برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1439 100 1

ترس

/tars/

مترادف ترس: اضطراب، اعراض، باک، بیم، پروا، تشویش، جبن، خوف، دغدغه، دهشت، رعب، سهم، فزع، محابا، مخافت، مهابت، واهمه، وجا، وحشت، وهم، هراس، هول، هیبت

معنی ترس در لغت نامه دهخدا

ترس. [ ت َ ] (اِ) پارسی باستان و اوستایی ترس ، اشکاشمی تراس ، گورانی ترس ، گلیکی ترس. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). خوف و بیم. (برهان ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). بیم و هراس. (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). مصدر آن ترسیدن است و اسم آن ترسا و ترسان. (انجمن آرا) (آنندراج ). با کردن و خوردن مستعمل. (آنندراج ) :
بیامد دوان پهلوان سپاه
پر از ترس و امید نزدیک شاه.
فردوسی.
بدو گفت سهراب کاندر گذشت
ز من ترس و تیمار سوی تو گشت.
فردوسی.
روم من بمیدان کینه ، دلیر
که از ترس من افکند چنگ شیر.
فردوسی.
ایا کرده در بینی ات حرص ورس
از ایزد نیایدْت یک ذره ترس ؟
لبیبی.
با طاعت و ترس باش همواره
تا از تو به دل حسد برد ترسا.
ناصرخسرو.
سخن بسیار باشد جرأتم نیست
نفس از ترس نتوانم کشیدن.
ناصرخسرو.
می فروش اندر خرابات ایمنست امروز و من
پیش محراب اندرم با بیم و ترس و با هرب.
ناصرخسرو.
ای شاه دو معنی را ماند بتو خاقانی
کاندر دل از آن هر دو، ترس است که جان کاهد.
خاقانی.
لیکن بدان دیار نیایم ز ترس آنک
پرآبهاست دره و من سگ گزیده ام.
خاقانی.
- با ترس و باک ، با ترس و بیم ؛ ترسان و متوحش :
چو یک هفته در پیش یزدان پاک
همی بود گشتاسب با ترس و باک.
فردوسی.
از او پاک یزدان چو شد خشمناک
بدانست وشد شاه با ترس و باک.
فردوسی.
- با ترس و بیم ؛ ترسان و متوحش. نگران و ناآرام. مضطرب و پریشان :
دل مادر از درد گشته دونیم
همه شب همی بود باترس و بیم.
فردوسی.
- بی ترس و باک ؛ پردل و باجرأت. جسور و باشهامت. قوی دل و بی اضطراب :
بیامد سیه دیو بی ترس و باک
همی بآسمان بر پراکند خاک.
فردوسی.
تویی آفریننده ٔ آب و خاک
برین نرّه دیوان بی ترس و باک. ...

معنی ترس به فارسی

ترس
خوف، ترسیدن ، مین سخت، زمینی که بیل در آن کارنکند
( اسم ) سپر جنه . جمع : اتراس تروس .
دریانورد اسپانیولی در قرن هفده میلادی که دریاهای جنوب را کشف کرده است .
[ گویش مازنی ] /tars/ ابر رقیق - رطوبت ۳سرزمین
دهی از دهستان قطور است که در بخش حوم. شهرستان خوی و ۵۸۵ هزار گزی جنوب باختری خوی و ۱٠ هزار گزی جنوب راه ارابه رو قطور به خوی قرار دارد .
رودی است در سیواس از ولایت آماسی. آسیای صغیر که طول مجرای آن ۷٠ هزار گز است و به یشیل ایرماغ میریزد .
دعا و زند و پازند خواندن فارسیان است سه روز بر سر دخم. میت بواسط. آنکه گویند چون روح از قالب مفارقت نماید سه شبانه روز ترس و بیم بسیار است .
[scareware] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نرم افزاری که تنها برای ایجاد نگرانی یا ترس در کاربر ناآگاه طراحی می شود
بیم داشتن هراسان شدن ترسان بودن
بیم دادن متوحش ساختن . ترساندن ترسانیدن .
بیم داشتن هراسناک بودن وحشت داشتن
وحشت بیم خوف ترکیب : بی ترس و باک بی ترس و بی باک خالی از وحشت و بیم .
ترس و باک خوف و هراس .
شهری است در پرتقال که بر شمال لیسبون واقع است و ۸۶٠٠ تن سکنه دارد .
خوف و هراس اضطر ...

معنی ترس در فرهنگ معین

ترس
(تَ) ۱ - (اِ.) بیم ، هراس . ۲ - (ص فا.) در ترکیب به معنی «ترسنده » آید: خداترس .
(تُ) [ ع . ] (اِ.) سپر. ج . اتراس .
( ~.) [ ع . ] (اِ. ص .) زمین سخت ، محکم ج . تُرُس ، اتراس .

معنی ترس در فرهنگ فارسی عمید

ترس
سپر.
۱. = ترسیدن
۲. ترسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): خداترس.
۳. (اسم مصدر، اسم) بیم، خوف.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] تقوا، پرهیزگاری.
خداترس، زاهد، پارسا.
کسی که حتی از سایۀ خود بترسد، بسیارترسو.

ترس در دانشنامه اسلامی

ترس
بیم از وقوع امری ناخوشایند را ترس می گویند و از آن به مناسبت در بابهایی همچون طهارت، صلات، صوم، حج، حدود و دیات یاد شده است.
ترس از خداوند به معنای بیم از عدالت و عذاب او ـ در آیات متعدّد از صفات پیامبران، عالمان و مؤمنان شمرده شده است. چنان‏ که خداوند در آیاتی دیگر، کسانی را که از او نمی‏ترسند مذمّت کرده و چنین خصلتی را نشانه بی‏ایمانی آنان دانسته است.
در روایات نیز بر تحصیل صفت خوف تأکید و از گریه کردن برای خوف از قهر و عذاب الهی ستایش شده است.

آثار ترس
بر ترس از وقوع یک حادثه آثاری مترتب است که به نحو کلّی به آنها اشاره می‏شود.

← ثبوت حکم ثانوی
ترساندن دیگری از روی ستم، حرام و ترساننده مستحق تعزیر است؛ بلکه گاهی موجب ثبوت دیه خواهد شد. اگر کسی به قصد ترساندن مردم سلاح برکشد محارب شمرده می‏شود

ترساندن زن بار دار
...
ترس
یکی از رذایل اخلاقی که ناشی از تفریط در قوه ی غضب است، ترس (جبن) می باشد که عبارت است از این که در مواردی که مثلا اولی انتقام است هیچ جنبشی و حرکتی نکند. جبن از مهلکات بزرگ است و آدمی به سبب آن دچار صفات مذمومی مانند خواری نفس و ذلت و ناگواری زندگی می شود و مردم در جان و مال او طمع می کنند و در کارهای خود بی ثبات و تنبل و راحت طلب می گردد.
و از این رو از همه سعادت ها باز می ماند و ستمکاران دست تجاوز بر او می گشایند و انواع رسوائی ها را درباره خود و اهل خود تحمل می کند و دشنام ها و تهمت های ناروا را می شنود و نسبت به آنچه موجب ننگ و رسوائی است بی مبالات می شود و مقاصد و امور مهم خود را مهمل و معطل می گذارد ولذا در شریعت از آن نکوهش شده است.
و علاج آن - بعد از این که نفس را از مهلک بودن جبن و این که نوعی نقص است آگاه کرد - این است که انگیزه های غضب را در آنچه جبن به سبب آنها پدید می آید، تحریک کند.
قوه غضب در همه موجود است ولی در بعضی از افراد ضعف و نقص می یابد و در آنها جبن پدیدار می گردد. از حکما نقل شده است که خود را در معرض مخاطرات شدید قرار می دادند تا ترسشان از بین برود. مرد دیگری که برای معالجه ترس سودمند است این است که با کسانی که خود را از شر و دشمنی او ا ...


ترس در دانشنامه ویکی پدیا

ترس
ترس احساسی معمولاً ناخوشایند اما طبیعی است که در واکنش به خطراتِ واقعی ایجاد می شود.
فریاد کشیدن:
ترس را از دلشوره و اضطراب، که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می دهد، باید جدا دانست. علاوه بر این ترس به رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که اضطراب، ناشی از تهدیدهایی خواهد بود که مهارناپذیر و غیرقابل اجتناب تلقی می شوند. ترس معمولاً با درد ارتباط دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می ترسد، چه، اگر از ارتفاعی بیفتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری است (نظیر شادمانی و خشم). ترس از سازوکارهای بقا است و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می دهد.
صورت فارسی میانهٔ این کلمه tirs-‎ است که مادهٔ مضارع به شمار می آید. صورت ایرانی باستان آن ‎*trsa-‎ است که مادّهٔ آغازی است از ریشهٔ t.rh-‎ به معنی ترسیدن. این ریشه مشتق است از ریشهٔ هندواروپایی ‎*t.rs-‎ (همراه با ‎*ters-‎ و ‎*tres-‎)که به معنی لرزیدن است.
باید بین ترس و فوبی تفاوت قائل شد. زیرا فوبی ها ترس هایی هستند که به طور گسترده با خطرات واقعی آن موقعیت تناسب ندارند، نوعاً فراتر از کنترلِ ارادی هستند، و باعثِ خودداری از موقعیتِ ترسناک می شوند. در واقع فوبی ها ترس های بی موردی هستند که در نتیجه تداعی عصبی و ذهنی بوجود آمده اند مثلا شخصی که از پرواز می ترسد قبلا پرواز برای او با یک حادثه و اتفاق ناخوش آیندی مصادف شده که این امر منجر به وجد آمدن یک نوع تداعی عصبی ذهنی در آن شخص شده لذا هر وقت در مورد پرواز فکر کند یا بخواهد با هواپیما پرواز کند دچار این ترس شدید و بیمورد خواهد شد زیرا ذهن او اینگونه برنامه ریزی شده که پرواز یعنی مرگ، پرواز یعنی ایجاد حادثه بد و دلخراش.
عکس ترس
ترس احساسی معمولاً ناخوشایند اما طبیعی است که در واکنش به خطراتِ واقعی ایجاد می شود.
ترس (کتاب)، کتاب ادبی نوشتهٔ استفان تسوایگ
ترس (رمان)، رمانی نوشتهٔ رون هابارد
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های ترس

ترس
• «ترس، همراهِ نومیدی است؛ و شرم همراهِ محرومیّت؛ و فرصت ها چونان ابرها می ‏گذرند، پس فرصت های نیکو را غنیمت شمرید.» نهج البلاغه، کلمات قصار، ۲۱ -> علی بن ابی طالب
• «به عقیدهٔ من، ترس اثرگذارترین ابراز برای نابودی یک شخصیت و روحِ مردم است.» -> انور سادات
• «کسی که نتواند بر ترس غلبه کند، هنوز اولین درس زندگی را نیاموخته است.»
• «ترس برادر مرگ است»
• «از هر چی بترسی سرت می آید»

ارتباط محتوایی با ترس

ترس در جدول کلمات

ترس
جبن
ترس | بزدلی
جبن
ترس از خدا
ورع
ترس از عقوبت
تهدید
ترس ناگهانی
هول
ترس و بیم
واهمه
ترس و گریز
رمش
ترس و هراس
بیم
ترس و هول
بیم
ترس و واهمه
هراس

معنی ترس به انگلیسی

fear (اسم)
وحشت ، هراس ، خوف ، بیم ، ترس ، پروا
dread (اسم)
وحشت ، خوف ، بیم ، ترس ، خوفناکی
horror (اسم)
بیزاری ، وحشت ، خوف ، ترس ، خوفناکی ، دهشت ، مورمور ، ترس زیاد
fray (اسم)
وحشت ، نبرد ، غوغا ، نزاع ، ترس
awe (اسم)
وحشت ، خوف ، بیم ، هیبت ، ترس
dismay (اسم)
ترس ، جبن ، بی میلی ، وحشت زدگی
misgiving (اسم)
بیم ، ترس ، اشتباه ، بدگمانی ، شبهه ، مشتبه سازی ، سوء تفاهم ، عدم اطمینان
awful (صفت)
ترس ، مهیب یا ترسناک

معنی کلمه ترس به عربی

ترس
خوف , رعب , سيي , شجار , فزع
رهبة
رهيب
امقت
ارهاب
خوف
رهيب

ترس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
باگ
بهادر
بی غش
امیل
خوف . هراس . وحشت . باک .
سجاد
رمش
سیدشهروز زمانی
دلهره
ترس
برای دیدن مطالب ترسناک ، برین به آدرس 👇
http://scarythings.blog.ir/
نادر
ترس به ترکی: قورخو
حمیدرضا دادگر_فریمان
باک، بیم، پروا، تشویش، جبن، خوف، دغدغه، دهشت، رعب، سهم، محابا، واهمه، وحشت، وهم، هراس، هول
ابوالفضل میرزاوند
فارسی : وحشت ، پروا
لری : زَلَه
انگلیسی: scare

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ترس در جدول   • ترس شعر   • معنی ترس   • معنی ترس در جدول   • انواع ترس   • نام دیگر ترس   • ترس چیست   • ترس شادمهر   • مفهوم ترس   • تعریف ترس   • معرفی ترس   • ترس یعنی چی   • ترس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترس
کلمه : ترس
اشتباه تایپی : jvs
آوا : tars
نقش : اسم
عکس ترس : در گوگل

آیا معنی ترس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )