برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

مؤمن

/mo'men/

مترادف مؤمن: باایمان، بادیانت، پارسا، پرهیزگار، دیندار، گرونده، متدین، متقی، متورع، مذهبی، مسلمان، معتقد

متضاد مؤمن: کافر

برابر پارسی: باوردار، پارسا، پرهیزکار، گرویده

معنی مؤمن به فارسی

[ گویش مازنی ] /tappe mard momen/ از تپه های تاریخی ناحیه ی سدن رستاق واقع در استرآباد

معنی مؤمن در فرهنگ معین

مؤمن
(مُ مِ) [ ع . ] (ص .) دیندار، متدین . ج . مؤمنان ، مؤمنون .

معنی مؤمن در فرهنگ فارسی عمید

مؤمن
۱. متدین، با ایمان.
۲. از نام های خداوند.
۳. [عامیانه، مجاز] خطابی معترضانه به مردان.
۴. (اسم) چهلمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای هشتادوپنج آیه.

مؤمن در دانشنامه اسلامی

مؤمن
معنی مُؤْمِنُ: مؤمن -آن کس که يقين و باور دارد- با ایمان - کسي که امنيت بدهد ، ودر امان خود حفظ کند -امنیت دهنده
معنی مُّؤْمِنَةً: زن مؤمن - زن با ایمان
معنی لَّوَّامَةِ: بسیار ملامتگر- بسیار سرزنش کننده (منظور از نفس لوامه نفس مؤمن است ، که همواره در دنيا او را به خاطر گناهانش و سرپيچي از اطاعت خدا ملامت ميکند ، و در روز قيامت سودش ميرساند . بعضي گفتهاند : منظور از نفس لوامه جان آدمي است ، چه انسان مؤمن صالح ، و چه ا...
معنی حَبِّ: دانه (هم ریشه با محبت لذا درآیه 95سوره انعام از آن تعبیر به طينت مؤمن هم شده است که خداوند محبت خود را در آن جاي داده )
معنی سَدِيداً: محکم و استوار وبا صلابت (از ماده سداد است ، که به معناي اصابت رأي ، و داشتن رشاد است ، و بنابر اين ، قول سديد ، عبارت است از کلامي که هم مطابق با واقع باشد ، و هم لغو نباشد ، و يا اگر فايده دارد ، فايدهاش چون سخنچيني و امثال آن ، غير مشروع نباشد . پس...
معنی مُّذَبْذَبِينَ: متحیروسرگردانان (مذبذب بودن هر چيزي به معناي آمد و شد کردن آن بين دو طرف است بدون اينکه آن چيز تعلق و وابستگي به يکي از آن دو طرف داشته باشد . و اين خود صفت منافقين است که بين مؤمنين و کفار آمد و شد دارند ، نه به کفار بستگي و تعلق دارند و نه به مؤمني...
معنی لَا يُؤْذَيْنَ: آن زنان آزار داده نمي شوند (قبل از اسلام نیز مرسوم بوده که زنان روسری می پوشیدند ولی پایین آن را پشت سر می انداختند درعبارت "يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَ ٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ" به زنان مؤمن می گوید که طرز روسر...
معنی يُعْرَفْنَ: که شناخته شوند (عبارت "ذَ ٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ " يعني :اين [پوشش] به اينكه [به عفت و پاكدامنی] شناخته شوند نزديكتر است، و در نتيجه [از سوی مردم بیتقوا] مورد آزار قرار نخواهند گرفت.قبل از اسلام نیز مرسوم بوده که زنان روسری می...
معنی يُدْنِينَ: جلو بکشند - پیش بکشند (در عبارت "يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ " منظور از پیش کشیدن روسری و سر اندازهایشان ، اين است که آن را طوري بپوشند که زير گلو و سينههايشان در انظار نامحرمان پيدا نباشد. ...


مؤمن در جدول کلمات

مؤمن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م. نمازیان
دیندار
خداپرست
پارسا
پارسا،پرهيزکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنای لغوی ایمان   • مفهوم ایمان   • تعریف ایمان   • ایمان در قرآن   • ایمان یعنی   • تحقیق در مورد ایمان   • راه های دستیابی و تقویت ایمان به خدا   • حقیقت ایمان   • معنی مؤمن   • مفهوم مؤمن   • تعریف مؤمن   • معرفی مؤمن   • مؤمن چیست   • مؤمن یعنی چی   • مؤمن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مؤمن
کلمه : مؤمن
اشتباه تایپی : lؤlk
آوا : mo'men
نقش : صفت
عکس مؤمن : در گوگل

آیا معنی مؤمن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران