برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

تولید

/towlid/

مترادف تولید: پدیدآوری، زایش، توالد، زادن، زاییدن، ایجاد، خلق، فرآوری، فرآورده، محصول

متضاد تولید: مصرف

برابر پارسی: بارآوری، پدید آوردن، زاستن، زای وری، ساختن، ساخته، فراورده، فراوری، فرآوری

معنی تولید در لغت نامه دهخدا

تولید. [ ت َ ] (ع مص ) از گوسفند، بچه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). زاینده گردانیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زایانیدن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن. (از اقرب الموارد). زایانیدن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || پروردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرورش کردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || ازاصل چیزی پدید آوردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ).پدید آوردن. (دهار). پدید آوردن چیزی از چیزی. (از اقرب الموارد). به معنی پیدا کردن چیزی از خاصیت و تأثیر نیز مستعمل میشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
- تولید مثل ؛... ادامه ٔ دودمان موجودات زنده مربوط به نیرو... و طریقه ٔ خاصی است که... تولید مثل نامند. (جانورشناسی عمومی ج 1 ص 26). پدید آوردن نظیر خود. زاد و ولد کردن.
|| نزد معتزله فعل صادر از فاعل است با واسطه ای و مباشرت مقابل آن است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به مباشرت شود.

معنی تولید به فارسی

تولید
زایاندن، حاصل کردن چیزی ازطریق زراعت یاصناعت
۱ - ( مصدر ) زایاندن زادن . ۲ - پدید آوردن پیدا کردن ایجاد : تولید ثروت . ۲ - ( اسم ) زایش . جمع : تولیدات . یا تولید مثل . نظیر خود را پدید آوردن فرزند آوردن .
از گوسفند بچه گرفتن زایاندن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن پروردن از اصل چیزی پدید آوردن نزد معتزله فعل صادر از فاعل است با واسطه و مباشرت مقابل آنست
[articulation] [زبان شناسی] عملکرد اندام های آوایی در ایجاد آوا متـ . فراگویی
[production] [سینما و تلویزیون، شیمی، علوم مهندسی، مهندسی بسپار] [سینما و تلویزیون] 1. مجموعۀ مراحل آماده سازی و ساخت فیلم یا برنامه در سینما یا تلویزیون 2. مرحلۀ فیلم برداری فیلم یا برنامه که بین دو مرحلۀ پیش تولید و پس تولید قرار دارد [شیمی، علوم مهندسی] عملیات...
[زبان شناسی] ← تولید نخستین
[mass production] [علوم مهندسی] تولید در مقادیر زیاد با استفاده از فرایندهای ماشینی
[double articulation] [زبان شناسی] شیوه ای در تولید آوا که در آن آوایی به طور هم زمان دارای دو جایگاه و یک شیوۀ تولید باشد
[secondary articulation] [زبان شناسی] شیوه ای از تولید در آواهایی با دو گرفتگی که در آن گرفتگی دوم با میزان کمتری از گرفتگی همراه است متـ . تولید فرعی
[sediment production] [زمین شناسی] مقدار رسوب به وجود آمده در یک حوضه در نتیجۀ فرایندهای فرسایشی
[pair production] [فیزیک] پدیدۀ نسبیتی تبدیل انرژی به ماده که در آن فوتون های پرانرژی، در گذر از محدودۀ میدان الکتریکی قوی، به طور هم زمان به یک الکترون منفی و یک الکترون مثبت (پوزیترون) تبدیل می شوند ...

معنی تولید در فرهنگ معین

تولید
(تُ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) پدید آوردن . ۲ - زادن . ۳ - (اِمص .) زایش . ۴ - ایجاد.

معنی تولید در فرهنگ فارسی عمید

تولید
۱. چیزی را از چیز دیگر به وجود آوردن، زایاندن.
۲. (اقتصاد) حاصل کردن چیزی از طریق زراعت یا صناعت.
۳. (اقتصاد) مقدار کالای تهیه شده.

تولید در دانشنامه اسلامی

تولید
تولید، اصطلاحی کلامی می باشد.
به معنای پدیدآوردن کاری به وسیله کاری دیگر.

مفهوم تولید
وقتی کاری به واسطه انجام شدن کاری دیگر صورت پذیرد، این عمل، تولد و آن کار، فعلِ متولده خوانده می شود، مثل حرکت کلید در قفل که متولد از حرکت دست است،

ارتباط مفهوم تولید با جبر واختیار
مفهوم تولید یا تولد با موضوع جبر و اختیار مرتبط است که نخستین بحث انتزاعی کلامی در جهان اسلام بوده و همواره یکی از مهمترین مباحث کلامی باقی مانده است

خلق الاعمال از اساسی ترین مناقشات معتزله و اشاعره
...
تولید
تولید؛ اصطلاحی کلامی به معنای پدیدآوردن کاری به وسیله کاری دیگر است.
وقتی کاری به واسطه انجام شدن کاری دیگر صورت پذیرد، این عمل، تولد و آن کار، فعلِ متولد خوانده می شود، مثل حرکت کلید در قفل که متولد از حرکت دست است.
تولید، اصطلاحی کلامی می باشد.
به معنای پدیدآوردن کاری به وسیله کاری دیگر.

مفهوم تولید
وقتی کاری به واسطه انجام شدن کاری دیگر صورت پذیرد، این عمل، تولد و آن کار، فعلِ متولده خوانده می شود، مثل حرکت کلید در قفل که متولد از حرکت دست است،

ارتباط مفهوم تولید با جبر واختیار
مفهوم تولید یا تولد با موضوع جبر و اختیار مرتبط است که نخستین بحث انتزاعی کلامی در جهان اسلام بوده و همواره یکی از مهمترین مباحث کلامی باقی مانده است

خلق الاعمال از اساسی ترین مناقشات معتزله و اشاعره
...



تولید در دانشنامه ویکی پدیا

تولید
تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. و بر دو نوع است،تولید مداوم و تولید متناوب.فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می گیرد. واژه Production در لغت به معانی استخراج، فراورده، محصول، کار، عمل، نتیجه، ارائه و تولید آمده است. اندازهء تولید یک اقتصاد شاخص گلبال صنعت است که با این شابلن جنس اقتصاد از جهت چیدمان اجتماعی تعیین و تاءیید می شود.
حییم، سلیمان؛ فرهنگ معاصر انگلیس به فارسی و فارسی به انگلیسی، تهران، فرهنگ معاصر، 1386، ص526.
▪▪بابک ،کاضمی؛مدیریت تولید،انتشارات پیام نور،1392
تولید یا ساخت نام صنعت بسیار مهمّی ست که از ماقبل تاریخ ایجاد شد. شاید بتوان تولید را اوّلین صنعت بشر دانست. نیاز به تولید، منجر به پیشرفت تمام رشته های مهندسی شد.
تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می گیرد.
در اقتصاد، خلق مطلوبیت از طریق فعالیت انسانی است. تولید از نظر علم اقتصاد، دربردارنده خلق اشیا توسط انسان نیز هست؛ ولی شامل دیگر فعالیت های خدماتی چون حفاظت و نگهداری، پاکیزه سازی و ... هم می شود.
تولید آنتروپی (به انگلیسی: Entropy production) برای محاسبه میزان بازده عملکرد ماشینهایی گرمایی مورد ااستفاده قرارمیگیرد مانند محاسبه بازده در نیروگاهها، یخچالها، پمپ حرارتی و ابزار تهویه مطبوع. همچنیین نقش کلیدی در فرایندهای برگشت ناپذیر در ترمودینامیک نیز دارد.
آنتروپی در فرایندهای برگشت ناپذیر تولید می شود. ارزش دوری از فرایند برگشت ناپذیر (یا کاهش آنتروپی ایجاد شده) توسط آقای نیکولا سعدی کارنو در سال ۱۸۲۴ پی برده و مطرح شد.
در سال ۱۸۶۷ کلازیوس که از سال ۱۸۵۴ کار در رابطه آنتروپی را افزایش داده بود توضیحاتی در مقالات نوشته شده خود درباره تولید آنتروپی (در سیستم بسته)ارائه نمود. همچنین معادله زیر که تولید آنتروپی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تولید در دانشنامه آزاد پارسی

تولید (production)
فرآیندِ ساختِ یک کالا یا عرضۀ خدمت. سه روش مختلف سازمان دهی تولید عبارت اند از تولید کارمزدی۱، تولید دسته ای مواد۲، و تولید جاری۳. تولید، برحسب بخش های صنعتی به چند گروه طبقه بندی می شود: تولید اولیه۴ (استخراج معدن و کشاورزی)؛ تولید ثانویه۵ (تولید کارخانه ای)؛ تولید نوع سوم۶ (خدمات).
job productionbatch productionflow productionprimary productionsecondary productiontertiary production

تولید در جدول کلمات

تولید انفجار می کند
بمب
تولید پسته این استان امسال با افزایش 50درصدی روبه رو بوده است
اصفهان
تولید کننده
مولد
تولید کننده و فروشنده
کاسب
آخرین سریالی که با بازی و کارگردانی رضا عطاران در شبکه سه تولید شد
بزنگاه
از مراکز مهم تولید گل محمدی | گلاب و عرقیات گیاهی در کشور
نیاسر
اندام تولید مثل قارچ ها
هاگ
انگل تولید کننده بیماری گال در انسان
اکاروس
این اقتصاددان برجسته رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد بیان می کند
دومار
این اقتصاددان برجسته | رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد | بیان می کند
دومار

معنی تولید به انگلیسی

efficiency (اسم)
کفایت ، سودمندی ، بهره وری ، بازده ، کارایی ، راندمان ، تولید ، میزان لیاقت ، پرکاری ، فعالیت مفید ، عرضه
genesis (اسم)
ریشه ، پیدایش ، سنخیت ، منشاء ، تولید ، تکوین ، سفر پیدایش ، طرز تشکیل ، پسوند بمعنیایجاد کننده
generation (اسم)
پشت ، زایش ، قبیله ، نسل ، تولید ، تولید نیرو
manufacture (اسم)
ساخت ، تولید
production (اسم)
عمل ، ساخت ، محصول ، استخراج ، تولید ، عمل اوری
output (اسم)
محصول ، بازده ، تولید ، برونداد
production rule (اسم)
تولید ، قاعده
turn-out (اسم)
اجتماع ، ازدحام ، تولید ، اعتصاب ، اعتصابگر

معنی کلمه تولید به عربی

تولید
انتاج , صناعة
شق
بيضة
جيل
احتکار القلة
انجب , جيل , صناعة , منتج , ولد
جني , منتج
اِحْتِکارُ الإنْتاجِ

تولید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا مهدیخانی
ساخت
اشکان
واژه ای بی معنی و عربی که برابر زیبای آن " ساخت و ساز " است.
ساخت و ساز در ایران بیمار است
اشکان
کالاگری
آرام
صنعتگری
اشکان
دست ساخت
ایرزاد
تولید
ریشهء این واژه پارسی ولی شکل کنون آن اربی ست :
این واژه از ریشه سه گانهء افزایندهء( ثلاثی مزید ) : وَلَدَ گرفته شده و با آن واژه های: والِد ، والِده ، مُوَلِد ، مولود ، تولید ، تَوَلُد...بر ساخته شده است .
این واژه : والیدن ، والاندن یا بالیدن و بالاندن پارسی است که می توان برای تمام برساخته ها با این ریشه برابر سازی کرد :
والد و والده = والَنده ( بالَنده)
مولود = والیده ( بالیده )
تولید = والانِش ( بالانِش)
تَوَلُد = والِش ( بالِش)
پیش نهاد های دیگر :
از ریشهء زاد و زای : فَرزادن ، فرزاییدن ، فرزایاندن
والد = فرزا ، فرزاینده
مولود = فرزاد ، فرزاییده
تولید = فرزایانش
مُوَلِد = فرزایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تولید چی خوبه   • تولید چیست   • انواع تولید   • تولید و توزیع و مصرف   • معنی تولید   • تولید در جدول   • تعریف تولید   • تولید و توزیع چیست   • مفهوم تولید   • معرفی تولید   • تولید یعنی چی   • تولید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تولید

کلمه : تولید
اشتباه تایپی : j,gdn
آوا : towlid
نقش : اسم
عکس تولید : در گوگل

آیا معنی تولید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )