برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1625 100 1
شبکه مترجمین ایران

مهر

/mahr/

مترادف مهر: تعشق، عاطفه، عشق، عطوفت، لطف، محبت، مودت، مهربانی ، آفتاب، خور، خورشید، شمس، شید، میترا ، مهرماه، میزان | توقیع، خاتم، داغ، پرده بکارت، قالب، کیسه زر مهمور، ضبط | صداق، طابع، طباع، کابین، کاوین، مهریه

متضاد مهر: جور، قهر، کین، ماه

برابر پارسی: کابین، نشان

معنی اسم مهر

اسم: مهر
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: mehr) محبت و دوستی، مهربانی، خورشید، (در گاه شماری) ماه هفتم از سال شمسی، روز شانزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، (در عرفان) محبت به اصل خود با علم و آگاهی از یافت مقصد - محبت و دوستی، خورشید، هفتمین ماه از سال شمسی، نام روز شانزدهم از هر ماه در تقویم ایران باستان، فرشته نور و عهد و پیمان در آیین زردشتی

معنی مهر در لغت نامه دهخدا

مهر. [ م َ ] (ع مص ) کابین کردن و کابین دادن زن را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کاوین کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || زیرک و رسا گردیدن و استادی کردن در آن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

مهر. [ م َ ] (ع اِ) کابین. (دهار). کابین و آن نقد و جنسی باشد که در وقت نکاح بر ذمه ٔ مرد مقرر کنند. (از برهان ) (از غیاث ) (از آنندراج ). صداق ، و آن مال یا نفقه ای است که انتفاع از آن شرعاً جایز باشد و آن را برای زن قراردهند معجلاً یا مؤجلاً. ج ، مُهور، مهورة. (از اقرب الموارد). مالی که به واسطه ٔ وطی غیرزنائی به عقد نکاح بر عهده ٔ مرد قرار می گیرد. دست پیمان. بضع صداق. شیربها. روی گشایان ، ج ، مهور. (از یادداشتهای مؤلف ) : مهر زن چند کرده ای ؟ (ترجمه ٔ بلعمی ). چهارهزار درم او را ده تا به مهر زن دهد. (ترجمه ٔ بلعمی ).
مهره ندیدی که هست مهر عروس ظفر
مهر فلک را مدام نور از او مستعار.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 184).
یا بسازی به رنج و راحت دهر
یا به زندان شوی به علت مهر.
سعدی.
پسر را نشاندند پیران ده
که مهرت بر او نیست مهرش بده.
سعدی (بوستان ).
- مهرالسنة ؛ مهری که پیغمبر(ص ) برای زوجات خود معین فرموده بود (500 درهم ).
- مهرالمثل ؛ مهر زنی است که مانند زنی دیگر از همان طایفه باشد از هر جهت و مخصوصاً از طایفه ٔ پدری که در حسن و جمال و مال و عقل و دیانت و صلاح و از حیث شهرت بلدی و عصر و بکارت یا ثیابت با زن دیگر در یک طراز باشد. پس اگر چنین زنی در آن طایفه یافت نشد ممکن است از طایفه ٔ دیگر به همان خصوصیات زنی در نظر گیرند و مخصوصاً از طایفه ٔ نادری نباید باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- مهرالمسمی ؛ مهری که مقدار آن در ضمن عقد نکاح معین شده است.
- مهر دادن ؛ تأدیه و پرداخت مهر. دادن مهریه شوهر زن را.
- امثال :
مهر را که داد که گرفت ؟
مهرش چیست که هشت یکش باشد.(امثال و حکم ).
مهرم حلال جانم آزاد.

مهر. [ م ِ ] (اِ) رحم و شفقت و محبت. (برهان قاطع). محبت. (فرهنگ جهانگیری ) ...

معنی مهر به فارسی

مهر
ده دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس . در ۹۳ کیلومتری جنوب خاور کنگان . کنار راه فرعی لار به گله دار . جلگه و گرمسیر است و ۱۱٠٠ تن سکنه دارد . محصولش غلات تنباکو و پیاز است .
خورشید
( اسم ) ۱ - آلتی از فلز سنگ عقیق لاستیک و جز آنها که بر آن نام و عنوان کسی یا بنگاهی را وارون کنده باشند و چون بر آن مرکب و جوهر مالند و آنگاه بر کاغذ فشار دهند نام و نقش مذکور بر آن ثبت شود استامپ . یا مهر انگشت . اثر انگشت . یا مهر دهان . روزه . یا مهر دهان روزه داران . آفتاب ( که غروب نکند روزه نتوان گشود ) . یا مهر سلیمان . ۱ - گیاهی است علفی و پایا از تیره سوسنی ها و ازدسته مار چوبه ها . این گیاه دارای یک ساقه زیر زمینی است که هر سال در اول بهار بر روی آن ساقه ای هوایی میروید و جای ساقه های گذشته بر روی ساقه زیر زمینی بصورت یک دایره باقی میماند که بنظر میاید آنرا در نقاط مختلف مهر کرده اند ( علت وجه تسمیه ) . این گیاه در اکثر جنگلها فراوان است و گلهایش سفید رنگند و از یکطرف ساقه هوایی میرویند کثیرالرکب خاتم سلیمان . ۲ - سنگی است که ترکیبش منحصراسیلیس میباشد و از کانی های مجاور کو آرتز است . این سنگ بنظر غیر متبلور میاید و سطح خارجیش ناصاف و مثل گل کلم است امادر زیر میکروسکوپ متبلور بنظر میرسد . علت این امر آن است که سنگ مزبور عبارت از ترکیبی از ذرات متبلور کو آرتز با سیلیس بی شکل است . این سیلیس بی شکل در حدود ۲ تا ۳ درصد آب دارد . بهمین جهت وزن مخصوص مهر سلیمان ا ز وزن مخصوص کو آرتز- که فاقد آب است - کمتر است ( در حدود ۲/۵۵ است ) . این سنگ اقسام مختلف دارد که بر حسب الوانش اسامی متعدد میگیرد . اگر سرخ رنگ باشد آنرا کورنالین یا عقیق سرخ خوانند و اگر قهوه یی باشد آنرا ساردون نامند . یکی از اقسام آن که بسیار زیبا است و منظره مطبقی دارد بنام عقیق شجری یا آگات یا سنگ سلیمانی معروف است و از آن اشیائ زینتی خصوصا دسته های عصا و چتر و غیره میسازند . یا مهر شریعت . حضرت رسالت پناه محمد (ص) . یا مهر لاستیک ( لاستیکی ) . مهری که از لاستیک ساخته باشند . ۲ - خاتم انگشتری . یا مهر نبوت .نشانه ای که بر شانه محمد (ص) رسول الله بود ۳ - نگین انگشتری ۴ - قالب چوبی حکاکی شده که در قلمکار سازی بکار م ...

معنی مهر در فرهنگ معین

مهر
(مَ) [ ع . ] (اِ.) کابین ، مهریه .
(مُ) (اِ.) ۱ - آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش می کنند و از آن به جای امضاء در پای نامه ها و قراردادها استفاده می کنند. ، ~و موم کردن الف - بستن چیزی از طریق موم چسباندن به در آن و بعد مهر زدن به موم به طوری که به جز فرد مور
(مِ) (اِ.) ۱ - آفتاب ، خورشید. ۲ - دوستی ، مهربانی . ۳ - نام ماه هفتم از سال شمسی . ۴ - نام روز شانزدهم از ماه مهر که ایرانیان جشن مهرگان را در این روز بر پا می دارند.
(مُ. دَ) (ص مر.) روزه دار.
( ~. زَ دَ) (مص م .) نشان کردن بر چیزی .
(دَ. بِ. مِ) (اِمر.) ۱ - نامِ روز پانزدهم از هر ماه شمسی . ۲ - جشنی که در روز پانزدهم ماه دی برپا می کنند.
( ~ . بِ مُ) (ص مر.) دست نخورده .
( ~ . م ) [ ع - فا. ] (ص مر.) کنایه از: مردم بی مهر و وفا.

معنی مهر در فرهنگ فارسی عمید

مهر
پول یا چیز دیگر که هنگام عقد نکاح بر ذمۀ مرد مقرر می شود، کابین، صداق.
۱. دوستی، محبت.
۲. (اسم) در آیین زردشتی، رب النوع آفتاب.
۳. (اسم) [قدیمی] خورشید.
۴. (اسم) [قدیمی] ماه هفتم سال شمسی، پس از شهریور و پیش از آبان.
۵. (اسم) [قدیمی] روز شانزدهم از هر ماه شمسی: ( روز «مهر» و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان / مهر بفزای ای نگار ماه چهر مهربان (مسعودسعد: ۵۴۸).
۱. آلت فلزی یا لاستیکی که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش کرده و روی کاغذ و پاکت یا زیر نامه ها و قراردادها به جای امضا می زنند.
۲. [قدیمی] کیسۀ سربسته: ( فرستاده را داد مُهری درم / که ختم است بر نام حاتم کرم (سعدی۱: ۹۲).
آن که نسبت به دیگری مهر و محبت ندارد، نامهربان.
نام روز پانزدهم از هر ماه خورشیدی که زردشتیان در این روز جشنی برپا می کردند: دی به مهر است مهربانی کن / از همه چیز مهربانی بِه (مسعودسعد: ۵۴۷).
۱. سربسته و مهر شده.
۲. ویژگی پاکت یا کیسه که سر آن را بسته و لاک ومهر کرده باشند.
۳. [مجاز] دست نخورده و نهفته.
بی مهر، بی وفا: فاخته مهری نباید در تو دل بستن که تو / هر زمان جفت دگر جویی و یار نو گری (لامعی: ۱۵۱).

مهر در دانشنامه اسلامی

مهر

...

...
مهر ممکن است به عناوین ذیل اشاره داشته باشد:
مهر هفتمین ماه در تقویم خورشیدی (شمسی) است. این ماه اولین ماه از فصل پاییز است و در تقویم کنونی ایران ۳۰ روز دارد.
مراد به مهر السنة پانصد درهم می باشد.
مراد به مهر السنة پانصد درهم می باشد.
در شرح لمعه می نویسد: پانصد درهم برابر با پنجاه دینار می باشد.
و نبی اکرم صداق زوجات خود را این مبلغ قرار داد.

مَهْر السُنَّة مهریه همسران و دختران پیامبر اسلام. فقها تعیین مهریه بیش از این مقدار را مکروه دانسته اند. مقدار مهر السنه، پانصد درهم برابر با ۱۵۰۰ گرم نقره خالص است.
مهر السنه به مهریه ای گفته می شود که پیامبر اسلام(ص) برای همسران و دختران خود از جمله حضرت زهرا قرار می داد. طبق روایات و نظر فقها، مقدار این مهریه، دوازده و نیم اَوقیه، یعنی حدود پانصد درهم است. تنها یک روایت، مهریه یکی از زنان پیامبر یعنی ام حبیبه را بیش از این مقدار یعنی چهارهزار درهم نقل کرده است؛ امّا امام باقر این را یک استثنا دانسته که به خواست پیامبر نبوده، بلکه تأیید کار نجاشی، حاکم حبشه بوده است.
فقها هر چند برای مهریه، سقفی تعیین نکرده اند؛ اما تعیین مهریه بیش از مهر السنه را مکروه می دانند. تنها سید مرتضی با استناد به روایتی، مهریه ...


مهر در دانشنامه ویکی پدیا

مهر
مهر می تواند به موارد زیر اشاره کند:
مهربانی
مهر (ایزد)
مهر (ماه)
مهر (نماز)
مهریه، (مَهر یا مِهر) مالی که در عقد ازدواج اسلامی مرد باید به زن پرداخت کند
مهر (ابزار)
مهر (هفته نامه)
بانک مهر اقتصاد
خبرگزاری مهر
مُهر وسیله ای است با انتقال جوهر یا برجسته کردن کاغذ بر روی آن اثر می گذارد با این هدف که بتوان هویت یک سند را مشخص کرد. اما در هر دوره دستگاه ها و ابزارهای ساخت اینچنین مهرها یا برجسته کاری ها برای مُهر متفاوت است. اساساً بودن این نوع قالب ها و ابزارها همچون تصویری در آینه هستند.
مهر ها انواع مختلفی دارند مانند: مهر ژلاتینی، مهر برجسته، لاک و مهر، مهر لیزری و مهر برنجی
هرکدام از این انواع کاربرد متفاوتی دارند.
مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی پیمان و دوستی و خورشید نیز می دهد. نماد او خورشید می باشد. پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. نیروهای طبیعت مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب مورد ستایش آریاییان بوده است. خدایانی را هم که نشانهٔ نیروهای طبیعت بوده اند «دئوه» می خوانده اند. در بین این خدایان برتر از همه ایندرا بوده است که اژدهاکش و پروردگار تندر و برق و جنگ به شمار می آمده است. این خدا با این نام در بین آریاهای ایران آن رواج را که میان هندوان می داشت نیافت. نزد ایرانیان آشکارا پرستش میترا (مهر) جای آن را گرفت و ایندرا رفته رفته و به ویژه از زردشت در ردیف دیوان مردود درآمد. در فرهنگ های فارسی مهر را فرشته ای نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مالی و مصالحی دانسته اند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو پیوند یافته است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست.
مهرپرستی
مزدیسنا
اساطیر ایران
فهرست ایزدان ایرانی
مهر در اوستا و در نوشته های پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مهر در دانشنامه آزاد پارسی

مَهر
رجوع شود به:مهریه

مهر در جدول کلمات

مهر گذرنامه
ویزا
مهر ه ای در شطرنج
رخ
مهر و محبت
عاطفه
مهر و موم شده
ممهور
مهر و موم شده توسط قانون
پلمب
مهر و موم کردن
پلمب
جایگاه مهر و کین
دل
فرشته مهر در آیین زرتشتی
میترا
فرشته مهر و محبت
میترا
ماده ای لزج و چسبنده برای ساخت مهر و چسب
ژلاتین

معنی مهر به انگلیسی

affection (اسم)
تاثیر ، خوی ، مهربانی ، عاطفه ، محبت ، ابتلاء ، مهر ، برخورد ، عدم تنافر ، عطف ، علاقه
liking (اسم)
میل ، تمایل ، مهر ، حساسیت ، ذوق ، شهوت و میل
love (اسم)
مهربانی ، محبت ، مهر ، عشق ، معشوقه ، خاطرخواهی
seal (اسم)
مهر ، نشان ، تضمین ، خاتم ، سوگند ملایم ، خوک ابی ، گوساله ماهی
stamp (اسم)
مهر ، نشان ، نوع ، داغ ، جنس ، نقش ، چاپ ، استامپ ، تمبر ، باسمه
signet (اسم)
مهر ، انگشتری خاتم دار
cachet (اسم)
مهر ، کاشه ، خاصیت ، کپسول
impress (اسم)
اثر ، مهر ، نشان ، نشانه ، نشان گذاردن ، نقش
punch (اسم)
قوت ، مهر ، ضرب ، مشت ، خپله ، استامپ ، منگنه ، ضربت مشت
sigil (اسم)
مهر ، امضاء ، علائم رمزی ، علامت نجومی

معنی کلمه مهر به عربی

مهر
تابع , ختم , لکمة , مودة , ميل , هب
اثر , تابع , ختم
طائرة
ختم
ختم
قاس
انطباع

مهر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سبحان
خورشید
ZM
محبت
ارشام
استمپ
واژگا
مهر ماه یا ماه مهر
مهر=م ه ر
م= مادر یا ماه
ه= هستی
ر=روان
مهر=مادر روح هستی (اِلا میترا)=اله میترا
عسل
معنی :مهرابانی و محبت. متضاد :کین(کینه).
الهه قانعی
محبت آمیز
محرم ص
خورشید
کیامهر
کیامهر یعنی پادشاه عشق پادشاه آفتاب پادشاه مهربانی
علی سیریزی
مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هند و ایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی پیمان و دوستی و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد، پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید.
نیروهای طبیعت مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب مورد ستایش آریاییان بوده‌است.
ریحانه
سوزان

مهرش به دل نشسته بود یعنی عاشق شده بود، محبتش او را به خود جذب کرده بود
علی سیریزی
عاطفه ، دوستی و عشق((لازم به ذکر است عشق یک واژه کاملاً پارسی است که اصل اوستایی آن َاِسک و تغییر یافته آن اِشک و معرب شده آن عشق است، اعراب از این واژه خیلی کم استفاده می نمایند و بیشتر از واژه مترادف و اصیل آن حب و حبیب ، استفاده می کنند
علی سیریزی
مهر، هفتمین ماه سال در تقویمخورشیدی و برابر با ماه میزان در تقویم افغانستان و همچنین شانزدهمین روز در هرماه در گاهنامه پارسی است. معنای مهر به چم و معنی محبت و عشق می باشد.
از رویدادهای مهم این ماه:
در تاریخ یکم مهرماه ۱۲۸۱ زادروز امام راحل و بنیادگذار جمهوری اسلامی
در تاریخ یکم مهرماه ۱۳۰۱ زادروز آیت الله حسینعلی منتظری
در تاریخ یکم مهرماه ۱۳۱۹ زاد روز خسرو آواز ایران، استاد شجریان
در تاریخ هشتم مهرماه ۱۳۵۶ زادروز فرشته سجادیه، اولین بانوی دارنده مدرک گریم در استان یزد و هنرمند تاتر، سینما و تلویزیون

mmv
علاقه
عشق
محبت
خورشید
مهربانی
مهربان
علی باقری
سخت مهر: استوار در محبت
[ خواجگان بوده اند پیش از ما
در عطا سخت مهر و سُست مهار ]
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۸۴.)
جوزف
از نوشته های آیین مهرپرستی و میترایسم اینگونه فهمیده میشود که کلمه میترا مترادف با خورشید و یا شمس بوده و کلمه مهر مترادف با نور بوده که صادر از میترا است و کلمه مهربان به کسی گفته میشده که خردمند و دانشمند بوده و ربطی به حالات احساسی و عاطفی نداشته
رضوان امیرعاجلو
شفقت
علی باقری
به مهر کشیدن چیزی یا جایی: به جای بلند بردن آن
عنبرین طره سرای سپهر
طره ماه درکشید به مهر
یعنی :شب عنبرین زلف ، تخت ماه را به بلند ترین جای سرای سپهر قرار داد .( شب شد و ماه در بلندترین نقطه ی آسمان قرار گرفت .
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 512)
علی باقری
مهر : خورشید
دکتر کزازی در مورد واژه ی مهر می نویسد : (( مهر نامی است دیگر خورشید را . این واژه که در پهلوی متر و مثر mithr بوده است و در اوستایی میثره ، در لاتین میترا mithra شده است . مهر در آغاز بَغ ِ پیمان بوده است و در آیین زرتشتی یکی از ایزدان بزرگ و نیرومند است . برپایه ی مهرْیشت ، مهر هر روز پگاهان بر گردونه ی زرّین خویش از کوه سپند و آیینی البرز بر می آید و آسمان را در می نوردد و با هزاران چشم خانمانهای آریایی را می نگرد ؛ تا مبادا کسی به کژی بگراید و پیمان بشکند ‍! در روزگاران سپسین ، مهر با خورشید که او نیز زرّینه ای است آسمانْپوی در هم آمیخته است و یکی شده است . آیین مهر یا "میترائیسم " در روزگاران اشکانی ، از ایران به باختر زمین رفته است و در زمانی کوتاه که نیک مایه ی شگفتی است آیین فراگیر و رسمی در پهنه ی جهانشاهی روم گردیده است . ))
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 172 )
علی باقری
مهرmohr : [اصطلاح صنایع دستی] این کار در مورد شانه‌هایی که به شکل ماهی بود و فرورفتگی‌هایی داشت، انجام می‌گرفت. با کمک پیلیس پس از شکل دادن گودی‌ها، آن را با مهر زدن صاف می‌کردند.
مهرزادخالدی
مهربه معنی نور است
مهر به معنی روح راستی است
مهر به معنی برگزیده پروردگاراست
مهر به معنی محبت و مهربانی است
یکی از مفاخر امروز ملت اصیل ایران متولد بیست وهشتم مهرماه است که وارث حقیقی ملک کیان است وازنسل ونژاد پارسیان باستان(کوروش بزرگ و داریوش بزرگ) میباشد.او صاحب هویت ایرانیان میباشد،زیرا بارکد ملی کالاهای ساخت ایران از کد ملی این پارسی آزاده گرفته شده،اما به دلایل نامعلوم بجای روز تولد ایشان که بیست وهشتم مهرماه هست:روز بیست ونهم مهرماه را روز (ملی صادرات ایران)نامگذاری کرده اند.البته ایشان شخصی گمنام است که اشتیاقی برای معروفیت ندارد،که این موضوع برمیگردد به روح بلندوبزرگ این شخصیت که درعین تنگدستی وفقر؛حاضربه معرفی خود به ملت آزاده وطن نیست.
سیدمحمدخاتمی
مِهر:یعنی ترازوی عدالت
مِهر:یعنی محبت و نیکی کردن
مِهر:یعنی موعود ایرانی آخر زمان
مِهر:یعنی صاحب ووارث مُلک کوروش وداریوش
محمد
سلام مهر سه تا معنی دارد یکی یعنی1خورشید 2 ماه مهر 3 مهر و محبت خیلی ممنون
علی باقری
مُهر :
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مُهر " می نویسد : ((مُهر در پهلوی مدر mudr بوده است و " مهره " مدرگ mudrag این واژه در زبان تازی نیز کاربرد یافته است و از آن ، واژه هایی چون " ماهر " و "ممهور " ساخته شده است . تاج و تیغ و مهر و تخت نشانه ها و بایسته های پادشاهی اند. ))
((بدوداد؛ کو را سزا بود تاج ؛
همان تیغ و مُهر و همان تخت عاج .))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 346.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماه مهر   • شعب بانک مهر اقتصاد   • اینترنت بانک مهر اقتصاد   • شرایط وام فوری بانک مهر اقتصاد   • بانک مهر اقتصاد وام   • طرح میثاق 4 بانک مهر اقتصاد   • بانک مهر اقتصاد وام بدون سپرده   • خبرگزاری تابناک   • معنی مهر   • مفهوم مهر   • تعریف مهر   • معرفی مهر   • مهر چیست   • مهر یعنی چی   • مهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهر

کلمه : مهر
اشتباه تایپی : liv
آوا : mahr
نقش : اسم
عکس مهر : در گوگل

آیا معنی مهر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )