برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1433 100 1

مهاجرت

/mohAjerat/

مترادف مهاجرت: جلای وطن، رحلت، کوچ، هجرت

متضاد مهاجرت: اقامت

برابر پارسی: ترک میهن

معنی مهاجرت در لغت نامه دهخدا

مهاجرت. [ م ُ ج َ / ج ِ رَ ] (از ع ، اِمص ) ترک کردن دوستان و خویشان و خارج شدن از نزد ایشان یا فرار از ولایتی به ولایت دیگر از ظلم و تعدی. (ناظم الاطباء). بریدن از جایی به دوستی جایی دیگر. (یادداشت مؤلف ). ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن. مهاجرة.
- مهاجرت کردن ؛ هجرت کردن. کوچ کردن.
|| مفارقت. جدائی. (از ناظم الاطباء).

مهاجرة. [ م ُ ج َ رَ ] (ع مص ) از کسی بریدن. (مصادر زوزنی ) (ترجمان البلاغه علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ). || بریدن از جایی به دوستی جای دیگر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || از زمینی به زمینی رفتن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). از زمینی به زمینی شدن. (تاج المصادر بیهقی ). || بیرون رفتن به سوی دهات. (ناظم الاطباء). و رجوع به مهاجرت شود.

معنی مهاجرت به فارسی

مهاجرت
ازجائی بجای دیگررفتن ودر آنجامنزل کردن، دوری کردن ازشهرودیارخود
( مصدر ) از موطن خود بجایی دیگر انتقال کردن هجرت گزیدن .
[migration] [ژئوفیزیک، شیمی] [ژئوفیزیک] پیشروی کانون زمین لرزه در امتداد کمربند زلزله یا زون گسلی (fault zone)، از مکانی به مکان دیگر، ناشی از انباشت کرنش [شیمی] حرکت ذرات باردار در محلول برق کاف تحت تأثیر یک میدان الکتریکی
[bond migration] [شیمی] انتقال پیوند از یک موقعیت به موقعیت دیگر در یک مولکول
[migratory aptitude] [شیمی] تمایل نسبی یک گروه برای مشارکت در نوآرایی (rearrangement)
[migration current] [شیمی] جریانی که براثر مهاجرت یون های باردار مثبت به سطح آند تولید می شود
[migration velocity] [مهندسی محیط زیست و انرژی] سرعت حرکت ذره به سمت صفحۀ جمع کننده در رسوب ده ایستابرقی/ الکترواستاتیکی

معنی مهاجرت در فرهنگ معین

مهاجرت
(مُ جِ رَ) [ ع . مهاجرة ] (مص ل .) هجرت کردن ، از جایی به جای دیگر رفتن و در آن جا مسکن گزیدن .

معنی مهاجرت در فرهنگ فارسی عمید

مهاجرت
۱. از جایی به جای دیگر رفتن و در آنجا منزل کردن.
۲. دوری کردن از شهر و دیار خود.

مهاجرت در دانشنامه اسلامی

مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی اثر فارسی مهدی فرهانی منفرد است که حضور و فعالیت علمای شیعه را در این برهه از تاریخ ایران و انگیزه آنان از مهاجرت به ایران را مورد بررسی قرار داده است.
بکر بودن و اصالت موضوع نخستین انگیزه نگارش اثر در زمان نگارش (زمستان 1367ش) بوده است .
کتاب حاضر شامل یک پیشگفتار و یک دیباچه که در سه بخش «قلمرو پژوهش، منابع پژوهش و یادداشت ها» نوشته شده است. متن اثر در پنج فصل به بررسی علل مهاجرت علمای جبل عامل به ایران، کاوش در چگونگی عملکرد مهاجران در ایران به ویژه در پیوند با حکومت صفوی و ارزیابی نتایج و پیامدهای این مهاجرت پرداخته است.
نویسنده منابع مورد استفاده را در سه بخش کتب رجالی، آثار تاریخی مربوط به تاریخ تشیع در جبل عامل، و مآخذ تاریخی دوره صفوی دسته بندی کرده است .
نگارنده در فصول پنجگانه این پژوهش می کوشد با اشاره به چگونگی دستیابی صفویان به قدرت و پایه های اصلی قدرت آنان، بررسی شرایط مبدأ مهاجرت و پدید آمدن و استمرار تشیّع در جبل عامل و آن نهضت علمی که منجر به تبدیل این سرزمین به یکی از مراکز تشیّع در جهان اسلام شد، و نقش و نفوذ مهاجران را در دولت صفوی ارزیابی کند و سازگاری ها و ناسازگاری های مهاجران را با صفویان مورد بحث قرار دهد .
آیه مهاجرت به آیه ۷۲ سوره انفال اطلاق می شود.
← سیر تحولی و نَسخ حکم ارث
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۳۳.    
...

مهاجرت در دانشنامه ویکی پدیا

مهاجرت
مهاجرت به معنای جابه جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی است. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده ای مانند فقر، بیماری، مسائل سیاسی، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می کنند. دلیل دوم می تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کنندهٔ مقصد مهاجرت مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر، مسکن بهتر و آزادی های سیاسی بهتر باشد.
اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر، که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می شود. مهاجرت به طور ضمنی به اقامت درازمدت با مهاجرت اطلاق می شود توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به عنوان مهاجر شناخته نمی شوند؛ اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (به طور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به عنوان شکلی از مهاجرت به حساب می آیند. میزان جهانی مهاجرت، درشرایط کامل بالا ولی در شرایط مرتبط پایین است. بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود ۱۹۰ میلیون مهاجر بین المللی در سال ۲۰۰۵ وجود داشته است، که ۳٪ از کل جمعیت دنیا را شامل می شود. ۹۷٪ بقیه جمعیت دنیا در کشورها و محلهایی زندگی می کنند که به دنیا آمده اند یا به طور خانوادگی زندگی کرده اند.
عقاید جدید درباره مهاجرت به توسعه و پیشرفت مربوط می شود، مخصوصا در قرن نوزدهم میلادی به ملیت ها و کشورهایی با معیارهای مشخص شهروندی پاسپورت وکنترل دائم و مستمر مرزها وحدود و قانون ملیت وجود داشته است. شهروندی و تابعیت یک کشور- ملیت به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در آن کشور و منطقه می داد، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می شود. مهاجرت بدون تایید رسمی می تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی شود و حتی اگر آن به عنوان خلاف تعریف نشود، دولتها معمولاً برای مهاجرت غیر قانونی بازداشت و حبس تعیین می کنند. این ملیت ها- کشورها هم چنین مهاجرت را یک مورد سیاسی، با تعریف وطن و تابعیت اصلی یک ملت را که به عنوان میراث شراکتی نژادی و یا فرهنگی اصلی به شمار می آید، در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی پیدا می کند. این مسئله باعث تنش های اجتماعی ترس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مهاجرت در دانشنامه آزاد پارسی

کوچ ایل بختیاری
نقل مکان افراد از محل اقامتشان به جایی دیگر. اگر از کشوری به کشور دیگر رخ دهد مهاجرت بین المللی یا برون کوچ نامیده می شود و اگر در یک کشور از منطقه ای به منطقۀ دیگر باشد مهاجرت داخلی یا درون کوچ. همچنین مهاجرت ممکن است موقت (نظیر مسافرت های ایام تعطیل) یا فصلی (نظیر کوچ عشایر) یا دایمی باشد. آنچه افراد را وادار به ترک یک محیط می کند عوامل دفع و آنچه آنان را به محیط دیگر می کشاند عوامل جذب (نظیر مسکن بهتر، شغل مناسب تر، امکانات بیشتر) نام دارد. مهاجرت در مقیاس وسیع بیشتر علت اقتصادی دارد و گاه آزارهای اجتماعی یا سیاسی یا دینی به این کار سبب می شود (که پناهندگان را پدید می آورد) و باعث می شود که کشورهای خاصی در این خصوص قوانین محدودکننده ای وضع کنند. نوعی دیگر از مهاجرت، مهاجرت اجباری است که برخی علل آن عبارت اند از مواجهه با جنگ، آزار مذهبی، قحطی، بردگی، بلایای طبیعی. امریکا در مقیاسی وسیع تر از کشورهای دیگر و بیش از ۵۰میلیون نفر در طول تاریخ خود مهاجر پذیرفته است. در بریتانیای کبیر مقررات مهاجرت ساکنان کشورهای مشترک المنافع در ۱۹۶۲ و ۱۹۶۸ تصویب شد و در ۱۹۷۱ نظام واحد نظارتی جایگزین آن شد. قانون ۱۹۸۱ ملیت انگلستان، با این حکم که فقط شهروند انگلیسی حق زندگی کردن در بریتانیای کبیر را دارد، مهاجرت به انگلستان را محدود کرد. مهاجرت در دین اسلام نیز احکامی مخصوص دارد. اگر مسلمانی در شرایطی قرار گیرد که دینش در خطر افتد و به او ظلم شود، واجب است که از آن سرزمین هجرت کند. (نساء ۹۷ـ۹۸؛ انفال، ۷۲؛ نحل، ۱۱۰؛ عنکبوت، ۵۶) به نظر فقیهان مسلمان شرایطی که مهاجرت را واجب می کند عبارت اند از ۱. گریز از شکنجۀ ظالمان؛ ۲. یادگیری احکام دینی (توبه، ۱۲۲)؛ ۳. تقویت دولت اسلامی. همچنین اگر مهاجرت باعث شود که مسلمانی احکام و معارف اسلام را، به علت دور از دسترس بودن، فراموش کند، حرام است.

نقل قول های مهاجرت


• «هیچ انسانی با خوشحالی وطنش را ترک نمی کند.»
• «هرگز زندگانی برای کسی که از دیار خود مهاجرت کرده مانند دیگران نیست.»
• «مهاجرت خیلی تلخ است، خیلی سنگین و دشوار است. آرزو می کنم هیچ کس مجبور نشود از محل زندگی اش مهاجرت کند.» -> رضا فیاضی

ارتباط محتوایی با مهاجرت

مهاجرت در جدول کلمات

مهاجرت
کوچ
مهاجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه
هجرت
مهاجرت پیامبراسلام از مکه به مدینه
هجرت
مهاجرت سلولهای سرطانی از یک بافت به بافت دیگر
متاستاز
مهاجرت کردن
هجرت

معنی مهاجرت به انگلیسی

flight (اسم)
گریز ، پرواز ، سلسله ، مهاجرت ، عزیمت ، یک رشته پلکان
colonization (اسم)
استعمار ، مهاجرت ، کوچ
emigration (اسم)
مهاجرت ، کوچ
exodus (اسم)
مهاجرت ، خروج ، مهاجرت دسته جمعی ، سفرخروج
expatriation (اسم)
مهاجرت ، جلای وطن
out-migration (اسم)
مهاجرت

معنی کلمه مهاجرت به عربی

مهاجرت
استعمار , حجرة
طيران
اِرتَحَلَ
استعمر , زرع , هاجر
هاجر
مهاجر
مهاجر

مهاجرت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد طاها
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
فَروایِش farvãyesh (پهلوی: فْرَوایِیشن fravãyishn)
پَرواس (سنسکریت: پْرَواسَ)
کوژین (کردی: کوچین)
هومن خدری
سلام من میخوام از طریق مدرک تحصیلی بیام اکوادر اینجا کارهام رو کردم اونجا گسی هست برای اداره مهاجرت کمکم کنه
M
Move away
شهریار آریابد
در پهلوی " فاتورش ، فروایش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
فاتوریدن ، فرواییدن = مهاجرت کردن ، کوچیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مهاجرت آلمان   • مهاجرت چیست   • انواع مهاجرت   • مهاجرت کانادا   • مهاجرت در جدول   • مهاجرت به اروپا   • دلایل مهاجرت   • معنی مهاجرت   • مفهوم مهاجرت   • تعریف مهاجرت   • معرفی مهاجرت   • مهاجرت یعنی چی   • مهاجرت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهاجرت
کلمه : مهاجرت
اشتباه تایپی : lih[vj
آوا : mohAjerat
نقش : اسم
عکس مهاجرت : در گوگل

آیا معنی مهاجرت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )