برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1466 100 1

گچ

/gaC/

معنی گچ در لغت نامه دهخدا

گچ. [ گ َ ] (اِ) پهلوی و پازند گچ ، معرب آن جص ، سریانی گسا ، کلمه ٔ عربی ، فارسی جبسین از یونانی غوپسس و غوپسینس آمده ، در اکدی گسو آمده. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خاکی باشد که آن را پزند و بدان خانه سفید کنند. (برهان ) (آنندراج ). در هندی و در اشعار قدما گرچ مستعمل است ، و بر این تقدیر گچ مخفف این باشد :
ناید از خاک و گچ و سنگ اینچنین طاقی مگر
خاکش از سنگ و گرچ کافور و سنگش گوهر است.
ابن یمین (از آنندراج ).
رجوع به گرچ شود. جص. جبس. جیر. (منتهی الارب ). جبصین. جبص. (نخبة الدهر دمشقی ): تجدیر؛ اندودن دیوار را از گل و گچ و مانند آن. خشرم ؛ سنگ نرم که از آن گچ پزند. جصاصات ؛ جاهائی که در آنجا گچ سازند. طبیخ ؛ گچ پخته. (منتهی الارب ).
گچ و سنگ و هیزم فزون از شمار
بیارید چندانکه باید به کار.
فردوسی.
ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار
چنین کرد تا باشد آن پایدار.
فردوسی.
به سنگ و به گچ دیو دیوار کرد
نخست از برش هندسی کار کرد.
فردوسی.
رجوع به حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ذیل کلمه ٔ گچ شود.
- امثال :
از سفیدی گچ تا سیاهی زغال را باید از بازار بخریم ؛ یعنی آذوقه در خانه نداریم ، نظیر: شیر مرغ و جان آدم ، از سیر تا پیاز. (امثال و حکم دهخدا).
قبر آقا گچ میخواهد و آجر. (امثال و حکم دهخدا).
- گچ گرفتن عضوی را ؛ به گچ اندودن عضوی برای جبران شکستگی استخوان.

گچ. [ گ َ ](اِخ ) دهی از بخش نیک شهر شهرستان چاه بهار، 30000گزی شمال نیکشهر و 8000گزی خاور شوسه ٔ نیک شهر به ایرانشهر. کوهستانی ، گرمسیری ، مالاریائی و سکنه ٔ آن 100 تن بلوچی است. آب آن از چشمه. محصول آن برنج ، خرما و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و ساکنین از طایفه ٔمیرلاشاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی گچ به فارسی

گچ
جسمی است جامدوسفیدشبیه خاکسترکه ازحرارت دادن سنگ گچ(۱۲٠تا۱۸٠درجه)درکوره بدست می آید
( اسم ) گچ سولفات دو کلسیم آبدار طبیعی است که در تشکیلات خاکی پوست. جامد کر. زمین بصورت قشر های نسبه ضخیم فراوان است و آنرا استخراج میکنند و مورد استفاده قرار میدهند . معمولا گچ همیشه در طبیعت با سایر ترکیبات خاکی و ناخالصیها همراه است در صورت ناخالص بودن کامل اکثر در سیستم مونوکلینیک متبلور میشود و غالبا بصورت ماکلهای سرنیزه یی در میاید گچ را پس از استخراج از معدن مانند آهک بکوره میبرند و کمی حرارت میدهند تا مقداری از مولکولهای آب تبلورش را از دست بدهد و بصورت گچ قابل استفاده در بنایی و قالب گیری در آید . معمولا گچی که از کوره خارج میشود در حدود ۱/۲ مولکول آب متبلور در هر مولکول سولفات با خود دارد بعبارت دیگر گچ طبیعی در کوره ۱/۵ مولکول آب تبلور خود را از دست مید هد و در این حال گچ مجددا خاصیت جذب آب از دست داد. خود را دارد و بهمین جهت است که در مجاورت آب مقدار آبی را که در کوره از دست داده اخذ و ازدیاد حجم پیدا میکند ولی اگر گچ طبیعی در کوره حرارت زیادی ببیند بطوریکه هم. آبهای تبلورش را از دست بدهد دیگر قابلیت جذب آب را ندارد و قابل استفاده در قالب ریزی و یا بنایی نیست و اصطلاحا آنرا گج سوخته مینامند که سولفات دو کلسیم خالص و بی آب است : و بیرون از خاک جوهری دیگر چون زرنیخ و گچ و آهک و سرمه در آن نبود . یا گچ کاشان . نوعی از کلسیم سولفات است . یا گچ کشته . رسم است که گلکاران گچ را هرروز تر میکنند و اندک اندک بکار میبرند و اگر بر گچ تر کرده شبانروز بگذرد از حیز انتفاع میافتد و گچ کشته همین است : شهیدی کزان شوخ یابد نشان شود چون گچ کشته جسمش روان . ( طاهر وحید )
[cast] [ارتاپزشکی] سازه ای برای بی حرکت کردن عضو شکسته یا بیمار
[plaster cast] [ارتاپزشکی] پوشش سختی از جنس گچ برای بی حرکت کردن عضو شکسته یا عمل شده
( اسم ) آجر گچی . خان. جغد را بکوشیدی بگچ آگور و نقش پوشیدی . آن گچ آگور کرده خان. دین دین بیاراستند بنور یقین . ( حدیقه )
[cylinder cast, leg c ...

