متعصب فرقه اسماعیلیان بود که الهیات آنان مبتنی بر مکتب جاری و شایع نو افلاطونیان بود. وی در دوران کودکی درمعرض آموزه های اسماعیلی قرار گرفت، اما آن را از نظر عقلانی ضعیف یافت.ابن سینا پس از آن که مقداری از تعالیم بنیادین اسلام را گذراند، منطق، ریاضیات، علوم طبیعی، فلسفه و طب خواند و در نتیجه قبل از هجده سالگی در این موضوعات استاد شد، شخصی به نام عبدالله ناتلی او را با منطق، هندسه و هیئت آشنا کرد، اما ابن سینا بیشتر خودآموخته بود. او می نویسد که متافیزیک ارسطو را فقط بعد از کشف اتفاقی و شانسی شرح فارابی بر آن توانست بفهمد. از آن جا که او پزشک منصوب دربار سامانیان بود، مطالعاتش را در کتابخانه عالی آنان کامل نمود و خود بیان کرده که از آن به بعداز حجم مطالعات کاسته و به آموخته هایش عمق بخشیده و آنها را بارور ساخته است.در سال ۹۹۹م. حکومت سامانیان بر اثر هجوم سلسله ترکان غزنوی فرو پاشید. ابن سینا بخارا را ترک کرد و بی هدف به سوی شهرهای ماوراء النهر و ایران به راه افتاد و در بین راه به خدمت شاهزادگان محلی که در حال جنگ و ستیز بودند درمی آمد، بین سال های ۵۱۰۱ تا ۲۲۰۱ م. ابن سینا با دو سمت وزیر و طبیب برای حاکم همدان خدمت می کرد. بعد از مرگ حاکم همدان زندانی شد، اما چهارماه بعد وقتی که حاکم اصفهان علاءالدوله، برای مدتی کوتاه همدان را به تصرف درآورد، آزاد شد. بلافاصله بعد از آزادی در حالی که به لباس مبدل درویشی درآمده بود همدان را به مقصد اصفهان ترک کرد و بقیه عمرش را به عنوان پزشک علاء الدوله در اصفهان گذراند. در این مدت که دوره نسبتاً امن و آرام زندگی او بود مبادرت به تحقیقات نجومی نمود.در سال ۰۳۰۱ م. غزنویان اصفهان را غارت کردند و بعضی از آثار ابن سینا به تاراج رفت و مفقود گشت و بدین ترتیب وقفه ای جدید در کار ابن سینا رخ داد. سرانجام وقتی که حامی و پشتیبان خود را در جنگ بر ضد همدان همراهی می کرد جان سپرد. بیش از ۱۰۰ اثراز ابن سینا به جا مانده است؛ از کارهای دائره المعارف گونه گرفته تا رساله های کوتاه. این آثار گذشته از فلسفه و علم، موضوعات دینی، زبان شناسی و ادبی را نیز در برمی گیرند.بیشتر آثار ابن سینا به زبان عربی است، اما بعضی از آثارش را نیز به فارسی نوشته است که «دانشنامه علایی» کتابی که به علاءالدوله اهدا نمود، مهم ترین آنهاست. اثر عمده پزشکی او، «القانون فی الطب» می باشد که تلفیقی از دانش پزشکی یونانی و عربی و همچنین شامل مشاهدات بالینی و دیدگاه های او درباره روش علمی است. گسترده ترین اثر فلسفی او کتاب حجیم «الشفاء» است.«النجاه» بیشتر تلخیص شفا می باشد، گرچه تغییر مواضع و عدول هایی نیز در آن وجود دارد. «الاشارات و التنبیهات» ارائه کننده چکیده و نمادی از فلسفه ابن سینا است که در قالبی مختصر عرضه شده و با بیان دیدگاه های رمزی عرفانی، که بخشی از آن درباره برخی داستان های نمادین و سمبولیک می باشد، خاتمه می یابد.
تعریف مابعدالطبیعه
مابعدالطبیعه علمی است که معرفت اصول فلسفه نظری را فراهم می آورد. مابعدالطبیعه از طریق اثبات عقلانی تحصیل کامل اصول مذکور این کار را انجام می دهد. مابعدالطبیعه با موجود از آن جهت که وجود دارد، یعنی با موجود کلی یا مطلق و عوارض آن سرو کار دارد. به تعبیر دیگر، موضوع مابعدالطبیعه عبارت است از موجود، نه از آن جهت که بر بعضی اشیاء اطلاق می شود و نه از آن جهت که شیء جزئی بر آن عارض می شود، چنانکه در طبیعیات و ریاضیات چنین است. (ازقبیل کمیت و کیفیت، فعل و انفعال، که بر موضوع طبیعیات عارض می شوند.) بلکه از آن جهت که بر اصل وجود اطلاق می شود و از آن جهت که امری کلی بر آن عارض می شود (از قبیل وحدت و کثرت، قوه و فعل، حدوث و قدم، علت و معلول، کلیت و جزئیت، نقص و کمال، ضرورت و امکان.)این کیفیات عوارض ذاتی موجود بماهو موجود هستند، همانگونه که در عین حال عوارض غیرذاتی موجود جزئی می باشند. مابعدالطبیعه در پی مطالعه موجود کلی و عوارض ذاتی آن است. از منطق ابن سینا آموخته ایم که عارض ذاتی عارضی است که جزء ماهیت شیء نیست و در آن داخل نمی شود، با این حال ضرورتاً ملازم آن است، همانند «خنده ناک» برای «انسان». عرض غیرذاتی هرگز نه ماهیت شیء را تشکیل می دهد و نه ملازم ضروری آن است، با این حال در شیء است، همان گونه که «سفید» ممکن است در «انسان» باشد.
← تقسیم موجود
اندیشه ابن سینا تاثیری روشن و قوی درحوزه علم و ادبیات و فلسفه برشرق و غرب داشته است. تاثیر اندیشه فلسفی او را، که موضوع بحث ماست، می توان از تعداد زیادی تفسیرهای نوشته شده بر آثار او و از نوشته های دیگری که درباب افکار او پدید آمده اند و روح اندیشه او را منعکس می کنند یا مورد انتقاد قرار می دهند. به وضوح دریافت. از معروف ترین اینگونه تفسیرها می توان تفسیرهای ابن کمونه و فخرالدین رازی و خواجه نصیرالدین طوسی بر اشارات، و تفسیر صدرالمتالهین بر بخشی از شفا را نام برد. از میان برجسته ترین متفکران شرق که تفکرشان روح تفکر سینوی را منعکس می کند می توان از خواجه نصیرالدین طوسی و سهروردی و قطب الدین شیرازی و میرداماد و صدرالمتالهین و مسیحی سریانی ابن العبری نام برد. به طور مثال، نظریه های اشراق سهروردی و صدرالمتالهین از «فلسفه شرقی» ابن سینا سرچشمه می گیرند. همچنین بحث آنها درباب وجود و ماهیت برپایه دیدگاه ابن سینا در این باره پدید آمده است.ابن العبری نیز در باب نسبت خدا به جهان، و وجود شر، و ماهیت و وحدت نفس انسان و همچنین امتناع قدم نفس و تناسخ دقیقاً از تحلیل های ابن سینا پیروی می کند.اما، همان گونه که گفته شد، همه کسانی که تحت تاثیر اندیشه ابن سینا بوده اند در مقابل آن عکس العمل مثبت نداشته اند. ابن سینا نقادان قوی داشته است، از قبیل غزالی و شهرستانی در شرق، و ویلیام اهل اورن و توماس آکویناس در غرب. این نقادان عمدتاً اندیشه های او در باب ماهیت خدا، و علم او به جزئیات، و نسبتش به جهان، و همچنین قدم عالم را رد کردند. حتی ملاصدرا، که پیرو ابن سیناست، قدیم بودن جهان و انکار معاد جسمانی را به شدت رد کرد. همچنین ابن رشد، که درکتاب بزرگش تهافت التهافت درصدد دفاع از فلسفه ای است که عمدتاً در آثار ابن سینا طرح شده است، اعلام می کند که ابن سینا بارها فکر ارسطو را بد فهمیده و تحریف کرده است.اما، این گونه مخالفت ها با ابن سینا نمی تواند مانع این فکر باشد که حتی خود این منتقدان عمیقاً وامدار او هستند. دراینجا صرفاً به دو نمونه، اشاره می کنیم. منطق و اصطلاحات غزالی غالباً همان منطق و اصطلاحات ابن سیناست. همچنین، تمایزی را که ابن سینا درمبحث عدالت الهی، به طور مثال، بین شر فی نفیسه و شر برای دیگری قایل شد، اکویناس از ابن سینا و سو آرزاز آکویناس اقتباس کرد. با وجود این، چون آثار ابن سینا به اندازه کافی درغرب شناخته شده نبود، ابداع تمایز مذکور در غرب به حساب آکویناس گذاشته شد. علاوه بر این، دو برهان از براهین معروف آکویناس در اثبات وجود خدا، یعنی برهان های مبتنی بر قابلیت و امکان، و همچنین تمایزی که او بین وجود و ماهیت مطرح می کند، همه از ابن سینا اقتباس شده است. ارجاعاتی که آکویناس دروجود و ماهیت و درجاهای دیگر به ابن سینا دارد به اندازه کافی نشان تاثیر ابن سینا براین فیلسوف و متکلم برجسته مسیحی ای است که اندیشه هایش این چنین مدتی طولانی درفکر غربی فراگیر شده است.گاندیسالینوس و آلبرت کبیر و راجربیکن نیز از جمله متفکران غربی هستند که آثارشان عناصری از اندیشه های ابن سینا را، به ویژه درخصوص ماهیت نفس انسان، به خوبی منعکس می کنند. بی تردید عوامل زیر تاثیر ابن سینا بر حوزه فلسفه لاتین را تسهیل کرده است: نخست، ترجمه بخش اصلی شفا درهمان سده های دوازدهم و سیزدهم مسیحی به لاتین و اشاعه آن در دانشگاه ها؛ و دوم، کوشش ابن سینا برای ترکیب فکر یونانی با فکر اسلامی، کوششی که غرب نطفه های لازم برای ترکیب فلسفه یونانی با مسیحیت را درآن به دست آورد.

پیشنهاد کاربران

بپرس