معنی گچ در فرهنگ معین

گچ
(گَ) (اِ.) ۱ - نوعی از خاک که پس از استخراج از معدن به کوره می برند و حرارت می دهند تا تبدیل به گچ شود. ۲ - (کن .) کندذهن ، ناتوان از فهم و شعور.
( ~ . بُ) (حامص .) نقش و نگار درست کردن با گچ در روی دیوار و سقف ساختمان .

معنی گچ در فرهنگ فارسی عمید

گچ
جسمی جامد و سفید شبیه خاکستر که از حرارت دادن سنگ گچ در کوره به دست می آید و وقتی آن را در آب خمیر کنند به زودی سفت و محکم می شود و خود را می گیرد. غالباً برای سفید کردن اتاق ها و قالب گیری و مجسمه سازی به کار می رود.
آنچه با گچ سفید شده، گچ مالیده.
استاد بنّا که با گچ در روی دیوار یا سقف نقش و نگار بسازد.
۱. نقش و نگار درست کردن با گچ در روی دیوار یا سقف خانه.
۲. (اسم) نقش ونگاری که از این روش حاصل می شود.
استاد بنّا که کارش گچ بری یا گچ مالی به دیوار است، گچ گر.
۱. شغل و حرفۀ گچ کار.
۲. (صفت) خانه ای که با گچ سفید کرده باشند.

گچ در دانشنامه ویکی پدیا

گچ
گَچ کلسیم سولفات آبدار طبیعی یا غیر طبیعی است و در چندین فرم بلوری یافت می شود که در ذخایر پوسته جامد کره زمین و مایع زمین که قابل برداشت نیست به فرم قشرهای نسبتاً ضخیم و کلفت یافت می شود که آن را از دل زمین استخراج می کنند و مورد به کارگیری قرار می دهند. نخستین بار حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ میلیون سال پیش، زمانی که دریاها خشک شدند، لایه های سنگ گچ که در زیر آن ها به وجود آمده بودند پدیدار گشتند. گچ یکی از قدیمی ترین مصالح ساختمانی مورد استفاده در دنیا می باشد که در قرون گذشته با روش های دیگر تولید و به صورت هایی دیگر استفاده می شده است. مطابق تحقیقات زمین شناسان، دوران ناپدید شدن دایناسورها و پدیدار شدن لایه های سنگ گچ خیلی قدیمی تر از ایجاد تمدن ها بر روی زمین است. در قرن ۱۷ پاریس پایتخت گچ بود و تمام دیوارهای چوبی خانه ها توسط گچ پوشانده شده بود. پادشاه فرانسه این قانون را بعد از این که لندن بزرگ در سال ۱۶۶۶ در اثر آتش سوزی از بین رفت اجباری نمود. گچ را پس از استخراج از معدن مانند آهک به کوره می برند و تا دمای نزدیک به ۱۸۰ درجه سانتی گراد گرما می دهند تا شماری از مولکول های آب تبلورش را از دست بدهد و به فرم گچ قابل به کارگیری به عنوان مصالح ساختمانی و قالب گیری درآید. معمولاً گچ را با آسیابهای مخصوص به صورت پودر درمی آورند و در کیسه ها یا به صورت فله به فروش می رسد. پودرهای گچ مرغوب باید کوچکتر از ۰٫۱۵ میلی متر باشد. در اکثر موارد ترکیب گچ و آب خالص برای کاربردهای مختلف استفاده می شود هر چند در موارد نیاز با اضافه کردن مقداری مواد مختلف می توان زمان سفت شدن آن را کاهش داد. مثلاً با اضافه کردن ۱٪ نمک طعام به مخلوط گچ و آب زمان گیرش آن کم می شود و اگر میزان نمک بیش از ۴ درصد شود زمان گیرش زیاد می شود (تا ۳۰ دقیقه).
استاندارد شماره ۱۲۰۱۵–۱: گچ های ساختمانی و اندودهای گچی آماده -قسمت ۱- تعاریف و ویژگی ها
استاندارد شماره ۱۲۰۱۵–۲: گچ های ساختمانی و اندودهای گچی آماده -قسمت ۲- روش های آزمون
استاندارد شماره ۲۶۹: ویژگی ها و روش آزمون گچ ساختمانی
استاندارد شماره ۱۱۶۱: سقف پوش گچی
استاندارد شماره ۲۷۸۵: ویژگی های گچ قالب سازی
استاندارد شماره ۲۷۸۶: قطعه های پیش ساخته دیوارهای گچی
استاندارد شماره ۵۰۲۹: روش های آزمون شیمیا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گچ در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:گل سفید

ارتباط محتوایی با گچ

گچ در جدول کلمات

گچ کاری
سفید کاری
بنای گچ بری شده
مقرنس

معنی گچ به انگلیسی

plaster (اسم)
مشمع ، مرهم ، ضماد ، گچ ، ارزه ، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف
chalk (اسم)
نشان ، گچ ، طباشیر
stucco (اسم)
گچ ، اندود گچ و سیمان ، گچ کاری روی بنا

معنی کلمه گچ به عربی

گچ
طباشير , لثغة
حاجب
لثغة
ممثلون
لثغة
ابيض

گچ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جدیری
حروف گچپژ در عربی نیست.وچون فارسی هم زیر مجموعه ی عربی است(لهجه ی سی وسوم عربی) و طبق دروس ریاضی هیچ زیر مجموعه ایی از خود مجموعه بزرگتر نیست.بنابراین حروف گچپز در فارسی وجود ندارد.وفارسها این حروف را از ترکها گرفته وبا استفاده از حروف (ک ج ب ز)بازسازی کرده اند. گچ یک کلمه ی ترکی است.
همایون
جدیری به جمله ایی که گفتی یه نگاه بنداز
اولا فارسی نه و پارسی! پس بدون پ در فارسی(persian) وجود داشته تا اونجا که نام یک قوم و اصالت بزرگ هست.(اون موقع که تو معلوم نبود کجا بودی)
دوم چون و چرایی که در جملت به کار بردی یک واژه پارسی است.نظرت راجع به چمن،چرا،چهار،چیستی،چه،چگونه،چیدن،چینش و... چیه؟
سوم واژه بزرگتر که گفتی یک واژه کاملا پارسی است.که عرب ها بهش می گن بزرجمهر!نظرت در باره گسسته،گریزان،گزیر،گیو،گشتاسب چیه؟
حتی سن گچپژ در زبان پارسی از تمدن دروغین شما خیلی بیشتره
گچ. [ گ َ ] (اِ) پهلوی و پازند گچ ، معرب آن جص، سریانی گسا ، کلمه ٔ عربی، فارسی جبسین از یونانی غوپسس و غوپسینس آمده، در اکدی گسو آمده. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین )در هندی و در اشعار قدما گرچ مستعمل است، و بر این تقدیر گچ مخفف این باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع گچ   • تاریخچه گچ   • گچ کشته   • گچ کشاورزی   • گچ چیست   • گچ تخته سیاه   • خواص گچ   • انواع سنگ گچ   • معنی گچ   • مفهوم گچ   • تعریف گچ   • معرفی گچ   • گچ یعنی چی   • گچ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گچ
کلمه : گچ
اشتباه تایپی : ']
آوا : gaC
نقش : اسم
عکس گچ : در گوگل

آیا معنی گچ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران